د لوی، مهربان او بخښونکي خدای په نامه

رمضان ماه برکات

همایون غفوری 10.08.2010 20:19

 

        ( انه لذکری لمن کان له قلب او ألقی السمع و هو شهید )

هر آیینه این یاد دهانیست برای کسی که دارای قلب باشد و یا گوش دهد در حالیکه حاضر است .

             این آیۀ مبارکه همیشه وادارم مینمود ، تا طویل بیندیشم : آیا براستی مردمانی هستند که قلب نداشته باشند ؟ آیا زنده جانی بدون قلب وجود دارد ؟ و آیا وجود انسان زنده ای دارای قلب مرده امکان پذیر است ؟ آیا زنده بودن بذات خود دلالت به داشتن قلب نمیکند ؟

            در کشمکش ذهنی بودم که جواب را در آیۀ مبارکۀ دیگری یافتم ( أفلم یسیروا فی الأرض فتکون لهم قلوب یعقلون بها او آذان یسمعون بها ؟ فإنها لا تعمی الأبصار ولکن تعمی القلوب التی فی الصدور ) آیا گردش نمیکنند در زمین تا صاحبان قلبهای با اندیش و گوشهای شنوا باشند ؟ زیرا که چشمها کور نمیشود بلکه قلبهايي کور میشود که در داخل سینه ها قرار دارد ... این یکی از بزرگترین معجزه های قرآنی بشمار میرود که قلب وعقل را با همدیگر پیوند داده برخلاف نظریۀ سابقه که میگفتند قلب تنها ذخیرۀ عواطف و احساسات میباشد اینک قرآن بیان میدارد که هرگاه قلب درست و مطابق فطرت خداوندی کار بکند ، هدف اصلی خلقتش را میشناسد ، وعقل نيزبنوبۀ خود درحمد و ستایش خداوند می پردازد ، و همه وجود انسانی به شمول قلب و پوست و سایر اعضاء در حرکت می آید . ابن مسعود ، صاحب شفاف ترین آوازی که درحمد باری تعالی سروده ، میگوید " إذا جلست أقرأ الحوامیم ، فکأنما أجلس فی روضات دمثات أتأنق فیهن " هرگاه سوره های آغاز شده با ( حم ) را خواندن میگیرم چنان می پندارم که در باغهای زیبایی نشسته میخرامم ... بعضی از صالحین میگفتند : بیایید روی دسترخوان قرآن بنشینیم ... قرآن غذای روح آنها بود ، غذای قلبهایشان وغذای زندگی بخش برایشان ، همین قرآن بود . و هرقدر زیادتر ازین ازین منبع زلال مینوشیدند ، به همان اندازه در تشنگی شان می افزود . { در کشور ما ضرب المثلیست که : اشتها زیر دندان است } آن صالحین براستی مصداق این ضرب المثل بودند وهر قدر قرآن میخواندند احساس تشنگی بیشتر میکردند .

            بیایید ببینیم که ما تا چه حد با قرآن درارتباط هستیم و آیا گاهی احساس تشنگی به خواندن و تدبرش کرده ایم ؟ خصوصا در ماهی که قرآن نازل شده . ( شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن )

            خداوند در بارۀ این کتاب میفرماید که این قرآن ( عزیز ) است . پس آیا براستی هم این کتاب در دلهایمان عزیز است  ؟ آیا در زندگی ما اولویت را همین کتاب حایز است ؟ آیا در زندگی ما ، در داد و گرفت ما ، در تعاملات روزمرۀ ما ، این قرآن را عزیز پنداشته ایم وبعنوان عزت داری این کتاب از معصیت پرهیخته ایم ؟ آیا چنانکه حضرت عایشه رضی الله تعالی عنها زندگی رسول الله صلی الله علیه و سلم را وصف مینمودند که اخلاق ایشان قرآن بود ، آیا از یک فیصدی این وصف برخوردار هستیم ...؟ پرسشها و یاد دهانی ها برای کسانیکه دارای قلب های زنده اند .....

            یکی از صالحین بنام ابن عطا میگفت " إذا أردت أن تنظر قدرک عند الله فانظر بماذا یُشغلک " اگر ميخواهی ببینی که نزد خدا چه منزلت داری ، ببین که خدا ترا درچه کار مشغول میدارد . ببین چه میکنی . آیا مؤمنی وجود دارد که خواهش نداشته باشد تا ببیند که نزد خدا منزلتش چیست ؟ آیا مسلمانی سراغ میشود که خواهان منزلت بلند و قدر عالی نزد خدا نباشد ؟ منزلت بلند و رتبۀ عالی این دنیا را که دوست داریم ، تا توان داریم در حصولش میکوشیم ، با وجود اینکه یقین کامل داریم که این همه فانی است و امروز یا فردا ازدست میرود... پس آیا در حصول منزلت عالی و رتبۀ بلند نزد خدا کوشا هستیم ؟ درحالیکه متیقن هستیم که چیزیکه نزد خداست بهتر وپاینده ودایم است (وماعندالله خیروابقی) در دین اسلام یک پیمانه ای وجود دارد که ما را از منزلت ما نزد خدا آگاه میکند : هرگاه دیدیم که مطابق  ارشادات خداوند در اطاعتش زندگی را آراسته نموده ایم ، متیقن میشویم که انشاء الله نزد خدا دارای منزلت بلند و رتبۀ عالی میباشیم . و اگر از خدا دور باشیم دارای منزلت پایان و قدر نهایت هزیل خواهیم بود . نعوذ بالله . در همین معنی رسول الله صلی الله علیه و سلم فرموده اند " من کان همه الآخرة جمع الله له شمله و جعل غناه فی قلبه و أتته الدنیا راغمة . و من کان همه الدنیا فرق الله علیه امره و جعل فقره فی عینیه و لم یأته من الدنیا الا ما کتب له " کسی که  آخرت نزدش اهمیت داشت ، خداوند اطمینان خاطر نصیبش میکند و از پراگندگی حواس نجاتش میدهد و قلبش را غنا میبخشد ( غنا بمعنی ثروت ، ولی  قناعت را نیز گویند ، که معنی قناعت درین حدیث راجح تر بنظر میخورد ) و دنیا خودش عقب او دوان دوان می رود . و بالعکس کسی که تمام هم و غمش کسب دنیا باشد ، خداوند ذهن و حواس و همه امور زندگی اش را پراگنده میکند و چشمانش را گرسنگی دایمی نصیب میکند و به اضافه تر از چیزی که در تقدیرش نوشته شده نایل نمیگردد .

            امام شافعی علیه الرحمه از صاحبان قلبهای زنده بودند . ایشان بسا اوقات چنین دعا میفرمودند : اللهم أعنّي أن أحبک بقلبی کله و أن أطیعک بجهدی کله . بارخدایا کمکم کن تا با قلب تمام ترا دوست بدارم و با جهد تمام ترا اطاعت کنم .

ای امام شافعی !

توعجیب دعایی فرموده ای . آیا امکان دارد که خدای رحیم و مهربان و لطیف را دوست نداشته باشیم ؟ و یا با نصف قلب و یا ربع قلب و یا بدون قلب دوست داشته باشیم .

            لکن ای امام بزرگوار سخن درست گفتی ، این امر واقعا امکان پذیر است . یکی از زاهدان گفته است : اذا دخلت الاهواء الی قلب ابن آدم ، خرج منه حب الله . هر گاه هوس در دل انسان جایگزین گردد ، محبت خدا از آن دل بیرون میشود .

            انحرافات و پیروی از هوا و هوس را اگر در اثنای رمضان در جامعه خود بررسی کنیم ، در می یابیم که با وجود اینکه شیطانها درین ماه بسته میشوند ، مگر شیطان پیروانی دارد که آنها دوست دارند فحش و فسق و فساد در بین مؤمنان عام گردد . و با استفاده از هر وسیله کوشا هستند تا مؤمنان را غافلگیر کنند و به بیراهه بکشند .

            تلویزیون با برنامه های فحش و لهو و برانگیزندۀ شهوت ها .

            قلبهای خالی از ذکر خدا ، نمازهای فریبنده همچو نقر ( نول زدن ) مرغان و تلاوتهای بی تدبر که فقط با زبان ادا میشود اما بر زندگی اثری ندارد .

            زنای چشم و گوش با دیدن و شنیدن چیزیکه خدا حرام قرار داده .

            سعی و کوشش در معاصی و جستجوی راه های گوناگون برای فرار از خدا . تو گویی که انسان خود به شیطان مبدل گردیده و نیاز به ابلیس نیست تا اورا بسوی بیراهه ببرد .

            پس بیایید به قلبهای خویش بنگریم . اعمال خویش را بررسی کنیم ، تا دریابیم که در چه حالتیم . آیا قرابت بین ما و دین در افزایش است یا در دوری روزافزون از خدا قرار داریم .

            از اصحاب کرام حکایت میکنند که ایشان دنیا در با لذت آخرت می زیستند . اگراندک دقت کنیم ، ما نیزبه آسانی میتوانیم که چنین کنیم . همه میدانیم که جنت جای چیدن ثمرۀ عبادات است نه جای عبادت . ولی در حدیثی آمده که خداوند اهل جنت را تسبیح خاصی الهام می کند ، سپس تنفس آنها به تسبیح مبدل میگردد . بمعنی اینکه هر نفسی که میگیرند و هر نفسی که خارج میکنند همه به تسبیح مبدل میگردد . بدین ترتیب هرگاه ما اکنون تسبیح بگوییم و ذکر الله جلت عظمته بکنیم گویا که هرشهیق و هر زفیر ما در تسبیح میگذرد و به این ترتیب با جسمهای زنده و موجود در روی زمین ، روح ما در جنت خواهد بود .

            روزه مشقت دارد ، درین شک نیست . مگر مشقتی که ثمرۀ نهایت شیرین در پی دارد . ثمرۀ سیراب شدن درهنگام افطاری و " ریان " در آخرت . ( ریان نام دروازه ایست در بهشت که فقط روزه داران از آن داخل میشوند ) . یعنی که روزه داران در آخرت مردمان خاصی میباشند و مهمانان خاص خداوند میباشند که برای داخل شدن آنها دروازۀ مخصوصی تعین تا احساس مهمانی خاص نمایند . چنانکه درین دنیا مروج است که بزرگان و شخصیتهای بلند رتبه نشیمن خاصی میداشته باشند نیز در فرودگاه ها اکثرا یک دروازۀ خاصی میباشد که تنها دپلوماتها و مهمانان خاص دولتی از آن داخل و خارج میشوند . و شک نیست که اشخاص دارای این خصوصیت بخود میبالند . پس روزه داران مهمانان خاص خدا میباشند که از باب ریان داخل جنت میگردند و حتما به این خصوصیت خود میبالند و تسبیح خدا میگویند .

مگر درافراد خاص هم یک عده میباشد خاص تر و عزیزتر ، آنها افرادی اند که در جوانی اطاعت کرده اند . همه میدانند که عهد جوانی عهد جوش خون است . عهدیست که درآن شیطان با تمام لشکرهایش میکوشد تا فرد را گمراه کند . ولی این فرد با کمال جرأت و مردانگی با شیطان مبارزه میکند و او را شکست میدهد و همه خواهشات خود را فدای روز رستاخیز میکند و همه زندگانی را فدای یک ساعت از روزهای قیامت میکند ، و خداوند در روی زمین برایش بشارت میدهد که او از جملۀ هفت شخصی میباشد که زیر سایۀ خویش قرار میدهد در روزی که بجز سایۀ او تعالی کدام سایۀ دیگری وجود ندارد . پس جوان با خدا در روز قیامت از خاصه های خداوند میباشد .

بدون شک که انسان زندگی را دوست دارد و از مرگ در هراس میباشد . مگر اندک تامل باید کرد . آن زندگی ای که دوست میداریم چه نوعیتی دارد . آیا از نوعیست که در باره اش خداوند متعال میفرماید ( یود احدهم لو یعمر الف سنة و ما هو بمزحزحه من العذاب ان یعمر ) یکی از ایشان خواهش میداشته باشد تا هزار سال عمر کند . مگر همان هزار سال هم او را از عذاب نجات داده نمیتواند . سپس خود بنگرکه آیا آن زندگی را میپسندی یا زندگی با قدر و قیمت را ؟ زندگی ایکه برای انسانهای قیمت بها مهیا گردیده . انسانهاییکه به یک امت قیمت بها مرتبط اند. زندگی ایکه یک شب آن از هزارماه بهتر است . زندگی درشب قدر.  شبی که از تمام عمر یک انسان بهتر است . شبی از شبهای ماه رمضان . ماهی که درآن عبادت نفلی برابر است با عبادت فرضی در سایر ماه ها و عبادت فرضی اش برابر است با هفتاد عبادت در سایر ماه ها . ببینید عمر ما در برابر عمر نوح علیه السلام چیست ؟ روزی ازو پرسیدند : ای صاحب درازترین عمر ! نظرت راجع به دنیا چیست ؟ گفت : خانه ایکه دو دروازه داشت از یکی داخل شدم و از دیگری خارج .

پیره زنی در زمان نوح علیه السلام به قصد خریدن طفلی که عمرش صد وپنجاه سال باشد از خانه بسوی بازار رفت . ازو پرسیدند: اگر در زمانی بسر کنی که عمرت شصت الی هفتاد سال باشد چه خواهی کرد ؟ گفت : در یک سجده سپری اش خواهم کرد .

صادق بود کسی که گفت : الدنیا ساعة ، فاجعلها طاعة . دنیا است یک ساعت ، بگذرانش در اطاعت .

دو تن از اصحاب نبی صلی الله علیه و سلم در راهی همسفر شدند که ناگهان کفش یکتن از ایشان درید. او برهنه پا روان شد که دوستش نیز کفشهایش را از پا کشید و در دست گرفت  دوستش پرسید : چرا چنان کردی ؟ در جوابش گفت : تا احساس تنهایی نکنی .

چه تعداد برهنه پاها را هر روز میبینیم ؟ چند برهنه تن را روز مره نظر انداز کرده از پهلوی شان میگذریم ؟ با چند گرسنه روزانه روبرو میشویم ؟ چند شخص را میشناسیم که روزها و شبها را بدون یک لقمه نان سپری میکنند و طول سال در روزه هستند ؟

برادران عزیز !

اگر در چنین حالات بادهای روان نمیباشیم مانند آنکه رسول الله صلی الله علیه و سلم در ماه مبارک رمضان میبودند ، علی الاقل نسیم نازک باشیم که دیرمی پاید و تا زمانی که می وزد خلق خدا را در مسرت نگه میدارد و نمیگذارد شدت گرمی و قساوت تشنگی ، بیچارگان را وادار به این کند که از زندگی بیزار شوند یا دست نیاز بدیگران دراز کنند . تا شود که خداوند عیدی نصیب ما کند که لباسش جدید و حسناتش مزید باشد .