د لوی، مهربان او بخښونکي خدای په نامه

نظام سرمایه داری

همایون غفوری 11.05.2010 09:45

لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم . ثم رددناه اسفل سافلین الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات ...
بتحقیق انسان را در بهترین شکل خلق کردیم سپس او را به پایین ترین درجه برگرداندیم مگر کسانیکه ایمان آوردند و عمل صالح کردند ...

نیاز به این نیست که درینجا همه اعمال صالح انسانهای نیکو را بشمارش گیریم . بگونۀ اجمال گفته میتوانیم که هر چیزی که خدا امر کرده عمل صالح و درخور جامعۀ بشریت و شایستۀ وجود اوست و هر چیزیکه او تعالی انسان را ازآن منع کرده است عمل غیر صالح و در ضرر بشریت و تباه کنندۀ اوست. از جمله اعمال صالح که مجتمع منحیث مجموع برآن استوار میباشد ، صلاح نظام اقتصادی جامعه است . اگر نظام اقتصادی جامعه مطابق احکام خداوند جریان داشت ، جامعه در امن و بهبود و خیر خواهی قرار خواهد داشت . و اگرنظام اقتصادی در جامعه بر عدالت و همکاری و خیرخواهی استوار نبود ، جامعه با مشکلات زیاد ناشی ازتقسیم غیرعادلانۀ ثروت دچار خواهد بود که بنوبۀ خود منجر به امراض اجتماعی و اخلاقی گوناگون میشود . خداوندمتعال همانگونه که همه جوانب زندگی انسان را درقالب شرع درآورده و هرشعبۀ زندگی انسان رابهترین نظام بخشیده است ودرهرقدم اورا رهنمایی مناسب کرده است، نظام اقتصادی بشررا نیزدر قالب شرع درآورده وبهترین نظام اقتصادی برایش وضع کرده است. چون نظام سرمایه داری امپریالیستی از سر تا پا در ضرر بشریت است و مانند سایر نظامهای ساخت بشر ، انسان را به گودال بدبختی میکشاند و همه جوانب انسانیت را متضرر میسازد ، شاید نتوانم درین بحث کوچک همه ضررهای آنرا بیان کنم . ضررهای اخلاقی نظام سرمایه داری غربی که بتدریج منجر به همه امراض جامعه و بالآخره منجر به نا امنی و فساد اخلاقی افراد جامعه خواهد انجامید ، فراتر از شمارش است . سپس از تمام نقصانات آن صرف نظرکرده ، فقط به ضررهای اقتصادی ومعیشی آن می پردازم . شاید هدفم را فهمیده باشید که چرا فقط ضررهای اقتصادی این نظام را مور بحث قرار میدهم . اول بخاطری که چنانکه گفتم ، بیان همه نقصانات و ضرر های آن ، موضوع را طولانی میسازد و شاید یک مقاله حق آنرا ادا نتواند . دوم اینکه این نظام را ایجاد کننده های آن بخاطر بهبود اقتصاد جهان ایجاد کرده اند ..! یا علی الاقل این ادعای ایشان است . پس اگر اساس و تهداب گندیدۀ آن نظام را در جانب اقتصادی اش برای جهان آشکار کنیم ، بعقیدۀ من شاید فریب خوردگان شرق را از شر این آفت نجات داده بتوانیم و سد باب آن وبایی شویم که از غرب خونخوار بسوی کشورهای فقیر و زحمت کش شرق در حال سرایت است . هنگامیکه این نظام را از نقطۀ نظر اقتصادی محض زیر بحث قرار میدهیم در می یابیم که نتیجۀ حتمی این نظام این است که در اثر آن تقسیم و دوران ثروت درهم و برهم میشود ، ثروت و سرمایه بمرور زمان بدست بعضی چالاکترین افراد یا خوش چانس ترین افراد قرار میگیرد ، و جامعه به دو بخش تقسیم میگردد . یکی فقیر و دیگری نادار که طبقۀ میانه درآن وجود نخواهد داشت ... و ظاهر است که نظام اقتصادی در چنین جامعه از یک جانب افراد فابریکه دار و زمیندار و تجارت پیشه بار می آورد و از سوی دیگر افراد مزدورکار و دهقان و قرضدار . و اگر بنگاه بصیرت سوی چنین جامعه ای بنگریم ، به طبیعت و فطرت آن آگاهی کامل پیدا خواهیم کرد و خواهیم دید که چنین جامعه فاقد هر نوع ایثار و از خود گذری و همدردی با دیگران میباشد . در چنین جامعه فرد سرمایه دار همیشه در فکر کسب هر چه بیشتر میباشد و در مقابل فرد نادار که عموما 98% جامعه را تشکیل میدهد ، مشغول هموم خود میباشد و کوشش میکند که - بگفته همان ضرب المثل مشهور کشور - خر خود را از گل ( لای ) بکشد . کسی در غم کس دیگری نباشد . دایرۀ زندگی بر ناداران روز بروز تنگ تر شود . هر فرد جامعه با فرد دیگر روش معاندانه اختیار کند . حتی که در بیشتر موارد یک برادر برادر دیگر را برداشت نتواند و در تنافس علیه او سعی بیشتر کند . هر فردهمیشه در کوشش باشد که چگونه بیشتر کسب کند . تاجران مواد لازمه جامعه را احتکار کنند و فقط وقتی به بازار عرضه کنند که فغان مردم برآمده و در مقابل آن از پرداختن هیچ قیمت دریغ نکنند ... و کسی که درین مسابقۀ کشنده سهم گیری نتواند یا بعد از سهمگیری با سرمایۀ کوچک دست آورد مورد نظر نداشته باشد ، و بالآخره همان سرمایۀ کوچک را هم در بازار گرگان از دست بدهد ، و سرانجام در جامعه جای پای هم پیدا نکند ، نه کسی سراغ شود که به او دست همکاری دراز کند ، و وقتی برسد که اگر گداگری هم بکند کسی برایش چیزی ندهد ... بالاخره مجبور به خودکشی شود یا راه فرار از جامعه را اختیار کند و دست به هزار جرم و فساد دراز کند . و در جانب مقابل نیز افراد سرمایه دار به مرض روزافزون طمع و حرص کشنده مبتلا شوند و هرقدر دست آورد داشته باشند بهمان اندازه گرسنه تر و حریص تر شوند و بتدریج عمر را بهمین منوال بگذرانند و در آخر عمر عقل بر سر آنها بیاید و بگویند که این مال و دارایی اکنون چه بکار ..! جسمش مریض .. شهوت جنسی اش پژمرده .. تعداد اولادش یکی یا دو .. از لذتهای زندگی محروم .. حتی غذا هم برایش فاقد لذت .. سرمایه را در پیری بنام سگ یا گربه اش وصیت میکند ..! در شراب غرق میشود و بعضی ازآنها وقتی همه راه ها را بروی خود مسدود ببیند ، خود کشی کند .. این است نظام سرمایه داری که بر ستون سود استوار است و زیر سقف ظلم و بیعدالتی نفس میگیرد و از خون فقیران تغذیه میشود و درآن نظام خون و عرق فقیر ارزانتر از آب شست و شو است .

و در مقابل نظام خداوندی را ببینید که چه میگوید : و لو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض ... اگر ساکنان آن دیار ایمان می آوردند و تقوا پیشه میکردند ، درهای برکات آسمان و زمین را برویشان میکشودیم ...