د لوی، مهربان او بخښونکي خدای په نامه

نجاتګران غارتـــــــــګر و تجزیه ګران ترســـــــو

شامحمود مستمند 17.07.2010 10:28

میګویند که تاریخ تکرار میشود اما به شکل فجیع آن. به همه معلوم است که اشغال افغانستان ذریعه سوپر پاور اتحاد جماهیر شوروی سوسیالستی که در پیشاپیش تانکهای قوای اشغالګر مشهور ترین عاشق تاج وتخت ، مبارز و انقلابی دو اتشه ببرک کارمل با شعار مود روز انتر ناسیونالیزم پرولتری، و نجات کشور از ترور ، ظلم و ستم امین میرغضب ، کشور را بخاطر رسیدن به تاج و تخت در اختیار متجاورین قرار داد و از همان روز تا امروز کشور رادمردان تاریخ معرکه خونین ترین جنګها بین بلاک شرق و غرب ، بین کشور های راهزن همسایه و بین دزدان مادرزاد جهادی و طالبی قرار ګرفت و سر انجام غارتګران جهانی بنام نجات از ترور و وحشت طالبی که خود پدران معنوی شان بودند کشور جنګ زده ما را بنام نجات لعنتی اشغال کرد.

درست به یادم هست که زمانیکه میخایل ګرباچف مصمم شد که قوای اشغالی را بیرون بکشد ،بیدون آنکه افغانها توانایی دفاع مستقلانه  را داشته باشد، یانه. تصمیم ګرفت که غرض پرده پوشی شکست ننګین شان باید کشور را تجزیه نماید ، تا به جهانیان چنان وانمود سازند که ما بودیم که این سر زمین را سلامت نګاه داشته بودیم و به مجرد خروج سربازان  نجاتګر "اشغالګر" کشور هم تجزیه شد، اما بخت با انان یاری نکرد و درین مرحله حساس تاریخ راد مرد تاریخ داخل عرصه سیاست ګردید و پلان تجزیه کشور را یکجا با اجنت حلقه بګوش شان را به لجنزار تاریخ سپردند.

به ربط همین موضوع مراجعه میکنیم به کتاب محترم شیرشاه یوسفزی به صفحه 179 تاریخ مسخ نمی شود مراجعه میکنیم:
" قبل از انکه حکومت داکتر نجیب روی کار اید ،کارمل به مجرد انکه از شوروی در سال 1364 برگشت با کمیته مرکزی در مورد نظریات گرباچوف و نهایت تصمیم وی مبنی بر خروج قطعات نظامی شوروی از افغانستان به بحث و نظر خواهی پرداخت ، پلینوم شانزدهم حزب را دایر ساخت و همچنان با افسران اردو به مشورت پرداخت.

تورن جنرال مرجان خان که خود در همین جلسه در تالار وزارت دفاع صورت گرفته بود ، حضور داشته ، جریان صحبت های کارمل را چنین یادداشت نموده است:

کارمل با طمطراق که عادت همیشگی اش بود ،به سخن امد و حاضرین را چنین مخاطب قرارداد: " افسران و جنرالان قوای مسلح جمهوری دموکراتیک افغانستان! من میخواهم علاوه ازانکه در جریان چگونگی فعالیتهای نظامی قوای مسلح قرار گیرم با شما یک موضوع را مشورت نمایم.به شما بهتر معلوم است که دشمنان ما امریکا-انگلیس-چین-عربستان سعودی-ایران و پاکستان دست بدست هم داده اند و میخواهند نظام مترقی و نوین راکه ما به قیمت خون هزاران انسان به وجود اورده ایم ،نابود و سرنگون سازند.

رفقا! ما باید از انها هوشیار تر باشیم و در هرگونه شرایط باید مقاومت کنیم و تدابیر عملی داشته باشیم..... فرضاً اگر فشارها زیاد شوند ولایات جنوب ویا کابل را تصرف نمایند ،شما چه تدبیر عمل دارید؟ "

در حالیکه دستهایش بلند می انداخت افسران را مخاطب قرار داده گفت:" در انصورت چه باید کرد؟" بدون انکه به کسی وقت دهد تا به جواب بپردازد چنین ادامه داد: "مرکز را به مزار انتقال می دهیم،همین حالا دستور میدهم تا شهری در حیرتان ساخته شود( همان شهر که به مرکز قومانده انقلاب ائتلافی "اسلامی" مبدل شد و بعداً مطابق وصیت شان جسد وی را نیز درین شهر ارمانی دفن شد.)

 .... برای انکه ارمانهای حزب را حفظ کرده بتوانیم ولایات جنوبی-مشرقی- جنوغربی- وغربی را کاملاً تخلیه می کنیم و قطعات خود را همه به شمال انتقال میدهیم ، در انجا یک مرکز یت قوی را ایجاد میکنیم و بعداً قول اردوی مرکزی و قول اردوی قندهار را قسمی به هم وصل می کنیم که "لوی قندهار " را بسازیم بعداً مواضع را محکم ساخته به سراغ و لایات جنوبی و مشرقی می رویم ،همه را تصفیه و دشمنان را نابود میسازیم."

با شنیدن این سخنان کارمل همه مبهوت ماندیم و در سراسر تالار خاموشی عجیبی به وجود آمد."

حالا هم شنیده میشود که نجاتگران غارتگر ناتو میخواهد که غرض مقابله موثر با چند هزار طالب خود ساخته شان جنوب افغانستان را هماطوریکه شورویها نقشه داشتند ، تخلیه نماید.

  بعداً در موقع مناسب"بعد از استعمال تسلیحات اتومی که در جیب مادر تروریزم یا به زبان ساده پاکستان که در اختیار طالب و القاعده بگذارد و این" فرشته گان" ارسالی غارتگران امپریالستی بعد از شروع جنگ اتومی ، و نابودی این جهان زیبا"
 باز این نجاتگران ترســـــــو شهامت آنرا دریافت خواهند کرد تا باز بیایند و تروریستان را بعد از روز قیامت نابود بکند. افرین و صد افرین به این مغز متفکر غارتگران کور مغز!!!

اگر این پرسش به میان اید که هدف امدن تان چه بود؟ نجات و یا غارت وعده های تان چه شد که غرض نابودی طالب و القاعده حتی با لهجه فرعون مابانه شعار اغاز مجدد جنگهای صلیبی را نیز با تکبر بی مثل  اعلام نمودید که گویا زمان زمانی دیگری است و ما شما را از مغاره ها بیرون میکنیم.

اما حالا چطور به یکباره گی این یگانه سوپر پاور جهان از چند هزار طالب پایلوچ و چند صد پنجابی کون لوچ پل پای "قهرمان"ملی افغانستان را تعقیب نموده و خود را تا مغاره های تالقان و بدخشان میرسانید و باز طی بمباردمان های کور بر مردم عام با کدام شهامت جنوب را مانع میشوید که شما را از مغاره های پدری تان خارج نسازند؟

ویا اینکه زیر پرده نیم پرده بوده و شما یکجا با شکست خوردگان شوروی دیروز باز هم میخواهید تا پلان صلح رءیس جمهور کرزی را باز هم ذریعه بقایای باند جناتیکار کارمل – مسعود میخواهید که این پلان را بخاطر منافع ازمندانه تانرا نابود سازید؟ ویا اینکه بخاطر غصب مکمل هست و بود کشور  تصمیم دارید تا انرا به شمال و جنوب تجزیه بکنید و یا چطور؟
دریمنورد مراجعه میشود به یک ورق دیگر تاریخ از کتاب محترم حصین در صفحه 543 کتاب مثلث بی عیب چنین امده است که:

"واقعیت این است که توطیه شمال مستقیماً به تحریک ،تشویق و تمویل مسکو شکل گرفت ، تهداب ان از گذشته های دور ریخته شده بود، کارمل نقش مرکزی در ان داشت ، کاویـــــانی ها و مــــزدک ها و دیگران افراد و حلقه های ارتباطی بودند ،حضور و تحریکات جمعه اڅک و منوکی منگل و دیگران در زون شمال با همه زیاده رویهای شان یک بهانه بود ،روسها آتشی را در شمال مشتعل می ساختند تا مرکز را در محاصره آن آتش قرار داده کشور ما رابا چنان در گیریهای ذات البینی گرفتار اورند که داستان شکست و بی ابروئی خود شان را از خاطره ها زدوده شود.

اما حالا یار و یاور مردم جنگ زده افغان " ناتو شکست خورده" در جنوب چنین آتش را مشتعل میسازند تا داستان شکست ننگین و بی ابروئی شان را از خاطره ها گم بکند ویا اینکه گویا این کشور بی صاحب شده و باید تجزیه شود زیراکه ائتلاف لعنتی شمال جمع یاران شکست خورده شوروی دیروز جمع ناتو سوپر پاور امروز شاید بتواند که همه دست با دست هم داده و کشور تجزیه ناپذیر را تجزیه نماید و انها شاید به توان و طاقت ظاهری نظامی متیقین باشد که تجزیه  را تعمیل بکند و هندو کش را به سرحــــــــــــد "علمی" که تیوری کلاسیک انگلسان کینه توز را شکل عملی بدهد!

درینمورد یک ورق را از تاریخ دیروز در صفحه 282 کتاب افغانستان در قرن بیستم مولف ظاهر طنین  از قول عزیز اکبری نقل قول میکنیم که چنین مینویسد :

" واقعیت این است-مثلیکه نجیب (پرزیدنت نجیب الله) در یکی از جلسات گفته بود- شوروی روی هشت نفر قمار زد. این هشت نفر ببرک کارمل – اناهیتا راتبزاد – جنرال گل اقا – عبدالوکیل – نوراحمد نور –اسد الله سروری – محمد اسلم وطنجار وسید محمد گلاب زوی بودندو شورویها به همین هشت نفر اتکا کردند."

حالا اگر به واقعیت عینی جامعه متوجه شویم که ناتو هم بر چند دزد مادر زاد بی پدر از ائتلاف لعنتی شمال و چند دزد از تنظیمهای دیگر جهادی از سیاف گرفته تا دوستم خالد بن ولید از خلیلی گرفته تا محقق غیر واقف و از ملا صاحب قسیم گرفته تا قانونی غیر قانونی هیچ شخص قابل اعتماد که باید مورد اعتماد یک انسان عادی هم باید باشد در تیم کاری ناتو موجود نیست.لذا گفته میتوانیم که فریب ناتو به هزارها مراتبه بزرگتر از فریب شوروی دیروز است ، زیراکه وطنفروشان که هم با شورویها برای فروش وطن معامله کرد و هم بار دوم با تنظیمهای جهادی معاله کرد در مقابل جیب خرچ ناچیز خدمت کردند و مرخص شدند.اما سر و کار ناتو با چنان دزدان حرفوی است که هم از ناتو و هم از هست و بود ملت جنگ زده با زور سرنیزه می ستاند و هیچ کسی هم در دفاع از مردم قرار ندارند بلکه رژیم در مجموع رژیم دزادن حرفوی و مادرزاد شده و این رژیم در شرایط امروزی مثل دم گرگ شده که ناتو نه انرا ادامه داده میتواند ونه هم رها کرده میتواند؟!

محترم یوسفزی در صفحه 181 کتاب پر محتوای شان بنام تاریخ فسخ نمی شود درباره  تجزیه کشور چنین مینگارد:
" کارمل تا اخرین روزهای حیات هم به فکر تجزیه افغانستان و حفظ منافع روس هابود.جنرال کمال"شجاع" یکی از جنرالان پولیس که در اخرین روزهای حیات کارمل با وی دیدن کرده است جریان دیدار خودرا با کارمل در حیرتان چنین حکایه می کند:

"روزی جبار قهرمان در شبرغان برایم گفت که به دیدن کارمل به حیرتان می رود و از من خواهش کرد که با ا و بروم، من هم موافقه کردم.هردو به راه افتادیم،من دریوری میکردم و جبار در کنارم نشسته بود،وقتی به حیرتان رسیدیم به جبار گفتم برای کارمل نگوید که من یک جنرال هستم بلکه بگوید که دریور میباشم، چون به منزل کارمل نزدیک شدیم او در حالی که سگرت میکشید در کوچه قدم میزد ، جبار خود را معرفی کرد.کارمل برایش گفت تو خورد بچه هستی اینقدر نام کشیدی،من فکر نمی کنم که جبار قهرمان به این سن وسال و قد وقیافه باشد. بعداً با او چند دقیقه نشستیم و صحبت اغاز شد.جبار پرسید کارمل صاحب حالات افغانستان چطور خواهد شد؟

کارمل جواب داد:
خیر و خیریت است ،این دشتهای بی سر وپا را که می بینید، من همرای روسها صحبت کرده ام "واترپمپ" ها را سر دریای آمو نصب می کنیم و همه را گل و گلزار میسازیم. برای تان جنت خواهیم ساخت.خاطر جمع باشید. نجیب خورد بچه بود من او را هست کرده بودم و دوباره نیستش کردم و فــــاشــــــیــــــــــــــزم 250 ســـــــــــــــاله پـــــــــشتــــــــــــون ها را خـــــــــــــاتمه دادم."

اما حالا شاید شاگردان وفادار کارمل – مسعود باشد تا ارمانهای کثیف این نامردان تاریخ را دنبال بکند و کشوری که ائتلاف شمال تحت رهبری عاشقان تاج و تخت نتوانست که تجزیه بکند ، شاید شاگردان شان نیرومند تر از استادان نا لایق شان باشد و شاید هندوستان را وعده داده باشد تا در تجزیه کشوریکه ازان عملاً نفرت دارند به کمک ناتو و شوروی با انها کمک بکند تا در اینده مناسبات خوب و برادرانه با هم داشته باشیم، اما من فکر میکنم که سیب در درخت است و پشو هم چندان توان و طاقت ندارد تا به ان برسد شاید به زودی بگویند که ترش است،زیراکه ما در عمل دیدیم که در زمان ائتلاف شمال همه قوای مسلح بدون یک فیر تفنگ به دستور کارمل به تنظیم جمعیت اسلامی تسلیم شد آن اردوی دشمن شکن که طی سه سال مکمل با کل جهان مقابله کرد؛ از7 تنظیم پشاور گرفته تا 8 تنظیم تهران از اسامه جان بن لادن گرفته تا پنجاب بن بی دین از امپریالیزم جهانی تا سوسیال امپریالیزم شوروی و کودتای تحت رهبری وزیر دفاع وقت هم ورسره اما دشمن نتواست تا حاکمیت استوار ملی را تا زمانیکه با دستان کثیف کارمل این حاکمیت به دزدان مادزاد تنظیمی تسلیم شد و از پلان صلح ملل متحد  گرفته تا نابودی حاکمیت ملی و اردوی دشمن شکن همه نابود شدند ولی ارمان تجزیه تجزیه گران یکجا با انان به گوریستان تاریخ دفن شد.
حالا که ائتلاف شمال نه مبتکر بزرگ مثل کارمل دارد و نه "قهرمان ملی" مثل مسعود دارد و نه اردوی ازموده شده مثل اردوی رژیم دوکتور نجیب دارد و نه اشخاص و افراد که شهامت جنگیدن را داشته باشد  پس ناتو و شوروی شکست خورده با کدام موش نیشه یی انقلابی میخواهد که  زنگ را در گردن پشک که با فرعونیان صلیبی مستانه و شجاعانه مقابله میکند ، بیاندازد؟! با معذرت ، میگویند که سگ استخوان میخورد بیدون انکه از عواقب نهایی آن اگاه باشد ،ناتو شاید پل پای شوروی را تعقیب بکند اما هضم این استخوان مشکل به نظرم میاید.

محترم سیستانی در صفحه 167 کتاب مقدمه بر انقلاب ثور و پیامد های ان می نویسند که:
"  تلاشهای خستگی ناپذیر بینن سیوان و پافشاری  نجیب الله بر تحقق مشی مصالحه ملی  در سال 1991 و پس ازان بخاطر قطع جنگ و ایجاد یک حکومت فراگیر ائتلافی ( نه از ائتلاف شمال)که انتقال قدرت بدون خونریزی تحقق ببخشد به مرحله جدی خود نزدیک شده میرفت و این امید واری را تقویت میکرد که عنقریــــــــب کبوتر صــــــــــــــــــلح بر شهر و دیار افغانستان که از 14 سال د ر آتش جنگ برادر کشی سوخته و خاکستر شده میرفت ، بال و پر خواهد گشود و مردم رنجدیده افغانستان از بلای جنگ و ویرانی و فقر وگرسنگی نجات خواهند یافت.

امــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا متاسفانه که دشمنان صلح وطن و دوکتور نجیب الله و مشی آشتی ملی او در وجود برخی از پیشروان سیاسی حزب دموکراتیک خلق افغانستان یعنی حزب وطن بر آن شدند تا پروسه صلح و پلان ملل متحد را ناکام سازند و با سقوط قبل از وقت دولت نجیب الله بر آتــــــــــــــــــش دل پر حـــــــــــــــسرت خود آب بریزند  و با این عمل خود نگذارند تا نجیب الله با تحقق اشتی ملی ، در تاریــــــخ نام نیکی کمائی کند که نسبت به رهبران کمونست پیش از خود  برجسته تر بنماید. پس با ناکام ساختن پلان ملل متحد یکبار دیگر خود را بدنام تاریخ ساختند و بر بدبختی مردم افغانستان و مخصوصاٌ مردم پایتخت افزودند و کابل را با جمعیت دو میلیون آن در چنان تـــــــــــــــــــنــــــــــــــــــــوری از آتش سوختنــــــــــــــــــد که تاریخ نظیر آن را به یاد نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدار."

فکر میشود که تلاشهای خستگی ناپذیر محترم حامد کرزی غرض تطبیق پلان صلح قابل پذیرش برای باند جنایتکاران ائتلاف شمال و پیمان انتلانتیک شمال نیست ازهمان سبب باید پلانهای متعددی غرض جلوگیری ازین پلان از طرف ناتو و باند ائتلاف شمال روی دست باشد؛ به شمول ترور شخص حامد کرزی ،زیراکه در یک صحبت تصادفی با یک امریکایی در جرمنی وی با وقاحت لهجه گفت که اگر جانشین وی سراغ شود بعد از 24 ساعت ما کرزی را گم میکنیم.

زمانیکه از و حرص غارتگران بخاطر غارت دارایی های دیگران به درجه نهایی برسد درین وقت در مقابل غارتگران رادمردان تاریخ قد بلند میکند و بخاطر دفاع از منافع ملی و حفظ تمامیت اراضی بیباکانه و مستانه با اجنبی های غارتگر مقابله میکند و جانبازانه در راه مردم و نوامیس ملی خود را فدا میکند ، سر میدهد اما سر تسلیم نمی کند.