د لوی، مهربان او بخښونکي خدای په نامه

بحران اخیر كابل و نقش منافقین

داکتر میرعبدالرحیم عزیز 11.06.2006 01:00
نارامی های اخیر كابل یكبار دیگر ثابت ساخت كه روش های نادرست و تكبر آمیز امریكا میتواند معضله خلق نماید. حادثۀ دلخراش كشتار مردم در پایتخت كشور قلوب همه را سخت به لرزه درآورد. مقامات دولتی افغانستان، نیروهای مستقر خارجی در كشور و مردم ما سوال میكنند كه چرا چنین حادث ای مرگبار اتفاق افتاد و چرا جلو نارامی و شورش از آغاز گرفته نشد؟ یكبار دیگر به اثبات رسید كه افغانستان در اشغال قوای بیگانه است كه هر چه بخواهند انجام میدهند. درین مختصر، جریان حادثۀ تاثرآور كابل را مورد ارزیابی قرار داده و خواهیم دید که چه گروه ها سیاسی یا میلیشیائی و افراد بی بند بار ازین نوع اشتباهات و خطا های خود خواهانۀ قوای امریكا بهره برداری نموده و باعث خلق نارامی های بیشتر و تخریبات تاسیسات عامه و شخصی گردیدند.

به اثر بی مبالاتی قوای نظامی امریكا، یكی از موتر های زرهی متعلق به آنها به اثر نقص فنی )طوریكه امریكائیان ادعا می كنند( با یك تعداد از موتر های كه در كنار یك جاده پارك شده بودند تصادم نمود. نظامیان امریكائی اظهار میدارند كه كار نكردن برك و ناتوانی دریور موتر زرهی در اجتناب ازین واقعه باعث شد كه چنین یك حادثۀ مرگبار اما غیر ارادی بوقوع بپیوندد. لاكن تبصره ها طوری است كه دریور امریكائی موتر زرهی قوای امریكا در حالت عادی نبود، یعنی نشه و مست بود و نتوانست جلو تصادم را بگیرد. درین برخورد، چند تن كشته و زخمی شدند. قوای نظامی امریكا با اظهار معذرت به فامیل های خساره مند، وعدۀ جبران خساره و تحقیق این حادثه را داده است. اما طبق گزارش نشریۀ "ستارز و سترایپس" (Stars and (Stripes مورخۀ ۲ جون، سفیر امریكا در كابل بصراحت اظهار داشت كه "مواخذۀ عساكر امریكائی از صلاحیت حكومت افغانستان خارج بوده بلكه صرف قوانین جنائی نظامی امریكا بر ایشان تطبیق میگردد."

با مشاهدۀ این حالت اسفناك، مردم بسوی موتر نظامی امریكا یورش بردند تا بتوانند مردگان خود را از داخل موتر های صدمه دیده بیرون ساخته و زخمیان را نجات دهند، اما با فیر نظامیان امریكائی مواجه گردیدند كه در نتیجه چند تن دیگر هم به هلاكت رسیدند. نظامیان امریكائی ادعا نمودند كه در اول جمعیت مردم بسوی آنها فیر نمودند و آنها اجباراً از خود دفاع كردند. عمل و عكس العمل جابرانۀ نظامیان امریكائی حاكم بر افغانستان مردم را بیشتر به هیجان درآورد و مردم هم با دادن شعار مرگ بر امریكا به پرتاب سنگ و چوب بسوی عساكر امریكائی اقدام نمودند. تظاهرات بزودی به سائر نقط شهر كشانیده شد. شاید بعضی گروه های سیاسی ـ تنظیمی كه انتظار همچو حادثه را داشتند هم در دامن زدن نارامی ها بر مبنای منافع گروهی و قومی نقش بازی كرده باشند. تظاهر كنندگان از روی عصبانیت و بی توجهی مقامات امنیتی، موتر ها و بعضی تعمیرات عامه و شخصی را تخریب نموده و یا به آنها آسیب رسانیدند. متاسفانه قوای امنیتی نتوانست و یا روی دلایل سیاسی و یا ارتباطات گروهی نخواستند كه از محلات آسیب دیده حمایت و نگهداری نمایند كه این هم ضعف و یا وابستگی قوای امنیتی كابل و كشور را به بعضی سازمان های ضد ملی به اثبات میرساند. "جمیل جنبش" قومندان كابل گفت : "این تظاهرات نه، بلكه یك شورش بود. او همچنان اظهار داشت كه تا كنون ۱۴۰ تن در بر هم زدن نظم و امنیت بازداشت شده كه تعدادی از آنها هم بجرم خود اعتراف نموده اند." مقامات امنیتی معتقدند كه این یك حركت از قبل سازماندهی شده بود. اگر چنین ادعای مقامات امنیتی كابل درست باشد، پس چرا در صدد مهار كردن آن نشدند و چرا افراد مغرض را از قبل زیر نظر نگرفتند؟ پس معلوم میشود كه توطئه های در كار بوده است.

اخبار "صدای بامداد" منتشرۀ كابل قوای امنیتی را به بی كفایتی متهم كرده و نوشته است كه "این حوادث به تصویری كه از پایتخت افغانستان تا حال ارائه شده، خط بطلان كشید." اخبار "راه نجات" تظاهرات را حق مشروع مردم دانسته ولی "همزمان آشوبگری را دشمنی با ملت تعبیر كرده است" به عقیدۀ این اخبار "دست های در عقب این تظاهرات وجود داشته كه احتمالاً در پی كسب امتیازات بودند." اخبار انگلیسی زبان "اوت لوك" (Outlook) منتشرۀ كابل نوشت "افغانستان نه تنها از بیرون با تهدید روبروست بلكه نشانه های از تهدید های داخلی نیز علیه این كشور بروز كرده است." طبق گزارش بی بی سی مورخۀ۳۰ می، صبغت الله مجددی رئیس مشرانو جرگه تظاهرات كابل را حركت سازماندهی شده توصیف كرد و گفت : "این تظاهرات بر اساس برنامه ریزی های قبلی صورت گرفته است." مجددی افزود: "حمل شعار ها از سوی تظاهر كنندگان، موجودیت اسلحه در اختیار آنان و غارت دارائی های عامه و شخصی، این موضوع را ثابت میكند كه شماری از افراد از قبل در انتظار چنین فرصتی بوده اند." همچنان یونس قانونی رئیس ولسی جرگه كه خودش جز قاتلان ملت بشمار میرود اظهار داشت كه باید عاملان آشوبگری و تظاهرات را شناسائی نموده و به محكمه سپرد. حامد كرزی هم عاملین تظاهرات را آشوبگر و فرصت طلب نامید اما از روی تظاهر فیر نظامیان امریكائی را بسوی مردم عامه محكوم كرد.

جالب اینكه موسسۀ "جنگ و صلح" لندن بتاریخ ۳۰ می سال ۲۰۰۶، گزارش داد كه تظاهرات تحت رهبری جمعیت اسلامی ربانی كه یك تعداد از وكلای شورا به آن متعلق اند صورت گرفت. بعضی تحلیل گران سیاسی كشور اعضای جمعیت را در دامن زدن كشمكش در كابل مقصر میدانند. چون مظاهره چیان عكس های احمد شاه مسعود را حمل میكردند و شعار های ضد حكومتی سر میدادند، این خود نشاندهنده این است كه جمعیتی ها دست وسیع در دامن زدن بحران به نفع خود داشتند تا به هر نحوی كه است از حكومت باج بگیرند. موسسۀ "جنگ و صلح" از قول یكی از تحلیل گران سیاسی به اسم فضل رحمان اوریا خیل گزارش داد كه "من برای چهار ساعت در داخل مظاهره چیان بودم و فعالین جمعیت را دیدم. در آغاز تعداد زیادی حامیان پیدا كردند، اما بعد ازینكه مردم هویت شانرا شناختتند، آنها مظاهره را ترك نمودند. جمعیت اسلامی ربانی گروه های كوچك در تمام ساحات شهر كابل داشت كه دكانها، هوتل ها و تعمیرات NGO ها را سوختاندند و یا تخریب نمودند." لاكن سازمان منافقین جمعیت اسلامی ربانی بر مبنای كذب و ریا كه جز فرهنگ فطری همین گروه است از مشاركت خود در تظاهرات و تخریب عمارات انكار ورزید. اوریا خیل متذكر شد كه این یك مشكل بزرگ برای حكومت و قوای ائتلاف بود. "سازمان های امنیتی كجا بودند و چرا قادر به كنترول اوضاع نشدند. این چنین معنی میدهد كه امریكائیان بالای یك بم نشسته اند كه هر لحظه احتمال انفجار آن میرود." لاس انجلس تایمز بتاریخ ۲ جون نوشت "ضد امریكائی بودن یگانه دلیل شورش در كابل نبود. ممكن است این حادثه بوسیلۀ رقبای سیاسی كرزی در ائتلاف شمال هم دامن زده شده باشد." ویب سایت سباوُن مضمونی را تحت عنوان كابل تحت محاصره گزارش داده است كه نشان میدهد ضیا مسعود معاون رئیس جمهور به پولیس هدایت داد كه در مظاهره مداخله نكنند. یونس قانونی هم با مظاهره چیان اظهار همدردی نموده و وعده همكاری داد. یك تعداد از مردم پنجشیر افشا نمودند كه مارشال فهیم به ایشان دستور صادر نمود كه امریكائیان را بزنند. اطفالیكه این موضوع را در تلویزیون افشا كردند، مورد لت و كوب مقامات امنیتی قرار گرفتند.

درین تردیدی نیست كه تظاهرات در آغاز عكس العمل خود بخودی مردم علیه خودسری های نظامیان امریكائی بود، اما گروه جمعیت اسلامی ربانی بر مبنای اهداف سیاسی و قومی از آن حادثه بهره برداری كردند. اگر ادعای رئیس دولت افغانستان و سائر مقامات حكومتی و تقنینی دال بر اینكه آشوبگران و فرصت طلبان در كمین چنین حادثۀ نشسته بودند، درست باشد، پس وظیفۀ نیرو های امنیتی چه بود و چه است؟ چرا سازمان امنیت ملی و سائر سازمان های اطلاعاتی كه شب و روز هزار ها تن را قین و فانه می نمایند و قبلاً هم میدانستند این حادثه اتفاق می افتد، جلو چور و چپاول جمعیتی ها را نگرفتند؟ ملامتی بازهم متوجه مقامات امنیتی كابل است كه در وظایف خویش سهل انگاری نموده و امنیت را تامین نتوانستند. هموطنان ما میدانند كه عمال شورای نظار و منافقین جمعیت اسلامی ربانی نفوذ قابل ملاحظۀ در نیرو ها و سازمان های امنیتی دارند. آنها آگاهانه درین حادثه دست داشته و عمداً گذاشتند كه بی امنیتی اتفاق بیافتد تا درد سر بزرگی برای كرزی وامریکا خلق شود. نشریۀ "ستارز و سترایپس" از قول سید طیب جواد سفیر كابل در واشنگتن چنین متذكر شد "ما مظنونین را بدست داریم. تحقیقات در حال تكمیل شدن است و ما مدارك مهمی جمع آوری نموده ایم كه كدام افراد در عقب این حادثه بودند." طیب جواد هنوز جرئت نكرده است كه از افراد و سازمانهای كه در دامن زدن بحران نقش داشتند نام ببرد. شاید هم تا این لحظات از جزئیات نداند و یا اینكه منتظر اوامر مركز است. به هر صورت راست گوئی یا دوروئی حكومت در تحقیقات و محكوم ساختن افراد مسوُل بزودی آشكار خواهد شد. امریكا باید بداند كه چه اشتباهی بزرگی در بقدرت رسانیدن جانیان و قاتلان جمعیت اسلامی ربانی و شورای نظار مرتكب شده است. همان افرادی را كه در بدل خدمات غیر شرافتمندانۀ شان بر سینۀ مردم افغانستان نشاندند، همان مردم حالا علیه اربابان خود قدعلم میكنند آنهم نه برای حفظ منافع از دست رفتۀ ملی بلكه غرض گرفتن امتیاز بیشتر از قدرت حاكم خارجی. بر داشت همچنان این است كه منافقین جمعیت اسلامی و عمال شورای نظار خواستند كه بدینوسیله خود را از خجالت و سرافگندگی تاریخی در جهت خیانت بوطن نجات داده و وانمود سازند كه آنها هم برای آزادی و استقلال كشور مبارزه می نمایند. اما برای این گروه ضد ملی بسیا دیر شده است تا چهره های ناپاك خود را صیقل دهند و خود را از بد نامی تاریخی كه برای ابد دامنگیر شان خواهد بود نجات بخشند.

خبر گزاری ایرنای ایران بتاریخ ۳۱ می نوشت "سرخوردگی اجتماعی، خشم از تكبر و بی اعتناهی نیرو های امریكائی و بزهكاری محض، عامل شعله ور شدن تظاهرات خشونت آمیزی بود كه كابل، پایتخت افغانستان را در بر گرفت." بر علاوۀ عوامل متعدد و انگیزه های متفاوتی كه در حادثۀ كابل شامل بود، دست های كشورهای بیگانه مانند پاكستان، ایران و فدریشن روسیه در برهم زدن اوضاع كشور مشاهده میشود. پاكستان در جنوب و شرق افغانستان، ایران در كابل و در افغانستان شمالی و مركزی و فدریشن روسیه هم در كابل و شمال افغانستان ذریعه عمال خود فعالیت گستردۀ دارند. با وجود رقابت میان این كشورها در صحنۀ سیاسی افغانستان، هر سه كشور بسوی یك هدف روان اند: اضمحلال افغانستان. جرایدی مانند "امید" و سایت های انترنتی مبلغ مفكورۀ افغانستانی و تغیر نام كشور خدمات ضد ملی خود را به هر سه كشور دشمن افغانستان ارادی عرضه میدارند.

نتیجه ایکه از بحران كابل میتوان گرفت این است كه نا امیدی مردم و بی تفاوتی حكومت، فقر، تبعیض، اعمال ضد ملی جنگ سالاران، نفرت از بیگانگان در اشغال كشور، ظلم و ستم همه جانبه و دستان غرض آلود منافقین جمعیت اسلامی ربانی و شورای نظار نقش عمده در دامن زدن تظاهرات و وارد كردن خسارات با دارائی های عامه و خصوصی داشته است. اگر مقامات نظامی امریكا و قوای ائتلاف با دور اندیشی در كشور عمل نكنند، دیر یا زود حوادث مشابه بار دیگر اتفاق خواهد افتاد. قوای امریكا مستقر در افغانستان باید بداند كه صرف نظر از فعالیت نظامی شان در مقابله علیه تروریزم، مردم افغان آنها را منحیث قوای اشغالگر میشناسند. این یك زنگ خطر است برای حكومت متكی به اجانب كه متوجه آینده خود باشد. با تجربه ازین حادثۀ ناگوار، دولت باید دست عمال شورای نظار و جمعیت را از پولیس و سازمان های امنیتی كوتاه سازد و الی این افراد ضد ملی تا زمانیكه سازمان های امنیتی در دست شان است بار دیگر هم در آینده به نفع گروه های قومی و تنظیمی خود توطئه گری خواهند كرد و فضای سیاسی كشور را طبق دساتیر رهبران خویش مكدر خواهند ساخت. مردم افغان باید بیدار شوند و مبارزۀ هم جانبه را علیه عمال جمعیت و شورای نظار كه در سازمان های امنیتی رخنه نموده اند آغاز نمایند و كشور را از شر این وطنفرشان حرفوی نجات دهند