اشغال افغانستان
19.01.2012 14:18در افغانستان ختم يک اشغال زمينه ساز اشغال ديگر ثابت شد و از اينکه افغانستان را در حال حاضر امريکايى ها به بهانه تروريزم بين المللى اشغال کرده اند پس تفاوت آن با اشغال زمان روسها در چه است ذيلاً شرح مى شود:
در گذشته روها افغانستان را به قصد رسيدن به آبهاى گرم هند، استخراج معادن افغانستان ، سلطه بر موقعيت سوق الجيشى افغانستان و بالاخره بمقصد ترويج اديالوژى کمونستى بر مردم افغانستان اشغال کرده بود، درحاليکه روسها افغانستان را روى مقاصد فوق به سلسله اشغال ممالک آسياى ميانه اشغال کرده بود، لاکن سرانجام از اينکه جغرافيه افغانستان را در نظر داشته بود و به تاريخ پرافتخار مردم افغانستان توجه نکرده بود بالاخره بعد از تجاوز تاريخى ٦ جدى ١٣٥٨ هـ ش دريک جنگ طولانى و پارتيزانى (چريکى) در افغانستان درگير شد، در اوائل تجاوز روسها به افغانستان ، انگليس به روسها ياد آور شده بودند که شما بايد از ما درس عبرت را مى گرفتيد و به افغانستان تجاوز نظامى نه مى کرديد. روسها درحاليکه کمتر از ده سال را در افغانستان سپرى کرد، لاکن نتيجه مطلوب را در افغانستان بدست نياورد و آخرالامر اقتصاد روسيه نيز خراب شد، چنانچه اقتصاد اتحاد جماهير شوروى و پيمان وارساى آن وقتاً فوقتاً ضعيف شده رفت و بالاخره در زمان رياست جمهورى گرباچوف به پانزده جمهوريت مستقل تقسيم شد که اين همه نتيجه جنگ روسها در افغانستان بود.
افغانستان يک کشور غيرقابل تجزيه وغير قابل تسخير مى باشد و اين موضوع از سابق به جهانيان ثابت شده است، از اينکه در اين اواخر امريکايى ها به بهانه تروريزم بين المللى افغانستان را اشغال کرده و آنها در رابطه از خود چه برنامه دارند ذيلاً شرح مى شود:
امريکايى ها از زمانه هاى خيلى سابق قصد اشغال افغانستان را داشتند لاکن زمينه براى آنها ميسر نبود، زيرا که موقعيت جغرافيائى امريکا از افغانستان مسافات زيادى را احتوا مى کند، روى همين ملحوظ امريکا کوشيد تا طور قدمه ئى براى اش زمينه سازى کند، چنانچه امريکا به اين مقصد اولاً از جهاد مردم افغانستان عليه روسها حمايت کرد و مجاهدين افغانستان را طور غيرمستقيم عليه روسها تجهيز نمود، چنانچه در شروع مجاهدين افغانستان و مجاهدين عرب را قهرمانان جنگ عليه روسها خطاب ميکرد، ولى بعد از اينکه اتحاد جماهير شوروى ازبين رفت و سقوط کرد در آن زمان مجاهدين عرب و برخى مجاهدين افغان را تروريست خطاب کرد و هدف قرار داد که بالاخره مسلمانان مکتبى هدف اصلى امريکا در جهان قرار ګرفت و بعد از واقعه (١١) سپتمبر سال (٢٠٠١ م ) زمينه تجاوز امريکا به افغانستان فراهم شد و سرانجام بتاريخ.
افغانستان را عملاً اشغال کرد و در حال حاضر که اضافه از ده سال مى شود که افغانستان توسط قواى نظامى امريکا اشغال شده ولى امريکايى ها تا هنوز کدام دست آوردى در افغانستان ندارند، لاکن با وصف آن امريکايى ها در افغانستان اهداف و مقاصد بخصوص دارند که بخاطر بر آورده شدن آن شب و روز تلاش مينمايند.
از حالات و اوضاع سياسى و نظامى افغانستان طورى معلوم مى شود که امريکايى ها بعد از اشغال افغانستان در سال (٢٠٠٣) معاهده استراتيژيک با حامد کرزى را به امضاء رسانده اند و از آن به بعد ميدان هاى هوائى بزرگ و استحکامات زير زمينى را در مناطق مختلف افغانستان ايجاد کرده اند و ممکن طى چند سال آينده زيادتر قواى شانرا از افغانستان خارج کنند ولى از اوضاع و حالات چنين معلوم مى شود که امريکايى ها خواهان داشتن پايگاه هاى نظامى دايمى در افغانستان اند اما بخاطر حساسيت هاى منطقوى آن امريکايى ها ميخواهند تا اين موضوع براى جهانيان آشکا را اعلان نه شود، بلکه اين برنامه بايد سرى و محفوظ نگهدارى شود.
از اينکه در موجوديت صلح دايمى در افغانستان ديگر چانس بودن قواى امريکا ممکن به نظر نه ميخورد، لهذا امريکايى ها سعى دارند تا به گونه در افغانستان جنگ هاى داخلى را نيز حفظ کنند که بهترين مثال آن ايجاد جنگ هاى داخلى خواهند بود. اين برنامه امريکا به برنامه اسبق امريکا در خصوص جنگ هاى داخلى سال (١٣٧١ هـ ش) و از آن به بعد شباهت بخصوص دارد چنانچه در آن زمان امريکا مصارف بانکنوت هاى افغانى چاپ مسکو را مى پرداخت.
علاوه بر آن امريکايى ها طى چند سالى که در افغانستان حضور نظامى دارند سعى کرده اند تا معادن ليتيم، يورانيم و آثار باستانى افغانستان را به امريکا منتقل سازند که چنانچه اين کار را در افغانستان به آسانى انجام داده اند.
با در نظر داشت نکات فوق در اخير خلاصه از اهداف استراتيژيکى امريکا را در رابطه به افغانستان و منطقه ذيلاً شرح مى کنم:
١ – امريکايى ها ميخواهند تا در افغانستان پايگاه نظامى دايمى داشته باشند که به اين مقصد ايجاد جنگ هاى داخلى را در اولويت کار خود دارند.
٢ – امريکايى ها ميخواهند تا بعد از نابودى صدام حسين و قذافى به خواست يهودى هاى ساکن امريکا حکومت ايران را نيز به بهانه اتوم ويا تنگى هرمز سقوط دهند.
٣ – امريکايى ها خواهى نخواهى روزى براى پاکستان نيز مشکل آفرين خواهند بود که موضوع اتوم پاکستان يکى از آن مسايل و مشکلات در آينده خواهد بود، البته در حال حاضر هم کدام مشکل امنيتى که در پاکستان وجود دارد در آن هم رول امريکا و هندوستان بى تاثير نه مى باشد.
مسلمان ها حيثيت يک جسم واحد را دارند، چنانچه اگر يک قسمت از وجود انسان درد کند، در آنصورت تمام بدن انسان ناراحتى آنرا احساس خواهد کرد، لهذا مسلمانان جهان از مشکلات مردم افغانستان، فلسطين، کشمير و صوماليه بخوبى آگاه اند و خود را در آن درد و مشکل شريک ميدانند و از خداوند متعال تمنا داريم تا روزى همه مشکلات فوق به نصرت او جل جلاله براى هميشه خاتمه يابد.
ومن الله توفيق.

