سازمان ملل متحد، نه سازمان است نه ملل است و نه هم متحد
عبدالخالق صارم
...............................................................
قسمت بیست و یکم
در ادامه گذشته
- صندوق بین المللی پول و جهان اسلام
سالهاست که جهان اسلام، هدفِ یکی از پنهانترین و پیچیده ترین نوع جنگ، که جنگ نرم اقتصادی می باشد، قرار گرفته است و برای کشورهای اسلامی که توسط نظام اقتصادی تحمیلی غرب و توسط برنامه های درسی تحمیلی، قصداً عقب نگه داشته شده اند، به جای متفکر، تکنوکرات تربیه می کنند، و این جنگ اقتصادی علیه جهان اسلام، بیشتر توسط صندوق بین المللی پول، رهبری می گردد که فعالیتهای این صندوق و یا سازمان، علیه جهان اسلام، ما را به یاد لشکرکشی ملیشههای وحشی و جنگطلب صلیبی می اندازد که روزی از روزها، از اندلس و بوسنی گرفته تا فلسطین را غارت کرده بودند و در مسیر خود، حتی کلیساهای برادران مسیحی خود را نیز چور و چپاول کرده بودند.
سیاستهای تحمیلی و روشهای اقتصادی وضع گردیده توسط صندوق بین المللی پول، این خنجر اقتصادی، در قبال کشور های اسلامی، در حقیقت دام های است که، برای کشور های اسلامی گسترانده است و کشور های اسلامی و قرض گیرنده، همیشه از آن، آسیب های اقتصادی و اجتماعی زیادی دیده اند، مانند افزایش سطح استقراض و بدهی و تورم، و تضعیف هزینههای اجتماعی و خدمات عمومی از طریق ریاضت اقتصادی و شرایط خصوصیسازی.
این صندوق در هر منطقهای که دخالت میکند، قصد تجاوز به منابع موجود در آن کشور را در سر دارد و بخاطررسیدن به این هدف خود، نه از چاقو و چماق، استفاده میکند و نه از ملیشه های جنگی، بلکه به آسانی فقط خنجر سرمایه داری را مورد استفاده قرار میدهد و یا به زبان ساده: اقتصاد قرض محور و ربا محور، و دولتهای حاکم نیز، برای بقای چوکی خود و برخلاف منافع اکثریت، مجبور به اخذ تصمیماتی میشوند که نابودی اقتصادی و اجتماعی کشور خود را، رقم می زنند.
خط و مشی این صندوق لعنتی این چنین است که اگر کشوری دچار بحران اقتصادی گردد، فوراً حمایت خود را به شکل ارائه قرض، به آن کشور پیشنهاد می کند و در مقابل برای اطمینان، خواهان انجام اقداماتی از آن کشور می گردد که توسط آن، توانایی باز پرداخت قرض به اضافه ربا و سود سنگین آن، از کشور مذکور، تضمین گردد و از سوی دیگر برای کشورها، راهی جز تسلیم در مقابل خواستهای نامشروع صندوق بین المللی پول، باقی نمی ماند، زیرا این صندوق، به عنوان آخرین مرجع قرض دهنده در جهان، مکانت خاصی را به خود اختصاص داده است، و در حقیقت، برای کشورهای دارای مشکلات اقتصادی، انتخاب دیگری وجود ندارد، جز اینکه به شرایط این صندوق تن داده و به دام قرض گیری گرفتار شوند و در نهایت آن را بپذیرند، با این نتیجه که تا خرخره، در گرداب قرض، غرق گردیده و به خاطر پرداختن ربا و سودِ ساده و مرکب و باز پرداختهای قرض، هر چه بیشتر و عمیقتر در این گرداب شیطانی فرو روند، و در نتیجهِ فشارهای اقتصادی منتج از پرداخت ربا و سودِ قرض های که از صندوق بین المللی پول گرفته اند و همچنین اقتصاد درونی که باز هم صندوق از آن سوء استفاده کرده و قرض جدیدی را برای نجات از این گرداب، تقدیم میکند، کشورها مجبور می گردند تا به اجرای برنامههای ریاضتی / صرفه جویانه، در اجتماع تن دهند.
هنگامیکه کشورهای اسلامی برای بدست آوردن قرض از صندوق بینالمللی پول، درخواست کمک میکنند، فوراً از طرف این نهاد لعنتی، ملزم به اجرای تغییرات ساختاری میشوند که این تغییرات ممکن است شامل کاهش کمک های دولتی و خدمات عمومی گردیده و باعث کاهش بودجههای عمومی، خصوصیسازی، و آزادسازی اقتصادی باشد و در نتیجه، این اقدامات میتواند به کاهش رفاه عمومی، افزایش بیکاری و بی عدالتی گردیده و به اقشار متوسط و کمدرآمد، ضربه وارد نموده و توان خرید آنها را کاهش دهد.
سیاست پولی این صندوقچه شیطان، برای ملت های فقیر و اغلب با درآمدهای بسیار ضعیف، نتایج تلخ و اسفناکی را دربر دارد که دولتهای مربوطه را وادار به اجرای سیاستی با شکل همیشگی میکند.
برنامههای این صندوق، مالیات مواد غذایی را تا مرز غیر قابل پرداخت بالا برده، بی خانگی را رواج داده، متقاعدین و بازنشستگان را از کسب نتیجه عمری کار و زحمت شان، محروم ساخته، شیوع بیماریها را دامن زده، و زمینه را برای مرگ و میر کودکان، آماده می سازد.
علاوه از پرداختن ربا و سود، بیشترین آسیب های که جهان اسلام، از صندوق بین الملل پول، متحمل میگردد، قرار ذیل می باشد:
1- سیاستهای ریاضتی
صندوق بینالمللی پول، همیشه اقدامات اقتصادی خطرناک از جمله سیاستهای ریاضتی را بر کشورهای قرضگیرنده تحمیل میکند که این سیاست ها باعث کاهش بودجههای دولتی، افزایش مالیه گیری از ملت، افزایش سن تقاعدی یا کاهش حقوق تقاعدی و... می گردد که این خود باعث کاهش یافتن خدمات اجتماعی میشود که جامعه همیشه به آن وابسته است.
همچنانکه اقدامات و سیاست های ریاضتی، نیروی کار جامعه را به پرتگاه فقر و بدبختی سوق میدهد و در پی برنامههای پیشنهادی صندوق بین المللی پول، میلیونها انسان شغل و کار خود را از دست میدهند و از داشتن سیستم صحی عاقلانه و تعلیم و تربیه لازم و امتیازات دیگر اجتماعیِ مطابق کرامت انسانی، محروم میگردند.
ادامه دارد