بن چه كرد كه لزبن بكند
07.12.2010 12:57ملت افغان که در رنج و غم پخته شده است و سروکار شان با کشمکش هاست ، در حقیقت مسؤول همه رنجها و بیماریهایش حکومتهای متعاقبیست که از یکقرن به این سو همه اش دستبوس و دست نشاندۀ بیگانه بوده و همیشه خودکش و بیگانه پروری کرده است . از زمان کسب استقلال بگویم یا فرار انگلیس بگویم – زیرا که این کشور تا امروز اصلا زیر اشغال نمانده و حملاتی که از سوی قوتهای خارجی بالایش صورت گرفته و هر بار پسپا شده من آنرا اشغال نامیده نمیتوانم چرا که هر بار شکست خورده اند و یکبار هم با دل بیغم شب نگذشتانده اند چه رسد به اینکه بالای ما حکومت کرده باشند – المهم ناگزیرم که اصطلاح مروجۀ تاریخی را استعمال کنم و بگویم که از زمان استقلال افغانستان تا امروز همه حکومتها را یکبار از نظر بگذرانید و بگویید که کدام این ها ملی و مردمی بوده یا ازبین مردم برخاسته . همه شان ارتباط مستقیم یا غیر مستقیم با شبکه های خارجی داشته است و همه رنجهای ملت نیز همیشه بسبب حکومتها بوده است . البته این موضوع بحث من نیست که حکومتها چه کرده اند و چه میکنند و چگونه سبب رنج ملت میگردند . درحقیقت من میخواهم به یک واقعیت تلخ دیگری اشاره کنم . که در بین کشور های مستضعف جهان ، میان رنج ولاچاری کشورهای اسلامی وغیراسلامی یک تفاوت محیری وجود دارد . سایر ملتهای مستضعف جهان ، ازجبر وستم حکومتهای دیکتاتوری مینالند یا ازفقرو تنگدستی شکوه دارند . اکثراً ازبیعدالتی حکومتهایشان درفغانند . ازین درگریه اند که حکومت ثروتهای شان را غارت میکند و درسهم ملت بجز ذلت و خواری و بیماری چیزی نمیرسد . اما درجهان اسلام علاوه برین که حکومتهای کشورهایش در دست خاینین ملی میباشد ، حکام درین کشور ها جابرترین و سنگدلترین طاغوت زمان خود میباشند و عجیبتر ازهمه اینکه اغلب آنها از صاحب منصبان نظامی میباشند ! ملت افغان که جزء امت وسیع اسلامی بوده درین بدبختی با امت اسلام شریک است . بلکه بدبختی وی دراثربعضی عواملی که بعدتر به آن اشاره خواهم نمود ، بیشتر از همه کشورهای اسلامی است . پس علت چیست ؟ چرا امت اسلام اینقدر مورد تاخت و تاز و مورد شکنجه قرار دارد ؟
یک علت عمده که متباقی علل همه زادۀ همین یک علت میباشند این است که از دیر زمانی این امت منبع حیات بخش خود را از دست داده است . دین خود را ترک کرده است . بهترین بودن خود را فراموش کرده است . این امت ده قرن سردار و بادار همه امم بود . مگر آن وقت مطابق شروطی که از جانب خالقش وضع گردیده بود عمل میکرد . مگر به عهد وفا نکرد و بمجرد تخلف ازعهد وشانه خالی نمودن ازشروط ، بینی اش برزمین مالیده شد و در قافلۀ بشریت در عقب همه قرار گرفت . و مصداق وعید پیامبرش واقع شد که زمانی فرموده بودند وقتی میرسد که امت کفر بر امتم چنان هجوم آور میشود مانند گرگان گرسنه که برپارچه های شکار هجوم می آورند . ازیشان پرسیدند که یا رسول الله آیا بسبب قلت افراد چنین خواهد شد . فرمودند نه . بلکه امتم درآن زمان خیلی بیش خواهد بود مگر حیثیتش دربین امم مانند خاکروبی خواهد بود که سیلاب ازهرکنج و کنار با خود میبردارد . امروز ما این وعید را بچشم خود میبینیم که تحقق پذیر شده است . بسبب دوری ازدین وفراموش نمودن رسالت ، امروزامت اسلامی دچارهمه مشاکل و بدبختی ها شده است . ازجمله مشاکلی که مسلمانان جهان با آن مشت و گریبان استند این است که زمام امور کشورهای شانرا خود بدست گرفته نمیتوانند . البته نه بسبب کدام نقصی درعقل یا کمبودی استعدادها وعدم قابلیت در شخصیتهای جهان اسلام بلکه بسبب همان علت بزرگی که دربالا متذکرشدم وگفتم که همه مشاکل امت ناشی ازهمان است و در آینده هم همان علت سبب همه بدبختی های مسلمانان خواهد بود . این عهد خداوند است با این امت که بهتری اش درهمین دین نهفته است و هرگاه این دین را پشت سر بگذارد ذلیل میشود و ملل کفر بالایش خواهد تاخت و جسدش را بین خود تقسیم خواهد کرد .
از قرنها به این سو ملت کفر درین جدوجهد مشغول است که چگونه این امت راهرچه بیشتر ضعیف نماید تا هجوم نهایی اش آسان شود . کفار نیرنگهای متعددی بازی کردند . اول کوشیدند که تعداد هرچه بیشتر را بوسیلۀ گروه های تبشیری از دین اسلام منحرف کنند . باز دیدند که نتیجه قابل ستایش نیست . کوشیدند که از طریق استعمار امت اسلامی را زیر شکنجه گرفته او را غلام خود بگردانند . که این هم از قرنی یا کم و بیش اضافه دوام نکرد . در اردوی کشورهای اسلامی افرادی تربیه کردند و بوسیلۀ بورسهای خارجی تعداد هرچه بیشتر از افراد اردو را به کشورهای غربی و خصوصا کشورهای تحت اشغال اتحاد شوروی کمونیستی و بعضی ها را هم به امریکا و سایر کشورهای کلیسایی بردند . به خاطر کشف نشدن راز ، بعضی افراد ملکی و استادان پوهنتونها را نیز بهمین حیله بردند که با بازگشت این افراد مناصب علیای اردو و ملکی را بهمین ها سپردند . این موضوع مشخص به حال افغانستان نبوده بلکه همه کشورهای اسلامی را به همین گونه تسخیر کرده اند . البته بعضی کشورها را تحت نظارت شدیدتر میگرفتند . از جملۀ کشورهای زیر مراقبت شدید میتوان مصر ، ترکیه ، الجزایر ، عراق ، لیبیا و افغانستان را نام برد . مصر بسبب پوهنتون ازهر که مهد و گهوارۀ دانشمندان جهان اسلام بشمار میرود . ترکیه بسبب سرزمین آخرین خلافت اسلامی . الجزایر بسبب یک ملیون و نصف شهیدی که در اثنای جهاد علیه استعمار تقدیم کرده بود وخوف داشتند که مبادا دباره برخیزند . عراق بسبب قدامت تاریخی در حکم اسلامی و بسبب سرزمین خلفا . لیبیا بسبب جهاد تاریخی عمرمختار و همسنگرانش . علاوه بر اسباب متذکره ، کشورهای عربی را تحت عنایت خاصی بخاطر این هم قرار میدادند که میخواستند ملت عرب را هر چه بیشتر از مصدر دین دور نگهدارند که آن مصدر متمثل است در قرآن و سنت پیامبر وسیرت مبارکۀ ایشان و اصحاب کرامش و تابعین و اسلاف اعراب که همه در انبارهای کتب زبان عربی پنهان است و بدینوسیله میخواستند که اعراب هم از دین و هم از مصادر دین فاصله بگیرند . از جمله کشورهای تحت نظارت شدید افغانستان بوده بلکه بعقیدۀ من این کشور درسرفهرست قرارداشته است . مگر سبب نظارت شدید برین کشور نسبت به دیگران اندک مختلف بوده . این کشور هیچگاه به بیگانه تسلیم نشده . هیچ بیگانه ای بالایش حکمفرمایی نکرده است . بارها تجربه کردند و هر بار ناکام شده اند . سپس این کشور به عنایت فایقی نیاز داشت . که بعد از اخراج عساکر غارتگر انگلیس سیاست جدید خویش را درین کشورآغاز کردند و زعامت ملت را بدست دست نشانده های خود سپردند و آن کاسه لیسان هم بنوبۀ خود آغاز به ریشه کنی بنیاد دین از کشور نمودند . در اولین قدم زن این خاک را بی پرده کردند و سلسلۀ تعلیمی و نصاب درسی را تغییر دادند . علما را اهانت کردن گرفتند و مساجد را زیر نطارت قرار دادند و آهسته آهسته صاحبان فکر اسلامی را به گوشه نشینی مجبور کردند . حکومتهای متعاقب اجیر و دست نشانده هر یک بنوبۀ خود نقشی درین راستا بازی کردند . و تاریخ بیست الی سی سال سابقه را هر طفل افغان هم میداند و قابل شرح نیست . اگرچه درین اواخر آنها بار دیگر پی برده اند که این سیاست هم نتیجۀ دلخواهی نداده است یا علی الاقل وقت زیادی را دربر گرفت و برای آینده باز هم به وقت بیشتر و جهد و مال فراوانتر نیاز دارند تا نتیجۀ راضی کننده ای بدست آرند . سپس تغییر تکتیک داده اند . این بار همان فتنۀ سابقه را بار دیگر برانگیخته اند . فتنۀ صفویت را . میخواهند عالم اسلام را تسلیم صفویان کنند . زیرا که ملت کفر میداند که صفویان چقدر تشنۀ خون مسلمانان اند . و به چه آسانی فتواهای قتل و غارت بدست آورده میتوانند تا خونبهای حسین را از اهل سنت بگیرند ! ولی با وجود اینکه وقایع کنونی همه دلالت برین میکند که تا آیندۀ قریب هم ملت افغان به مصدر اصلی دین رجوع نخواهد کرد و خرافات را به آسانی پشت سر نخواهد گذاشت ، مگر باز هم نظر به سوابق تاریخی این ملت به این مطمئن استم که به یاری پروردگار ، سیاست صفوی پروری دشمنان اسلام درین کشور هرگز کامیاب نخواهد شد .
قصدم ازین بحث طولانی این است که این کشور هدف هجوم وسیعی قرار دارد . و یگانه راستای خارج شدن ازین نکبت و هلاکت درین نهفته است که این ملت بیدار شود و دباره به مصدر عزت و کرامتش بازگردد ورنه اگر از لابلای وقایع گذشته بررسی کنیم به این نتیجه میرسیم که عنقریب این ملک از دست ما خواهد رفت . ما بسیار خطای بزرگی را مرتکب میشویم اگر امروز هم منتظر این باشیم که کنفرانس ناتو در لزبن چه قراردادهایی به تصویب رسانید یا در بارۀ افغانستان چه تصمیمی گرفت . از کنفرانس بن چه حاصل نمودیم که منتظر لزبن شویم . آیا همان کنفرانس بن نبود که ما را به غرب فروخت و کشور مارا با مکر کمک های بشر دوستی در قرضهای ابدی گروگان گرفت . این کشور را مجاهدین و شهدای سربکف از چنگال شوروی نجات دادند مگر ثمره اش را آنهایی خوردند که تا دیروز و اغلب شان تا امروز هم کاسه لیس امریکا استند . عیناً همانگونه که بعد از اخراج عساکر متجاوز انگلیس توسط اجداد مجاهد ما ، زمام امور و مملکت داری را به دشمنان این خاک سپردند . مشکل بزرگی که عالم اسلام و بوجه خصوص ملت افغان با آن مواجه است این است که آزادی را گرفته میتوانند مگر آزادی را حفظ نمیتوانند .
نه بن مداوای ما شده میتواند نه لزبن . تا خود افغان مداوای افغانستان نشود معضله حل نمیشود . و به خاطر برآورده نمودن این هدف والا همه افغانها دست بدست هم داده اول به خدای خود رجوع کنند و در بارگاه او عذر و نیاز کرده عهد بسپارند که اگر این بار ایشان را مورد لطف و عنایت خود قرار دهد و خطای شانرا درگذر کند و کشور شانرا ازین مصایب خانمانسوز نجات دهد دباره در راه حفظ آن تفریط نخواهند کرد .
والله علی کل شئ قدیر ...

