بسم الله الرحمن الرحیم

ای بی تو گردش فلک بی مدار حیف
باشد جهان و تو نباشی ، هزار حیف

۴۲ سال میگذرد از روز سیاه ۸ ثور ، روزی که میهن عزیزمان در سوگ فرزندی فرزانه نشست ، در این روز سیاه شهید محمد داود خان رئیس جمهور محبوب افغانستان و ۱۷ تن از اعضای خانواده شان به شهادت رسیدند
امیدوار بودم تا فرا رسیدن چهل و دومین سالگرد شهادت قهرمان بزرگ مان و چهل و دومین سال سوگواری ملت افغان برای رهبر شهیدشان کتاب " سرگذشت یک رئیس جمهور " که در مورد شهید محمد داود خان نوشته ام به زیور چاپ آراسته شود ولی متاسفانه به دلایلی نشد .
بنابرین تصمیم گرفتم که بخشی از مطالب کتاب را که در مورد شهادت رئیس جمهور محمد داود نوشته بودم با کمی تغییر قابل و به صورت یک مقاله به شما تقدیم کنم ، امیدوارم که مورد پسند شما قرار بگیرد ، در پایان فرارسیدن چهل و دومین سالگرد شهادت جانگداز شهید محمد داود خان رئیس جمهور محبوب کشور را به تمام هواداران و پیروان آن یگانه دوران تسلیت عرض میکنم ، به خصوص به جناب کاندیدای اکادمیسن استاد محمد اعظم سیستانی مورخ و پژوهشگر بزرگ افغانستان که حق بزرگی به گردن همه ما افغانها دارند و عمر پربار خویش را وقف روشنگری در بخش فرهنگ و تاریخ میهن مان کرده اند .
در روز ۸ ثور ۱۳۵۷ و پس از ۲۰ ساعت مقاومت گارد ریاست جمهوری محمد داود خان رئیس جمهور افغانستان به همراه ۱۷ تن از اعضای خانواده شان توسط کودتاچیان به شهادت رسیدند .
جناب فرهاد لبیب در مقاله شان که در پورتال افغان جرمن آنلاین منتشر شده است از شباهت نحوه شهادت رئیس جمهور محمد داود در روز ۸ ثور و کشته شدن رئیس جمهور امین توسط روسها در ۶ جدی یادآوری کرده اند ، ضمن تائید این موضوع باید بگویم که شهادت رئیس جمهور داود بیش از آنکه به حادثه شش جدی شبیه باشد به کشته شدن تزار نیکلای آخرین امپراتور روسیه شباهت دارد بنابر این ابتدا نحوه قتل امین و سپس قتل عام تزار و خانواده اش را بررسی میکنیم :
نحوه قتل حفیط الله امین :
واحد ضربتی ۳۳۳ kgb کاخ تاج بیک را مورد حمله قرار میدهند ، جانداد و چند تن دیگر در داخل کاخ موضع میگیرند و به دفاع میپردازند ، پس از نبردی شدید و نرسیدن نیروهای کمکی مهمات مدافعان تمام میشود و نیروهای ویژه اتحاد شوروی وارد کاخ میشوند و بلااستثنا همه را زیر آتش میگیرند ، امین و عبدالرحمن پسرش کشته میشوند و بعد دوباره به روی اعضای خانواده امین رگبار میکنند .(۱)
بدون شک آتش گشودن به روی خانواده امین 
منجمله خانم و دختران او و کشته شدن خانم وزیر خارجه بی شباهت با شهادت اعضای خانواده رئیس جمهور داود نیست و ناگفته نباید گذاشت که یکی از شرکت کنندگان حمله به کاخ تاج بیگ در مصاحبه به بی بی سی فارسی اعتراف کرده است که آنان دستور داشتند تا تمام کسانی که در کاخ بوده اند را به قتل برسانند ولی از انجام دستور خودداری کرده اند .(۲)
و حالا نگاهی می اندازیم به فاجعه قتل عام تزار و خانواده اش : 
نیکلای دوم اخرین تزار روسیه پس از پیروزی انقلاب بلشویکی از سلطنت استفعا داد و خودش را تسلیم بلشویک ها کرد .
بلشویک ها بخاطر مشکلات زیادی که داشتند منجمله جنگ جهانی اول که روسیه هم در آن شرکت کرده بود فرصتی برای محاکمه تزار نداشتند و تزار و خانواده اش پیوسته تحت نظر بودند و از نقطه ای به نقطه دیگر منتقل میشدند .
کوه های اورال آخرین نقطه ای بود که تزار و خانواده اش به آنجا منتقل شدند و زندگی آنها هم در همین منطقه به پایان رسید ، پیشرفت نیروهای چک و امکان نجات دادن تزار و خانواده اش توسط آنها بلشویک ها را مصمم کرد که آنها را قتل عام کنند (۲)
تزار نیکلای دوم امپراطور مستعفی روسیه ، ملکه روسیه به همراه چهار دختر و تنها پسرشان الکسی و چهار نفر از کسانی که پیوسته با آنها بودند یعنی داکتر پوتین ، خاری تونوف آشپزشان ، تروپ فراش که تعادل ذهنی هم نداشت و دمی دووا ندیمه ملکه به صورت وحشیانه به قتل رسیدند و قاتلان آنها حتی به سگ کوچک شان هم رحم نکردند .
پس از کشتن تزار و اعضای خانواده و چهار تن دیگر جسدهای شان را توسط اسید از بین بردند و باقیمانده اجساد را درون یک گودال دفن کردند .(۳) 
اگر کشتن تزار از نگاه سیاسی الزامی بود دلیلی برای قتل عام خانواده اش نداشتند و حتی اگر آنها را برای جلوگیری از انتقام احتمالی کشته باشند بازهم هیچ توجیهی برای کشتن مستخدمان آنها وجود ندارد .
قابل یادآوری است که ساوت محلی قبل از کشتن تزار و خانواده او نیروهای محافظتی آنها را عوض کرده بودند و کسانی که برای بار آخر در ظاهر از آنها محافظت میکردند تحت فرمان شخصی به نام یوروفسکی بودند ، یوروفسکی و افرادش وظیفه داشتند تا در موقع معین فرمان قتل تزار و خانواده اش را اجرا کنند .
و حالا برمیگردیم به روز ۸ ثور سال ۱۳۵۷
محمد داود خان رئیس جمهور افغانستان و تمام اعضای خانواده شان در قصر ریاست جمهوری افغانستان هستند ، جنگ شدیدی میان نیروهای گارد ریاست جمهوری و کمونیست ها جریان دارد که از روز قبل شروع شده بود ، رئیس جمهور و خانواده شان و دو سه نفر از مقامات بلند کشوری در اطاقی جمع شده اند و همگی امیدوارند که وزیر دفاع حیدر رسولی بتواند نیرویی برای شکستن محاصره ارگ ریاست جمهوری بفرستد ، وزیر دفاع روز قبل تمام تلاشش را برای درهم شکستن کودتا انجام داده بود ولی موفق به انجام این کار نشده بود . 
بالاخره پس از ۲۰ ساعت درگیری رئیس جمهور محمد داود از رسیدن قوای کمکی نا امید میشود و به صاحب جان فرمانده گارد دستور میدهد که برای جلوگیری از تلفات بیشتر سربازان گارد ریاست جمهوری را تسلیم کند .(۴)
صاحب جان به ناچار اطاعت میکند و کودتاچیان پس از ۲۰ ساعت نبرد وارد ارگ میشوند .
امام الدین کسی که از سوی کمیته مرکزی مامور دستگیری رئیس جمهور محمد داود شده بود جریان این فاجعه را برای فرهاد لبیب این طور روایت میکند :
وقتی برایم امر شد که داود خان را دستگیر نمایم هیچکس حاضر نشد تا با من به داخل ارگ برود ، دریوری که میشناختم زرهپوش را داخل ارگ برد و چهار نفر سربازی که نمیشناختم با من همراه شدند.(۵)
این یکی از چندین روایت امام الدین از دقایق قبل از فاجعه است که صحیح به نظر میرسد .
این فاجعه در دوره ای اتفاق افتاده است که اتحاد شوروی دست بازی در افغانستان و حوادث آن داشت و کمونیست های وابسته به شوروی این جنایت فجیع را مرتکب شدند .
و اما شباهت های هر دو فاجعه : 
هر دو مورد توسط کمونیست ها انجام شده است .
در هر دو مورد تمام اعضای خانواده رهبر هم همراه او تیرباران میشوند .
در هر دو مورد دلیل این جنایت پیشگیری از وقوع قیام های احتمالی بوده است .
در هر دو مورد رهبران کمیته های مرکزی خودشان را بی خبر نشان میدهند .
در هر دو مورد قربانیان در قبرهای دسته جمعی دفن شده اند .
در حادثه قتل تزار نیروهای محافظتی عوض شده اند و بجای انها نیروهای دیگر آمده بودند ، در شهادت داود خان هم به گفته جناب لبیب نیروهای مستقر در بیرون ارگ حاضر به همراهی امام الدین نشده اند و افراد ناشناسی با او رفته اند .
و اما شباهت های شهادت محمد داود خان و کشته شدن امین :
در هر دو مورد اعضای خانواده ها هم زیر آتش قرار گرفته اند 
در هر دو مورد دستگیر پنجشیری نقش داشته است .
اجساد شهید محمد داود خان و خانواده شان در یک گور دسته جمعی در محل دیگری دفن شد ، جسد امین و دیگر کشته شدگان آن شب را هم در محل نامعلومی دفن کرده اند . ( در مورد شب ۶ جدی مقاله دیگری هم نوشته ام که در آن جزئیات را بیشتر شرح داده ام و محل احتمالی دفن امین را هم ذکر کرده ام که در پورتال افغان جرمن منتشر شده است )
نقش دستگیر پنجشیری در این دو حادثه :
داکتر صبورسیاسنگ در کتاب " و آن گلوله باران بامداد بهار " در جریان گفتگو با دستگیر پنجشیر به روایتی از نوشته غلام رسول باور میپردازد که در آن دستگیر پنجشیری در جریان گفتگوی تند با حفیظ الله امین ضمن بر زبان آوردن جملات نژاد پرستانه از او میپرسد که چرا دستور قتل محمد داود را صادر نمیکنید . (۶)
عبدالکریم میثاق یکی از اعضای بیروی سیاسی حزب خلق هم روایتی دارد از بحث کارمل و پنجشیری بر سر موضوع مرگ و یا زندگی رئیس جمهور محمد داود :
سوال این بود که داود خان از بین برده شود و یا زنده باشد (بماند)
یک بخش از کمیته مرکزی میگفت که داود خان زنده باشد و کشتن او مسئولیت تاریخی دارد . . . بخش دیگری میگفت که این خودش یک اشتباه تاریخی خواهد باشد ( بود ) در این دو طرح دو نفر عمده بحث میکردند ، یکی دستگیر پنجشیری بود و یکی هم کارمل بود . (۷)
اکنون دستگیر پنجشیری هیچگونه مسئولیتی را در شهادت محمد داود خان نمیپذیرد ، در واقع هیچ کدام از مسئولان کودتای هفت ثور و اتفاقات بعدی اش هیچ مسئولیتی را در برابر این حادثه قبول نمیکنند پس مسبب هشت ثور کیست ؟
نقش دستگیر پنجشیری در حمله به کاخ تاج بیگ :
ابتدا روایت عبدالکریم میثاق وزیر مالیه دوران حفیظ الله امین و عضو بیروی سیاسی را میخوانیم :
پنجشیری (جهت درمان ) بعد از بیست و پنج سنبله به شوروی رفته بود و دو سه روز قبل از شش جدی به افغانستان برگشت ، روز شش جدی امین او را مهمان کرد و همه ما را هم به همان خاطر دعوت کرد ، به آنجا رفتیم و نان خوردیم و در سوپ چیزهایی انداخته بودند . . . وقتی که سوپ را میخوردیم تنها کسی که نخورد دستگیر پنجشیری بود که گفت : مرا دکتر توصیه کرده است چون من مرض قلبی دارم باید زیاد چیزهای چرب نخورم ، من گفتم : این سوپ است چربی ندارد گفت : به هر صورت به من گفته اند که نخوری ، ما خوردیم ، تمام اعضای بیروی سیاسی منجمله امین .(۸) 
نکات قابل توجه :
۱_دستگیر پنجشیری دو سه روز قبل از روز شش جدی از " اتحاد شوروی " برگشته بود ، شاید با توجه به روابط بیش از اندازه گرم افغانستان و شوروی در آنزمان این موضوع جلب توجه نکند ولی وقتی که به یاد بیاوریم که نورمحمد ترکی هم در جریان آخرین سفرش به اتحاد شوروی با روس ها به توافق رسید که با ببرک کارمل بر علیه حفیظ الله امین همکاری کند و بعد طرح ترور نافرجام امین در ارگ ریاست جمهوری انجام شد ، ممکن است که دستگیر با توجه به نفرتی که از پشتون ها داشته است و وجود آنها را در راس قدرت تحمل نمیکرده است در شوروی با آنها در براندازی امین به توافق رسیده باشد ، نژاد پرستی دستگیر پنجشیری را هم در روایت داکتر سیاسنگ دیدیم پس طبعا پیشنهاد همکاری در مورد سقوط امین و به قدرت رسیدن ببرک تاجیک تبار از سوی پنجشیری مورد قبول قرار پنجشیری قرار میگرفته است .
۲_ دستگیر پنجشیری در میان تمام کسانی که سر میز نشسته بودند تنها کسی بود که سوپ مسموم را نخورد .
ناگفته نباید گذاشت که پس از سقوط امین و به قدرت رسیدن کارمل دستگیری همچنان یکی از مقامات بلندپایه دولت بود .
جناب لبیب در مقاله شان نوشته اند که نظامیان ما آموزشی برای عملیات های مهمی چون ترور رئیس جمهور ندیده بودند و واقعا هم همینطور است و آنها حتی برای عملیات ضد گروگان گیری هم آموزش ندیده بودند ، برای آنکه به توانایی شوروی ها در بخش عملیات های نظامی و ناتوانی کمونیست های افغان پی ببریم باید عملیات گروگان گیری سفیر امریکا را از نظر بگذرانیم :
آدولف دابس در ۱۴ فبروری سال ۱۹۷۹ در ساحه شهر نو توسط چهار نفر ربوده شده و به هوتل کابل منتقل میشود ، پولیس به سرعت هوتل را محاصره میکند و ترون فرماندهی عملیات نجات سفیر را به عهده میگیرد .
مشاوران نظامی شوروی برای نجات سفیر طرح ذیل را پیشنهاد میکنند : 
۱_یک سرویس مجهز در نزدیک ترین مرکز صحی به سرعت آماده شود 
۱_ توقف یک آمبولانس با تیم پزشکی مجهز به تجهیزات لازم برای رساندن سفیر پس از عملیات نجات در درب ورودی هوتل 
۳_اتاق گروگانگیران توسط برمه در سوراخی ایجاد شود و از طریق آن سوراخ گاز سمی و بیهوش کننده را به داخل اتاق بفرستند ، پس از دقایقی درب اتاق توسط پولیس شکسته شود و پولیس سفیر را که طبعا مسموم شده است را توسط آمبولانس به شفاخانه جمهوریت برسانند و در آنجا جان او را نجات بدهند .
فرمانده عملیات نپذیرفت و فرمان داد تا اول اتاق را زیر آتش بگیرند و بعد نیروهای پولیس داخل اتاق بروند ، فرمان ترون اجرا شد و در نتیجه سفیر و تمام گروگانگیران به قتل رسیدند .(۹)
به نظر من شهادت محمد داود و قتل عام خانواده اش کاری نبوده که جلادان هشت ثور به ابتکار خودشان انجام داده باشند همانطور که من نمیتوانم بپذیرم ساوت محلی اورال به تنهایی و بدون مشورت با کمیته مرکزی حزب کمونیست تزار نیکلای و خانواده اش را به قتل رسانده باشند .
و در پایان پیامی که رئیس جمهور شهیدمان قبل از شهادت و آسمانی شدنش از طریق داکتر محمد حسن شرق برای مردم افغانستان فرستاده بود را میخوانیم :
داود شما را دوست میداشت ، سوگند به خدا که بالاتر و بیشتر از همه چیز و همه کس . . .
و در این روز سیاه میخواهم که از اعماق وجودم و پس از چهل و دو سال پاسخ این پیام رهبر شهیدم را بدهم :
سوگند به خدا که منصور تو رادوست دارد ، بیشتر از همه چیز و همه کس و تا آخرین روز زندگی اش فداکاری ها و رشادت های تو را به فراموشی نخواهد سپرد و اجازه نخواهد داد تا سیه اندیشان تاریخ خورشید درخشان زندگی تو را با ابرهای دروغ و تهمت بپوشانند . . .
محمد شریف منصور 
۱۳۹۹ ، ۲ ، ۸
منابع :
۱_افغانستان در قرن بیستم ، ظاهر طنین ، ص ۲۸۶
۲_۶_43 دقیقه شلیک، "امین را پشت قصر دفن کردیم"
مصاحبه رستم تورسولوکوف با بی بی سی ، تاریخ انتشار
18 دسامبر 2009 - 27 آذر 1388
۳_نگاهی به تاریخ جهان ، جواهر لعل نهرو ، جلد ۲ ص ۱۲۵۶
۴_یک قرن انتظار . . . خبرگذاری ایرنا ، مسکو تاریخ انتشار ۱۳۹۷،۴،۲۷
۵_جایگاه داود خان در تاریخ نوین افغانستان ، کاندیدای اکادمیسن جناب استاد اعظم سیستانی
۶_عمق فاجعه ، فرهاد لبیب ، پورتال افغان جرمن آنلاین
۷_و آن گلوله باران بامداد بهار ، صبور سیاسنگ ، ص ۱۷
۸_افغانستان در قرن بیستم‌، ظاهر طنین ، ص ۲۲۳ _ ۲۲۴
۹_همان منبع ، ص ۲۸۶_۲۸۷
۱۰_ شب های کابل ، جنرال عمرزی ، ص ۱۸۶ _۱۸۷