د لوی، مهربان او بخښونکي خدای په نامه

دوستم +کنگرۀ ملى + جبهۀ ملى= ؟؟؟

احمد يولداش 05.02.2008 13:12
جناب رئيس جمهور اين متن را مطالعه کنيد، اگر کمى وقت هم داشته باشيد
 
 ميخواستم اين متن را به زبان ازبکى بنويسم ولى ميدانم که اين زبان بدبخت و عقب مانده شايد بيست او اند خواننده نداشته باشد و متاسفانه تسلط به زبان اصيل ملى ( پشتو ) ندارم؛ بناءَ ناگزير دردم را به زبان درى به تصوير ميکشم .
 دوستم که خود را رهبر قوم ازبک افغانستان و مؤسس حزب جنبش ميداند، در واقع جزء گرگ درنده و يا بدتر از آن  پاچه گير نيست ... ( بدتر از اينهاست ولى جهت حفظ حرمت کلام از کلمات و القابيکه برايش ميزېبد جلوگيرى مينمائيم ) .
 ما راه را بسوى تاريخ يا ماضى بيشتر نميپيمائيم، زيرا شايد سخنان ما به درازا بکشد فقط از زمان سقوط دولت داکتر نجيب بطور فشرده ياد آور ميشويم .
 زمانيکه داکتر نجيب الله تصميم گرفت به دستورات شوروى سابق عمل نکند، يا بعبارۀ ديگر ميخواست زمامدار واقعى و ملى مردم افغانستان قرار گيرد، شوروى ها در صدد رهبرى سازى برآمدند؛ برخلاف روش سابق شان که جانشينان زيرک، هوشيار و مورد اعتماد خود را شخصيت سازى ميکردند، اين بار به يک شخص احمق، دنباله رو، فاقد روح استقلال طلبى و وطنفروش افتادند که بعد از جستجوى زياد شخصى را يافتند که امروز مردم آنرا خوب ميشناسند و آن حيوان و حيولا عبدالرشيد دوستم بود . نامبرده را بالاى داکتر نجيب الله رئيس جمهور وخت تحميل کردند، با وجود بېسوادى و کم فهمى رتب نظامى بدست آورد و بنام گلم جم نيروى نظامى را ساخت که متاسفانه افراد و رهبر اين نيروى نظامى را قوم ازبک تشکيل ميداد . اين نيروى نظامى در مقابل مجاهدين به ولايات چون لوگر، کندهار، پکتيا، جلال آباد و ولسوالى پغمان فرستاده شدند که در وقت کم در وحشت، بېناموسى و چپاول گرى شهرت جهانى کسب کردند . قوم ازبک که از زمان احمدشاه بابا ابدالى تا همين مقطع تاريخى با کمال اخوت و برادرى با تمام اقوام افغانستان بسر ميبرد، از اين پس با اقوام افغانستان در عداوت و دشمنى افتاد که مسئوليت اين عداوت و بدبينى هارا سگ پاچه گير دوستم و بعضى از بزرگان کم فهم قوم ازبک دارند . در جنگ هاى کابل در پهلوى حزب وحدت، شوراى نظار و حزب اسلامى نيروى هاى جنبش به حدى در غارت گرى و کشتار افراط کردند که هرگز اين لکه ها از صفحات تاريخ پاک نخواهد شد قربانى ناهيد شهيد هيچگاه فراموش ملت با غرور ما نميشود، شما متوجه شويد، زمانيکه به کابل ميرويد و کابلى ها از چهرۀ تان درک کنند که ازبک هستيد، به ديده نفرت بطرف تان نگاه ميکنند که اين همه ثمرۀ دست اين بهيم است، حتى از نوع لباسيکه نظاميان دوستم از آن استفاده ميکردند، مورد تنفر همه قرار گرفته و کسى از آن استفاده نميکند . از آنجائيکه دوستم ميدانست که از مجراى علميت و آگاهى و محبوبيت به رهبرى حزب جنبش و بزرگى قوم ازبک نرسيده، از وحشت در مقابل بزرگان قوم ازبک و يا ساير ترک تباران نيز دريغ نکرد . ترور رسول پهلوان و بسيارى از شخصيت هاى ملى قوم ازبک که به توطئه هاى گوناگون از ميان برداشته شدند، تجاوز جنسى بالاى فيض الله ذکى و عالم ساعى، کوشش ناکام ترور احمد خان سمنگانى و بازمحمد جوزجانى وکلاى ولسى جرگه .... همه جهت بقاى وى انجام پذيرفته است .
 اگر به حاکميت چند رژيم در دو دهه نظرى بيندازيم، خواهيم ديد که از دوستم زمامداران زيرک  استفاده کرده است که با استفاده از اين تجارب اکنون لطيف پدرام شخص منفور و متعصب و ضد وحدت ملى افغانها نيز به استعمال کردن و کش، کش کردن اين  برداخته است که در نهايت قوم صلح خواه ازبک را بدنام ميسازد .
 به دوام اين ترور ها، تجاوزات جنسى، غارت گرى ها و قتل عام ها، يکبار ديگر رئيس شوراى ترک تباران آقاى اکبرباى که شخص ملى و پسنديدۀ ترک تباران و تمام افغانهاست، مورد تجاوز حيولا دوستم قرار گرفت .
 اکنون ميپردازيم به اينکه چرا قوم ازبک بيدار نميشود، چرا يک شخص حيولا به زور و جبر خود را رهبر ايشان معرفى ميکند، چرا عدۀ از ازبک ها به يک شخص بېسواد، بې رحم، منفور اعتماد ميکند و ................؟
 جاى دارد که از وکيل آگاه قوم ازبک آقاى سردارمحمد رحمن اوغلى تشکر کنم که سخنان احمقانۀ پدرام و سخنگوى دوستم را رد کرد . کاش هر ازبک به اندازۀ نيم سردارمحمد رحمن اوغلى آگاه ميبودند . اکنون جبهۀ ملى ميخواهد مانند گذشته دوستم و در نهايت قوم ازبک را استعمال کند، دشمن واقعى قوم ازبک يونس قانونى ، دوستم را وسيلۀ سياسى خود ساخته هم به ريشه هاى دولت و هم به ريشه هاى قوم ازبک تيشه بزند و به همين منوال طوريکه در بالا ذکر کرديم لطيف پدرام ( که متهم به فساد اخلاقى در ايام جوانى است ) هم ميخواهد اين  را استعمال کند .
 من به صفت يک ازبک، ازبکى که به افغانيت باور دارم، اعلان ميکنم که نه جنبش حزب ازبکهاست و نه دوستم رهبر و بزرگ قوم ازبک ها ..... ازبکها بايد شعور سياسى پيدا کنند، اشخاص منور مانند سردارمحمدرحمن اوغلى، بازمحمدجوزجانى، عبدالستار درزابى و مانند اين ها را رهبر و بزرگ خود بدانند، نه اينگونه بهايم را .
 در اخير از رئيس جمهور کرزى ميخواهيم که اين جانى را به محاکمه بکشاند، دوستم رهبر و بزرگ ما نيست؛ ما از وى پشتيبانى نميکنيم، ما ديگر فريب نميخوريم و ما ديگر اين لکۀ سياه را بالاى دامان خود تحمل نميکنيم . شما از تظاهر چند دزد و قاتل که نميتوانند بدون سايۀ اين ها زنده گى کنند، نه هراسيد بلکه مانند رئيس جمهور، مانند رهبر تمام اقوام افغانستان که افغان ياد ميشوند عمل نمائيد . در غير آن نخست فاتحۀ قوم ازبک و در عقب آن از تمام افغانستان را خواهم گرفت .
 يگانه راه نجات و آرامش اينست که دوستم + کنگرۀ ملى + جبهۀ ملى از ميان برداشته شود تا مردم نفس آرام بگيرند و فکر کنند که انسان هستند و حقوقى دارند، ديگر در بازى هاى سياسى قربان نميشوند .
 بخاطرى خداوندج ما را از شر اين درنده ها نجات دهيد .