د لوی، مهربان او بخښونکي خدای په نامه

ماسکها دريده شد ند

محمد اکبر 07.07.2006 01:00
هفته ګذشته مقاله اقای دستګير پنجشيري را در سايت آريائي مطالعه نمودم، که از عنوان اش چنين وانمود ميشد که بايد در جواب مقاله اقای انجنير زکريا تحرير شده باشد. ولي بعد از مطالعه کامل ان در يافتم ، که متأسفانه به ان سوالات که از طرف انجنير زکريا و ساير منتقدين اقای پنجشيري نوشته شده بودند، پاسخي ارائه نه شده است . باز هم کمافي السابق همه اش سخنان عام و در خصومت مطلق با مردم افغانستان از موضع کينه و دشمني ، تحرير شده بود.
 
 اقای دستګير پنجشيري که هر ګاه و بيګاه در مقابل نام خود کلمه اکاديميسن نيز مينوسد، بايد از موضع يک دانشمند صحبت ميکرد و به تمام سوالات مطرح شده جواب علمي و قانع کننده ارائه ميکرد نه عام ګوئي ها و دشنام و توهين. درين جا چنين نتيجه ګيري ميشود که بايديکي از دو حالات ذيل باشد:
 
 ١ـ يا اينکه اقای پنجشيري فهم و دانش ارائه جواب به سوالات مطرح شده را ندارد، بناً (( تير خود می اورد)). .
 
 ٢ـ يا اينکه تمام حرف های که از طرف منتقدين اقای پنجشيري مطرح شده واقعيت دارد، بناً اقای پنجشيري به خاطر ګريز از پاسخ ګوئي، خود را به کوچه حسن چپ زده، در مقابل مثل سابق به عام ګوئي ها و دشنام روی اورده است. در هر دو حالت حق به جانب اقای پنجشيري نيست ونه بايد به بذر تخم نفاق و دشمني بين اقوام با هم برابر و برادر افغان ، اقدام ورزد. ايشان به صفت يک دانشمند و اکادميسن بايد از علم و دانش خويش در راه عمران و ابادي کشور کار ميګرفت نه به صفت وکيل مدافع جنايت پيشه ګان، جنګسالاران وجنګ افروزان برخورد ميکرد.
 
 راستي حرف سر علميت و اکادميسني اقای پنجشيري امد. طوريکه اقای انجنير زکريا و ساير منتقدين اقای پنجشيري نيز در مورد اکادميسن بودن و قانونيت در يافت اين درجه علمي شک و ترديدي ابراز نموده اند، بايد به اين شک و ترديد ها پاسخ ګفته شود، نه اينکه به خاموشي از ان ګذشت. بطور مثال چه وقت از مکتب و چه وقت از پوهنتون فارغ شده است، چه وقت ماستری و چه وقت دکترا را ګرفت بعداً و چه وقت اکادميسني را در يافت کرد و اعضای هيئت علمي که درجه عالي اکادميسني به ايشان تصويب نمودند کی ها بودند؟
 
 بر علاوه ان موضوعات تحليلي و علمي که باعث در يافت درجات علمي ماستري ، دکترا، کانديد اکادميسني و اکادميسني شده را نيز توضيح نمايد و اين را هم بګويد که اين اثار چه وقت و در کجا چاپ شده، تا که ادعا های منتقدين رد شود.
 
 اګر چنين نه شود، اين بدان معني خواهد بودکه حرف های منتقدين اقای پنجشيري درست بوده وبعد از اين نه بايد از پيشوند اکادميسن بر نام خود اضافه نمايد و سايرين نيز در اينده به هيچ صورت به ايشان مجال اين را ندهند که پيشوند اکادميسن را در مقابل نام خود بنوسد
 
 همچنان ادعای دګري نيز وجود دارد، که وقت شما عضو بيروی سياسي ح.د.خ.ا. ( جناح خلق ) بوديد، وظيفه داشتيد تا بين نورمحمد ترکي و حفيظ الله امين به دشمني و اختلافات دامن بزنيد و چون از خارجي ها دستور ميګرفتيد، در اين راه موفقيت هم بدست اورديد.بعداً بر خلاف سخنان امروزي تان ، در همان وقت از حفيظ الله امين به شکل افراطی تو صيف مينموديد( اګر شفاخانه مرکزي مسکو از ياد تان نرفته باشد).
 
 بعد از ان هم در رابطه به دامن زدن به اختلافات بين خلقي ها و داکتر نجيب الله شما وسايرين نقش فعال داشتيد و هدف تان هم اين بود که حکومت دکتر نجيب الله تضعيف شده و زمينه برای کودتای۸مساعد شده و در نتيجه اين توطئه قدرت سياسي به پلنګ پوشان پنجشيري به سر دسته ګي احمد شاه مسعود( که در واقعيت جنايت کاران بودند)رسيد. از اين بايد چنين نتيجه ګرفت که اين يک نوع تکليف رواني شما است که بايد هر وقت به نفاق و شقاق دامن بزنيد. حالا که خود را در دامن امريکا ( به ګفته ديروزي تان امپرياليزم جهان خوار و ګفته های امروزی تان فرشته صلح ) انداخته ايدو امکان به شر انداختن ديګران را نداريد، حالا بايد اقوام به هم برادر افغانستان را به هم بياندازيد. آيا اين بهتر نخواهد بود که نزد داکتر برويد؟
 
 همچنان شما با نام افغانستان نيز مخالفت ابرازداشته ايد. من نه ميدانم که شما فراموش کرده ايد، که شما يکي از مؤسسين و رهبران حزب بوده ايد که نامش حزب دموکرتيک خلق افغانستان بود؟ اګر فراموش کرده ايد باز هم مشوره قبلي مرا بپذيريدو اګر فراموش نکرده ايد انوقت چرا مخالفت با اين نام ابراز نميداشتيد؟ در ين جا باز هم از دو حالت خالي نيست:
 
 ١ــ شما همان وقت هم با نام افغانستان و افغانيت دشمني و کينه داشتيد، اما بر روی خود ماسک نهاده بوديد و ماهيت اصلي خود را ازدګران پوشيده بوديد، تا بدين طريق به اهداف خصمانه تان دست يابيد، که تا حدی زياد موفق هم بوده ايد.
 
 ٢ــ اينکه نظر تان تغيير خورده باشد و بر نظريات خويش تجديد نظر کرده باشيد. به عقيده من در پس پيري چنين کار محتمل به نظر نه ميرسدو شما خود اين ادعا را رد مينمائيد. ببنيد شما خود چنين مينوسيد:( من به واژه واژه ء آرمان های ملی و اجتماعی مسعود و پيروزی اين آرمان های ملی و اجتماعی در کشور عزيز باور قوی دارم و اين باور شفاف خود را نه در گذشته پنهان کرده ام و نه در وضع مشخص کنونی .1)
 
 نه اقای پنجشيري شما در چشم مردم بالباس، بوت وعينک می در ايد. شما هميشه پنهان کرده بوديدکه يک جنګسالار را حمايت ميکنيد، که اله دست دشمنان افغانستان است. شما هر وقت پاکستان را دشمن مردم افغانستان ميشناسيد، که واقعيت هم دارد. آيا فراموش کرده ايد که مسعود يکي از اولين کساني بود که يکجا با حکمتيار ورباني در وقت حاکميت شهيد داود خان ، خود را به دامن پاکستان انداخت تا در کمپهای پاکستان اموزش فعاليت های تخريبي نمايد و بعد از بازګشت از پاکستان به شر و شرارت در پنجشيردست زدو در همان ايام منبع شر وفساد ګشت . يا اين بدان معني است که شما در واقعيت تمام عمر ( به ګفته شما زندګي اګاهانه) خود اخواني بوديد و جنايت پيشه ګان را حمايت ميکرديد ولي ماسکهای رنګارنګ را برای فريب مردم عوض ميکرديد ولي حالا چهره اصلي تان را نشان داديد و ماسکها دريده شدند.
 
 شما هميشه در نوشته های تان از همان زمامداران و رهبران مجاهدين که پشتون اند، انتقاد کرده ايد و دشنام داده ايدو بار ملامت تمام تمام ګناهان و جنايات را به دوش انها ګذاشته ايد، ولي از رباني و مسعود هيچ نام نبرده ايد. اين چه وجدان کور است؟
 
 ــ آيا اُردو افغانستان در زمان حاکميت رباني ـ مسعود از بين نرفت و مسعود به تمام منسوبين اُردو ( سربازان ، افسران وجنرالان ) ابلاغ نکرد که به شما دګر ضرورت وجود نه دارد وشما برويد به خانه؟
 ــ آيا شهر کابل در وقت حاکميت رباني- مسعود به ويرانه مبدل نشد و ۶۰ هزار طفل، زن ، مرد، پير و جوان به بيرحمانه ترين شکل قتل عام نشدند؟
 ــ آيا در وقت حاکميت رباني – مسعود تمام دارائي عامه افغانستان به يغما نه رفت؟
 ــ آيا جنايات که در زمان حاکميت رباني – مسعود صورت ګرفته ، تاريخ افغانستان نذيرش را ديده بود؟
 
 از اين قبيل هزاران آيا را ميتوان مطرح کرد. در مورد جنايات دوران حاکميت رباني – مسعود ميتوان کتابها نوشت ولي شما ګناه تمام انها را به مخالفين رباني – مسعود نسبت ميدهيد.
 
 اګر فرض کنيم که درين زمينه شما حق به جانب باشيد،پس تمام جنايات که در تاريخ معاصر افغانستان صورت ګرفته ، در انها هم قصور بايد از مخالفين شاهان و اميران باشد نه از خود انها. تا چه حد بايد وجدان کور باشد که تنها بدی دګران را ببند و جنايات خود را خدمت وانمود سازد؟
 
 هر کشور به خود افتخارات و مقدسات دارد. افغانستان نيز از خود قهر مانان و شخصيت های دارند، که نه تنها افغانها بلکي تمام جهان به انها احترام دارند. ولي شما در مقابل انها هم توهين رواميداريد. وقتي شما به مقدسات و افتخارات افغانهابی احترامي مينمائيد، آيا شما حق داشتن احترام به خود را خواهيد داشتيد؟
 
 شما خود تان فکر کنيد وقتي شما از نام افغانستان نفرت داريد و ان را ميخواهيد تعويض نمائيد، ازاکثريت مطلق شهروندان ان نفرت داريد، به مقدسات و افتخارات ان توهين و بي احترامي مينمائيد، آيااين بدان معني نيست که شما هيچ علاقمندی به اين کشور نداريد. وقتي که کسي به کشوري ( به ميهن خويش )علاقمندی نداشته باشددر هر فرصت ميتواند به ان خيانت نمايد. به همين دليل است که ماشاهد بدترين خيانتها به افغانستان هستيم يک مطلب دګر ، که هميشه در نوشته های تان به ان اشاره شده است، اين است که شما به استبداد اميران و شاهان ګذشته (ازيک و نيم قرن قبل تا سال ۱۳۵۷اشاره مينمائيد وچنين تحريکات مينمائيد که ګويا اينګونه ظلم و ستم از طرف قوم پشتون بر ساير اقوام وجود داشته است).
 
 اولاً اګر به ګذشته تاريخي تمام کشور ها نظر انداخته شود، هيچ کشوری را يافته نميتوانيد که از قرون متمادي در ان دموکراسي ( به شکل امروزی ان ) موجود باشد. ولی شما هيچ ګاه نشنيده ايد که کسي ګفته باشد که چون تا نيمه دوم قرن بيست در ايالات متحده امريکا تبعض نژادي وجود داشته ، حالا بايد در مقابل سپيد پوستان امريکا ازنفرت و دشمني کار ګرفته شود.
 
 ثانياً اګر استبداد هم وجود داشته، قوم پشتون بيشتر از دګران از ان متضرر شده است وانرا نبايد ستم يک قوم بر قوم يا اقوام دګر تلقي نمود. متأسفانه اثار اين استبداد تا هنوز هم مشاهده ميشوند ( در شهر کابل و بعضي شهر های دګرفرزندان پشتونها از حق اموزش به لسان مادری محروم اند).
 
 ثالثاً اګر ما تنهابه ګذشته تاريخ ببنيم و در فکر حال و اينده نباشيم، راه خطارا انتخاب کرده ايم.
 
 شما در حال حاضر ببنيد ايا در مقابل کدام يکي از اقليتها از تبعيض و استبداد کار ګرفته شده؟
 
 از روی قانون اساسي تمام مردم افغانستان بدون در نظرداشت علايق قومي و مذهبي وجنسي از حقوق مساوی برخوردار اند. هيچګاه شنيده نشده که در مقابل کسي از تبعيض کار ګرفته شده باشد. پس اين همه تحريکات برای چه است؟
 
 در اخر من ميخواهم به شما بګويم که حالاهمهء افغانها ( چه پشتون، وچه تاجک، و چه هزاره وغيره ) خوب فهميده اند که راز موفقيت شان در دوستي و برادري نهفته است و به حرفهای شما دګر بازي نميخورندو همه تلاشهای تان به هدر خواهند رفت . شما بايد از لطيف پدرام درس عبرت بګيريد، که حين مبارزات انتخاباتي پارلماني از طرف مردم چنين جواب رد ګرفت، که دګر جرئت نشان دادن روی خود به مردم افغانستان را ندارد.
 
 شما بايد درين پس پيري در فکر ان باشيد که مردم از شما به نيکوئي ياد کنند ، نه اين که بګويند که (( خوب شد که از اين مصيبت رهائي يافتيم))
 
 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 
 1ـــ فشردهء پيام دستگير پنجشيری بجلسه هشتم جون سال 2003 ميلادی شهر مالموی سويدن، منتشره در سايت آريائي
 
 ياد داشت: اګر اقای محمد الله صافي نوشته فوق الذکر اقای پنجشيري را مطالعه نمايد، هيچګاه به او ريش سفيد و سابقه دار نهضت مترقي کشور، خطاب نخواهد کرد و اګر ريشسفيدان و سابقه داران نهضت مترقی چنين اشخاصی باشد، وای به حال اين کشور و اين نهضت.
 
 با تقديم احترام به همه وطنپرستان