د لوی، مهربان او بخښونکي خدای په نامه

روابطCIA و احمد شاه مسعود ((کاروان ها در شبهای بی مهتاب))

ح . شکوهی 27.05.2006 02:00

چه مستهجن است ؟ جنایت و ویرانگری؟
یا افشای جنایت ، آدمکشی و غارت؟
پاسخی به اعتراض یک سرسپرده مافیای شورای نظار و جمعیت

چندی قبل نوشته ی از من زیر نام"دکتر اسپنتا و هیستری تمامیت خواهان " در سایت های انترنتی و از آنجمله در این سایت انتشار یافت که تا نوشتن این سطور هنوز هم در خدمت خوانندگان قرار دارد .
چند روزی از انتشار آن نوشته نگذشته بود که فردی از وابستگان همان مافیای تمامیت خواه ، یا از پشتیبانان آن و یا در بهترین صورت یک فریب خورده قربانی همان ماشین غارت ، ویرانی و آدمکشی ،ظاهرا زیر نام اینکه چرا سایت کابل پرس میدان جدال گروه های سیاسی گردیده به اعتراض دست زد. اما این فرد هرکی بوده باشد ،نتوانست وابستگی فکری و وظیفوی خود را پنهان نگهداشته با "مستهجن " خواندن نوشته مذکور ، نشان داد که طرف حتما یکی از همان مافیاییست هاست . درد این فرد این نبود که چرا سایت مذکورمیدان جدال گروه های سیاسی قرار گرفته ، بلکه درد اصلی ایشان این بود که ماهیت واقعی مافیای شورای نظار و جمعیت و" قهرمان " شان با ارایه اسناد انکار ناپذیر، آشکار گردیده بود .
یک نکته دیگر که ماهیت چنین افرادی را روشن میسازد ، و نقاب های شان را از جهره شان پس میزند ، سکوت آنها در مقابل رسانه های گروهی مربوط مافیای شورای نظار و جمعیت در سایر موارد و مخصوصا در برابر دکتر اسپنتا میباشد . نا گفته روشن است که انتقاد از آقای اسپنتا و یا حتی رد کامل نظریاتش میتواند حق هر فردی باشد امری که نه تنها مورد تایید هر دموکراتی بشول دکتر اسپنتا حتما خواهد بود .
اما نشریات مربوط به اینها نشان داد که آنها هیچ اصل اخلاقی ، انسانی ، افغانی و نرم های قبول شده ی جهانی را نمیپذیرند. حملات اینها به دکتر اسپنتا در سایت ها و نشریه مافیایی " امید" نشان داد که یک مافیای ویرانگر و ... نمیتواند جز این اخلاقیاتی و جز تمامیت خواهی خواستی ،و جز مستهجن بودن ماهیتی ، داشته باشد .
آنانیکه به" استهجان " حساسیت ! نشان میدهند اگر مصرف کننده و غوطه ور در استهجان نوع شورای نظاری نباشند بفرمایند دماغ خود را در برابر آن مافیای مستهجن ببندند ، تا یکی ازجمله بدترین منابع تعفن سیاسی و اجتماعی ، بیشتر ازین مریض شان نسازد .
اما در اینکه در میان این واقعیت ها استهجانی وجود دارد که بخش از تاریخ کشور ما را مستهجن کرده ، یک واقعیت خشن و تلخ است . مافیاییست ها میگویند اعمال جنایتکاران مستهجن نیستند اما برملا کردن این اعمال " مستهجن " اند.
بنظر اینان وابستگی بدشمنان گوناگون ، ادمکشی ، ویرانگری ، دزدی و غارت و . . . مستهجن نیستند . اما اگر کسی بگوید که شما چرا در چنین اعمال تا سرحد بدست آوردن رکورد ومقام قهرمانی پیش رفته و تمام قوانین انسانی را زیر پای گذاشته اید ؟ میگویند نگو که نام جنایت را بردن" مستهجن " است .
شما تصور کنید که جامعه ما در چه منجلابی افتاده است . جنایت ،"قهرمانی" و جنایتکار " قهرمان " میشود ولی گفتن و برملا کردن این اعمال که در تاریخ منطقه بی نظیر اند ،" مستهجن" خوانده میشوند .
در نوشته"دکتر اسپنتا و هیستری تمامیت خواهان " از کمک های CIA به احمد شاه مسعود که زیر نام شفری " خداحافظ مسعود " صورت میگرفت ، یاد آوری شده بود . اینک آن مطلب به نقل از یک روزنامه معروف امریکایی پیشکش میگردد. تا مافیاییست های احیانا فریب خورده تکان بخورند و یقین حاصل کنند که در حقیقت این وابستگی است که عمل مستهجن بوده نه افشای آن .
برای اینکه مطلب بدرازا نکشد نکته وار توجه خوانندگان را به مواردی در رابطه این نوشته جلب میکنم :
• این ترجمه مقاله چاپ شده در 11 جون 1984 مجله معروف امریکایی تایم علاوه بر آن در مطبوعات برون مرزی افغانی هم انتشار یافته است . اما هیچ یک از مقامات شورای نظار و جمعیت اسلامی تا کنون ( و شخص مسعود تا زمانیکه زنده بود) جرئت رد آنرا نکرده اند .
• برعکس ادعای جمعیت اسلامی که گویا قسمت اعظم"کمک" های امریکا به دردانه آنوقت واشنگتن آقای گلبدین حکمتیار تقدیم میشده ، در این نوشته مسلم میگردد که آقای احمد شاه مسعود و جمعیت اسلامی نیز تا بجای دردانه آن دارالخلافه بوده اند که علاوه بر" کمکهای" که از مجاری آی اس آی پاکستان دریافت میکردند که ظاهرا در بدست آوردن آن در پله دوم قرار داشتند، "پایپ لاین" خاصی برای این دردانگان از طرف CIA در نظر گرفته شده بود . "پایپ لاین " یعنی " کمک" مداوم .
• مافیای یاد شده یکی از افتخارات خود را این میداند که گویا
" قهرمان"شان رنج ماندن در افغانستان را تحمل کرده و گویا به سلاح های غنیمتی در جنگ راضی بوده است . دراین نوشته روشن میگردد که CIA برای این دردانه ی خود بیشتر از دیگران کار کرده است .
اینکه پس از استقرار امریکایی ها در افغانستان فورا لقب
" قهرمانی " به آقای مسعود اعطا گردید ، برای این بوده که در حقیقت امریکایی ها بیکی از مهمترین عملیات خود و به یکی از عاملان مهم شان ، مقامی بالای قایل شده اند .
• جمعیت اسلامی و اقای مسعود مدعی بودند که گویا عرب پروری و همراهی با انها ، تنها از خصوصیات گلبدین حکمتیار و طالبان و . . . بوده است . خواننده ی گرامی در این نوشته متوجه میشود ، که این آقایان نیز با برادران گلبدینی و طالبی خود همچنانکه در تمام زمینه ها یکسان بوده اند ، در این زمینه نیز از یک قماش اند . نقش عربستان سعودی در براه افتادن " پایپ لاین " CIA برای مسعود این واقعیت را بروشنی بیان میدارد .
با تقدیم احترام

مجله تایم 11 جون 1984

روابطCIA و احمد شاه مسعود کاروان ها در شبهای بی مهتاب
چطور " سی آی ای " گوریلا های ضد شوروی را کمک و تقویت میکند

هفتمین حمله و عملیات شدید انتباهی ارتش شوروی بر دره پنجشیر در این بهار از بسیاری جهات یک تمرین در مایوسی بود . مسکو تصمیم داشت احمد شاه مسعود رهبر 35 ساله و قدرتمند مجاهدین را که از آوان تجاوز شوروی در سال 1979 با نیروهای آن کشوردر جنگ میباشد ، نابود کرده منابع مجاهدین افغان را ضربه بزند .
اما 5 روز پیش از آغاز عملیات شوروی ، رهبر مجاهدین با شفر "خدا حافظ مسعود " از مرکز خود نا پدید و مخفی گردید . هفته ی بعد روسها ادعا کردند که مسعود مرده است .
در ظرف چند ساعت صدای رهبر چریکها از طریق رادیوی مخفی به سمع عساکر شوروی رسید و رادیوی مذکور از تلفات روسها و اوضاع جوی نیز گزارش میداد .
تانک های شوروی در این عملیات به هر طرف که به پیشروی میپرداختند با ماین های بر میخوردند که قبلا توسط مجاهدین تعبیه شده بود .
بنا به گزارش منابع دیپلوماتیک غربی ، در کابل تعداد تلفات بحدی بود که گور کن ها اضافه کاری میکردند تا بتوانند اضافه از 40 مرده از عساکر را دفن کنند .
از جانب دیگر مجاهدین از کمک های خاصی نیز بر خوردار میباشند ، تا بتوانند در مقابله با چنین حملاتی یارای مقاومت داشته باشند .
قبل از آنکه تانک های شوروی سه هفته قبل بحرکت درآیند ،اقمار جاسوسی امریکا ، حرکات متذکره را کشف و به اساس آ ن به جواسیس خود خبر دادند تا شورشیان
( مجاهدین احمد شاه مسعود ) را از جریان تهاجم با خبر سازند .
CIA 40 پایه ترانسمیترهای قابل حمل و سبک برای مسعود تهیه و ارسال و ارسال کرده بود که در نتیجه ، شنیدن پروگرام های رادیویی وی ممکن گردیده بود . همچنین CIA به اساس تقاضای خاص مسعود ، صد ها ماین را تهیه و توسط طیاره ، کشتی ، موتر و شتر با عبور از 3 قاره و طی راه های مختلف بدست شورشیان ، قبل از آنکه رمز (شفر ) " خدا حافظ مسعود " شروع شود ، قرار داده بود .
یک دیپلومات غربی میگوید : " هیچ چیزی شوروی ها را به اندازه ی شکستاندن کمر پایپ لاین سی ای ای در افغانستان خوش نمیسازد . رمز "خدا حافظ مسعود " را که یک چیز تازه میباشد ، باید موفقیت CIA خواند که در صحنه عمل به گوریلا ها کمک نموده است .
امریکا نیز مانند بسیاری از کشور های جهان ، زمانیکه شوروی ها به افغانستان تجاوز کرده و حکومت دست نشانده ی شان را به روی کار آوردند ، متاثر و خشمگین شد . اما شوک ناشی از این حادثه وعلاقمندی روز افزون به مجاهدین افغانستان کاهش پیدا نکرد .
چرا که مسکو سعی میورزید کنترول قدرت خود را بر یک ملت از طریق بمباران ، استعمال اسلحه کیمیاوی و قتل عام های مردم غیر نظامی تامین نماید .
به همه حال موجودیت پایپ لاین CIA برای مجاهدین از زمان طولانی بدینسو یک خصوصیت آشکار بوده است . برژنسکی مشاور امنیت ملی رییس جمهور کارتر در میان مردم به این خاطر کسب اعتماد نمود که به شورشیان افغان از سال 1979 به ارسال اسلحه پرداخت .
رییس جمهور انور سادات 1981 کمی قبل از مرگ خود گفته بود که امریکا از مصر به منظور ارسال اسلحه به افغانها استفاده میکند .
جورج شولتس وزیر خارجه امریکا در اجتماعی به افغانهای مهاجر گفت که " شما شجاعانه میجنگید. روح شما به جهان الهام و جرئت میدهد . میخواهم بگویم که شما تنها نمی جنگید . من به شما اطمینان میدهم که ایالات متحده امریکا همچنان که تا حال بوده است به ایستادگی خود در کنار شما ادامه خواهد داد . "
CIA سالانه در حدود 75 میلیون دالر جهت تهیه بمب های دستی ، راکت های RPG7و میزاییل های سبک زمین به هوا و همچنین رادیو و ادویه جات به گوریلا های افغان مصرف میکند . از جانب دیگر گوریلا ها ذخایر اسلحه خود را نیز دارند و این ذخایر اکثرا شامل سلاح های میشود که آنرا در جریان جنگها و یا بر خورد با عساکر شوروی و یا از عساکر مرده ی شوروی دست آورده اند.
همچنان CIA ;اak -47 پرزه جات و گلوله ، ماشین دار ها ، Sniper های پیچیده و تفنگ نیز تهیه میدارد . این مواد هرچند روز پس یا توسط پیام رسانان و اکثرا توسط کاروانهای که در شب های بی مهتاب سفر میکنند ، فرستاده میشود تا از روشنی قوی چراغ های مراقبت هلیکوپتر شوروی در امان بمانند . یک اتاشه نظامی غربی که در این مسایل سابقه طولانی دارد به نماینده مجله ی تایم گفت که :
" جمع آوری مواد و وسایل و رساندن آن بدست مجاهدین افغان یکی از کار های بسیار مشکل و دشوار در تاریخ جدید نظامی محسوب خواهد گردید ."
از لحاظ سیاسی افراد CIA بایست عملیات خویش را از ارتباط با حکومت جنرال ضیاالحق بدور نگهدارند. چرا که با داشتن بار اضافه از میلیون پناهنده ، ضیا الحق فعالانه کوشیده است تا در برابر جنگی که شوروی نیز در آن رویاروست مذاکره و موافقه حاصل نماید . وی بدفعات این ادعای شوروی را که حکومتش از طرق گوناگون مستقیما به شورشیان افغان کمک میرساند ، رد نموده است . . .
" ما دست های ضیا را پاک نگهمیداریم " رئیس CIA ویلیام کاسی این مطلب را به یک مقام عالیرتبه اظهار داشته است که باید پایپ لاین غیر قابل دید باشد . طوریکه با عبور از پاکستان بدون آنکه پاکستانی ها بدانند باید کمک رسانیده شود . در نتیجه بسیاری از عملیات توسط کمک عربستان سعودی نیز انجام می یابد ، چرا که تهدید و خطر نسبت به ذخایر نفتی این کشور با تاسیس پایگاه های راکت شوروی فزونی گرفته است .
کمک سعودی به مجاهدین بهیچوجه پوشیده نیست . صرف هفته ی پیش شهزاده عبدالله ولیعهد عربستان سعودی در اجتماعی از مهاجرین افغانی در پاکستان گفت که: " مبارزه ی شما جهاد( جنگ مقدس) است زیرا شما اسلحه را بخاطر دفاع از اسلام برداشته اید. ما به کمک خود طوریکه در سابق بوده ادامه خواهیم داد و همیش در کنار شما خواهیم ماند . . . "
ابتکار تاسیس پایپ لاین CIA به گوریلا های افغان توسط اداره ی کارتر صورت گرفت و پس از انتخاب ریگن بحیث رئیس جمهور، توسط کاسی رئیس CIA ادامه یافت .
رئیس CIA در این زمینه هیچ وقت را ضایع نکرده و به این مقصد به روسا و مدیران اروپایی خود هدایت داد تا بین افغانهای مهاجر در اروپا، اشخاصی را جستجو و پیدا نمایند تا از آنها تجدید قوا شده بتواند . افراد CIA لست های محصلین ، استادان و دوسیه های سایر اشخاص را که کاندیدای ، آنها محتمل بود زیر غور و بررسی قرار دادند.
در میان آنهاییکه کاملا قابل اعتماد و هم طرفدار غیر قابل شک مجاهدین تشخیص داده شده بودند ، موفق گردیدند، برای چاشت دعوتیه ی از سوی یک پروفیسور سیاح امریکایی یا از میسیون مسیحی و یا از یک تاجر سعودی دریافت کنند . که البته همه در واقعیت جاسوس CIAبودند. از بین افغانهای متذکره CIA پنجاه نفر را انتخاب کرد که در این بررسی FBI(پولیس فدرال امریکا) نیز آن را کمک نمود . به همین تعداد افراد نیز در امریکا استخدام شدند که اغلب آنها محصلین ، یکی هم راننده تکسی در منهاتن دیگری کارگر فابریکه در اوهایو و یکی دیگر هم معلم جودو در سوت وست بود .
صد نفر افغان طی 9 ماه در مکاتب مختلف CIA در آمریکا آموزش دیده و علاوتا کشتی رانی ، دویدن ، دفتر مسافرتی و ارسال کانتینر های کلان هم بخارج نیز به آنها یاد داده شده و بلاخره رئیس CIAتعلیم دیده های سفر را در بهار 1982 به صحنه فرستاد . در حالیکه پاسپورت های با نام مستعار به همراه داشته و مخارج پولی آنها نیز تامین میگردید .
به تعداد 30 تن جاسوس افغان نیز در سعودی مستقر شدند تا در کمپنی های کوچک که امور کارگری کشتی ها را به پیش میبرند ، مصروف کار شوند . کمپنی های متذکره که تجهیزات الکترونیک ، ماشین های دوخت، کود کیمیاوی و همچنان مواد درسی مذهبی به مسلمانان مالیزی ، اندونیزی و طبعا پاکستان حمل میکنند ، افغانها نیز چند صندوق اسلحه را بر آنها علاوه خواهند کرد. بخصوص در موارد احتیاج شدید دوستان شان .
یکی از استخدام شدگان گفت که ما به اعتدال آغاز کار کرده ایم ، زیرا در بازی تازه وارد هستیم . وقتیکه طریقه را درست دانستیم ظرفیت کاری خود را بلند خواهیم برد .
اکثر این استخدام شدگان افغان به پاکستان رفتند جاییکه CIA برای سه دهه شبکه جاسوسی و تربیه جاسوس ها را در خانه های محفوظ به پیش برده است . آرشیف CIA در پاکستان شاید یکی از بهترین آرشیف ها باشد .
یک دیپلومات چنین اشاره کرد آنوقتی که پایپ لاین در ابتدا بفعالیت انداخته شد در آنزمان راه داخل به خارج و یا خارج بداخل موجود نبود . زیرا اینها آنرا نقشه نکرده بودند .
در سال گذشته بیش از پنجهزار کشتی که در بندر کراچی در انتظار تخلیه بسر میبردند، تقریبا نصف آنها حاوی موادی اموال کارگو از خلیج فارس بودند . طرزالعمل خاص به کشتی هاییکه مواد غذایی و دوا به مهاجرین افغان می آورند اجازه میدهد تا بدون طی مراتب عادی گمرکی تخلیه آن صورت گیرد و افغانها شاید ازین راه در ارسال اسلحه استفاده کنند. انتقال ماین های زمینی مثالی از عملیات پایپ لاین بود که بصورت امتحانی انجام گرفت .
یک جاسوس افغانی CIA گفت که ما احساس مینماییم که به برادران خود که در داخل با روس ها درجنگ هستنند کمک میرسانیم . به مجردیکه مسعود تقاضای ارسال ماین ها را بعمل آورد یک دیپوی امریکایی در آلمان مواد متذکره را جمع و علامات امریکا را از همه ی آنها پاک نموده و به اشتوتگارت فرستاد . در آنجا جهت محافظت از رطوبت و شوک بطور خاصی بسته بندی شده توسط صندوق های واتر پروف به کشتی ها حمل گردید . صندوق ها با سیم تلفون و بطری ضمیمه بود و محتویات آن نیز لوازم تلفونی ذکر شده بود که برای یک سازمان مذهبی ارسال میشود . سپس محموله توسط طیاره CIA به یک محل مخفی در سلطنت نشین عمان در خلیج حمل شد ه و از آنجا به مکران پاکستان انتقال میابد . افغانها بعدا مواد را گرفته و به سرحد افغانی می برند . در سرحد نماینده گوریلا ها مال را اخذ و توسط یک لاری روسی نقل میدهند و زمانیکه دیگر موتر قابل استفاده نیست، توسط شتر تا به دسترس مسعود قرار میگیرد .
یک دیپلومات مجرب غربی در منطقه اظهار داشت که با توجه باینکه ما در عصر کانکورد و کمپیوتر بسر میبریم ولی کمک برای مجاهدین افغانی بسیار شکل ابتدایی دارد . در بعضی مناطق امکان رساندن کمک از هوا وجود دارد اما شوروی ها وسایل خبر رسانی و رادار های سریع در دسترس دارند .
همچنین ارتباط بین مجاهدین را نیز در نظر گرفته است . دوسال قبل 6 گروپ عمده گوریلا ها ارتباط خود را توسط خبر رسان ها بر قرار میکردند . ولی در تهاجم اخیر روسها ، مسعود قادر شد تا با استفاده از رادیو دو گروپ دیگر را نیز به کمک بطلبد .
پایپ لاین شاید به همین ظرفیت خود کار کند زیرا تصمیم دارد که سیستم حساس و نازک آنرا دست نزند . روی همین ملحوظ CIA در ماه های اخیر در کمیت و کیفیت کمک های خود به گوریلا های افغان افزایش داده است و مجلس نمایندگان امریکا ماه گذشته فیصله نمود که پاکستان از جمله پنج کشوری خواهد بود که در آنجا شش مشاور نظامی امریکا مستقر خواهند شد .
یک جاسوس گفت که مساعی شوروی برای قطع پایپ لاین موجب تاثر و مایوسی شده ولی جنگ در داخل افغانستان ادامه خواهد یافت و در بعضی موارد مهم پایپ لاین نیز رشد و توسعه خواهد یافت .
مجله تایم 11 جون 1984