د لوی، مهربان او بخښونکي خدای په نامه

قوای ائتلا ف بین المللی هیچگونه مجوز حقوقی کشتن افغان ها را در دست ندارد

دوکتور روستار تره کی 26.05.2006 01:00

بمباردمان تیارات قوای انگریز و امریکا در نیمه دوم ماه می سال جاری که طی آن قریب 400 تن نیرو های دو طرف افغانی به قتل رسید، سوال مشروعیت حضور قوای خارجی و حدود عملیات آنرا مطرح میسازد.
اصولآ از جانب امر یکا ابتکارآغا زعملیات پس از حادثه نویارک گرفته شد . از نظر سیاسی تهاجم بر افغانستان بر مبنای
« جنگ وقایوی » توجیه گردید . به اساس این تیوری امریکا بخود این حق را قا یل شد که در صورت معروض شدن به تهدید امنیتی، برای دفاع خودی در هر کجاییکه لازم بداند، لشکر بکشد. و اینهم بدون رعایت قوانین بین المللی و بدون توجه به
موقف اورگان های بین المللی مدافع صلح .
دولت امریکا برای پیاده کردن شتا ب آلود تیوری « جنگ وقایوی » ، در فضای هیجانی ایکه حادثه انفجار نویارک آفریده
بود،با عجله حتی بدون تجویز موسسه ملل متحد [ م ، م ، م ] تدارک حمله بر افغانستان را گرفت . چند ین هفته بعد به اثر تقاضای مکرر مقامات فرانسوی ، حکومت امریکا حاضر گردید، برای اعطای مشروعیت به عملیات نظامی خود ، موافقت شورای امنیت را کسب کند.
امروز بیش از 35 کشور شامل ائتلاف بین المللی با انگیزه های متفاوت شریک عملیات نظامی امریکا در افغانستان شده اند.
اهم این انگیزه ها عبارتند از:
ـ مبارزه با تروریزم و بنیاد گرایی اسلامی
ـ تأمین کنترول بر حوزه ژیواکونومیک ، ژیوپولتیک و ستراتژیک آسیای مرکزی
ـ تلافی عدم حضور در کنار امریکا در جنگ عراق
ـ دادن شکل به معادله جدید قوأ ، پس از جنگ سرد

طرح قضیه در بعد حقوقی :

از نگاه قوانین بین المللی شورای امنیت با ابراز موافقت خود [ ماده 52 منشور م ، م ، م ] ، به حضور قوای خارجی در افغانستان مشروعیت بخشید .این مشروعیت در پروسه صلح بن به شیوه دیگری انعکاس یافت اما عملی نشد.بنأ پایه حقوقی آن متزلزل گردید : در موافقتنامه بن [ 5 دسامبر 2001 ] از ارسال قوای صلح با نام و نشان م ، م ، م صحبت گردید . موافقتنامه تصریح کرد : « نماینده م ، م ، م شامل کانفرانس بن از شورای امنیت تقاضا می نماید ، که پیاده نمودن هرچه زودتر [ نیرو های مجاز] م ، م ، م را در افغانستان بررسی و موافقت نماید » . [ ضمیمه 1 فقره 3 ] . بنآ موافقتنامه بن در رابطه به نقش م ، م ، م در تأمین صلح در کشور صراحت لازم دارد . موضع موافقتنامه در زمینه منطقی و کاملأ متوافق به ایجابات وقت افغانستان و سوابق کاری م ، م ، م در رابطه به ایفای نقش در تأمین صلح در مناطق متشنج جهان چون کا نگو ، سومالی ، قبرس ، لبنان و غیره است . این که چرا افغانستان ازین پروسه دور نگاه داشته شد ، علت واضح است : در کانفرانس بن گروه
های مخالف و متفرقی گرد آورده شده بود ، که بیشتر درگیرجدال اشغال کرسی ها بودند، تا طرح یک ستراتژی ملی دفاع ازمنافع افغانستان . با تأسف که این شیوه تا هنوز ادامه دارد .
موافقتنامه بن میباید در دو جهت محک و معیار برای اعطای مشروعیت قرار میگرفت :
ـ در استقامت خارجی برای توجیه و تشریع [ اعطای مشروعیت ] حضور قوای صلح م ، م ، م
ـ در استقامت داخلی برای توجیه و تشریع موسسات نا شی از پروسه صلح
قوای ائتلاف بین المللی مستقر در کشور در هر دو استقامت در تقابل با اصل مشروعیت ناشی از موافقتنامه بن قرار دارد .
چه این قوأ از یک طرف زیر پوشش نیروی صلح م ، م ، م قرار ندارد . بنأ موافقتنامه بن نقص شده است . از جانب دیگر تأنید
موسسات دیموکراتیک ناشی از موافقتنامه بن را [ مثلأ دو لویه جرگه ایکه بدنبلل تطبیق موافقتنامه دایر شد] بدست نیاورده است
حتی قوای ائتلاف بین المللی به استناد کدام معاهده میان حکومت افغانستان [ حکومتی که خود مخلوق ا ئتلاف و دا رای کسب اعتبار بین المللی از قوای ائتلاف است ] و نیروی ائتلاف بین المللی در کشور مستقر نشده است .
صرفأ تمسک به بدست داشتن تجویز شورای امنیت برای توجیه عملیات نظامی قوای ائتلاف کافی نیست . ازین گذشته این تمسک تنها برای قدرت های خارجی بر مبنای موازین حقوق بین المللی قابل اعتبار است ، نه برای نیرو های داخلی . نیرو های
داخلی ، برای تأ ئید حضور قوای خارجی به نورم های حقوق داخلی ضرورت دارند . اگر نزد قوای بین المللی درسی از دیموکراسی برای افغان ها وجود داشته باشد ، باید از همین جا آغاز میشد، که نشد که نشد.
افغانستان در واقع از نظر حقوقی در حد وسط « تحت الحمایگی جامعه بین المللی » و « اشغال خارجی » واقع شده است .
هر دوی این اصل در تقابل با پرنسیب « حق حاکمیت ملی » به مثابه فیل پایه تشکیل م ، م ، م و حقوق بین المللی قرار میگیرد .
اگر اشغال بکشور های خارجی توانمندی کشتن افغان ها را اعطا می نماید، بالمقابل مقاومت مردم را علیه اشغال قابل توجیه میسازد .
بنأ بمباردمان طیارات انگریزی و امریکایی در نیمه دوم ماه می که طی آن صد ها تن از گروه های مقاومت و افراد ملکی
به شهادت رسیدند ، در شرایطی که :

ـ 2 ـ
ـ قوای خارجی تحت پوشش عملیات صلح م ، م ، م قرار ندارد و موافقتنامه بن نقص شده است ، و
ـ موسسات دیموکراتیک ناشی از موافقتنامه بن موقف خود را در رابطه به حضور قوای خارجی اعلام نکرده اند [ قابل تذکر است که معروض به سوال شدن مشروعیت حضور قوای خارجی ، بصورت اتوماتیک سوال مشروعیت موسسا تی را که تحت حمایت این قوأ بوجود آمده اند ، مطرح میسازد ] و
ـ لویه جرگه عنعنوی به حضور قوای خارجی مهر تأ ئید نگذاشته است ،
از نظر افغان ها مردود و تخطی از موازین حقوق، اعم از حقوق داخلی و خارجی است .
قوای ائتلاف بین المللی افغانستان را به مرکز تخاصم و تقابل تضاد های ایدیولوژیک ، عقیدوی و سیاسی دنیای پیشرفته غرب و جهان عقب مانده اسلام تبدیل کرده است . کشور ما به جبهه مقدم جنگ تمدن ها مبدل شده است . چنین وضعی برای مردمیکه
سه دهه جنگ را از سر گذشتانده است ، قابل تحمل نیست .

طرح قضیه در بعد سیاسی :

آنچه بعنوان واقعیت باید پذیرفت اینست ، که همین اکنون انبوهی از گروه ها و کشور های مداخله گر خارجی برای تصفیه حساب با 35 دولت مربوط به ائتلاف بین المللی مستقر در افغانستان ، از احساسات پاک وطن دوستی ، جذبات مذهبی و روحیه
بیگانه ستیزی افغان ها در حا ل بهره برداری قرار دارند. تاریخ مداخلات ، مقاومت و جها د در حال تکرار شدن است : اسلام سیاسی کثیرالاضلاع ، القاعده ، آخوند های پر اشتهای ایران ، محافل نظامی و مذهبی پاکستان هریک حریفانی را در کارزار افغانستان نشانه گیری کرده اند. اینهمه به بهای ریختاندن خون افغان ها . این جنگ از بیرون بر ما تحمیل شده است . افغان های
شامل جنگ بزگران و پیشه وران مسلمان و ساده دلی اند، که از معادله جدید قوأ در سطح بین المللی و حتی از ظرفیت
کشتار ماشین غول پیکر جنگی خارجی مستقر در افغانستان آگاهی ندارند . تجاران خون هم وطنان مارا در یک نبرد نامسویانه ایکه ندرتأ امکان زنده ماندن دارد ، میکشا نند. قهرمانانیکه میشود از آنها نیرومند ترین لشکر اردوی جهان را ساخت ، به
سادگی و رایگان در یک جنگ کثیف استخباراتی نابود میشوند.
درین شکی نیست که مقاومت موجود بعضأ با طرح مدعیات بسیار افراطی در عرصه های فرهنگ ، حقوق بشر و موازین دیموکراسی همراه است . اما مقابله با آن با اعمال خشونت از طرف قوای خارجی بر مبنای هیچ تمسکی اعم از سیاسی و اخلاقی [ مقابله با اسلام سیاسی وتروریزم ، دفاع دیموکراسی و غیره ] قابل توجیه نیست . باید با اپوزیسیون مسلح کنار آمد .
خواست اولیه مقاومت مسلح خروج قوای خارجی از افغانستان است . این مطالبه کاملأ مشروع و قابل بحث با طرف مقابل است . در میان قوای خارجی انگریز ها با سابقه جنگ های استعماری قرن 19 با افغان ها و تازه ساختن خاطرات این جنگ ها
از طریق عملیات اخیرنظامی حساسیت های بیش از حد را در میان ملیون افغانی آفریده اند . اگر در قبال اعطای 885 ملیون
دالر [ بزرگترین رقم کمک پس از بانک جهانی ] که از جانب حکومت شاغلی« تونی بلر» در کانفرانس لندن به جانب افغانی پیشنهاد شده است ، دادن حق السکوت به مقامات افغانی در بدل کشتن افغان ها ، مورد نظر باشد ، برای جانب افغانی هضم دالر های آغوشته با خون بسیار گران خواهد بود . . .
افغانستان آرزو دارد تا روابط دوستانه با همه کشور های جهان بخصوص ممالک کمک دهنده دور و نزدیک داشته باشد . ادامه عملیات نظامی قوای خارجی جراحا تی را در ذهن و دماغ مردم ایجاد میکند ، که داغ های آن تا سالیان متمادی باقی خواهندماند، و حکومت های آینده افغانی را که بر مبنای آرای مردم و دیموکراسی مستقر خواهند شد ، از داشتن مناسبات نیک و دوستانه با کشور های دارای سابقه نه چندان قابل توصیف در برخورد با افغان ها ، محروم خواهد نمود .
در هر دو طرف جنگی که در جنوب کشور ادامه دارد زیا ده ترین تلفات را افغان ها متحمل میشوند . دوام این جنگ تعادل رشد اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی [ طبق احصاائیه رسمی 200 هزار شاگرد از ادامه درس باز مانده اند ] به ضرر مناطق
جنگ زده برهم میزند و در طویل المدت تأثیرات ناگوار سیاسی از خود بجا میگذارد .
شکی نیست که جامعه بین المللی با تهاجم بر افغانستان نگرانی مشروع از ناحیه کشور ما داشت و دارد . افغان ها خود را با این نگرانی شریک میدانند . اما راهی که برای رفع این اندیشه میتواند مطرح باشد، نه کشتن افغان ها بلکه تاسیس یک حکومت
نیرومند متکی به اراده مردم و خود کفأ از نظر امنیتی است که توانمندی مبارزه با تروریزم را بدون کمک خارجی داشته باشد . اگر قوای خارجی پولی را که صرف عملیات نظامی در افغانستان مینماید ، به باز سازی اردوی ملی سرمایه گذاری کند ، یقینأ
افغانستان طی مدت کمی مجهز ترین اردو را در منطقه خواهد داشت . آنگاه ضرورتی برای دوام حضور قوای خارجی باقی نمیماند و منطق حضورقوای خارجی و ادامه جنگ از میان میرود .
چنین معلوم میشود که ائتلاف بین المللی در حالیکه در سالیان اول حضور خود در کشور امنیت نسبی را تأمین نموده بود ،
طی دوسا ل اخیر خود به عامل بی امنیتی در جنوب کشور تبدیل شده است . باید هرچه زود تر :
ـ تقسیم اوقات خروج تدریجی قوای خارجی را تنظیم کرد و به موازات آن به پروسه خود کفایی امنیتی سرعت بخشید .
ـ با نیرو های مقاومت مسلح حتی با پذیرفتن مطالبه استعفای حکومت موجود کنار آمد . خط فاصل میان گروه مقاومت و القاعده کشید . با اولی اوربند اعلام نمود و دومی را تجرید و سرکوب کرد .
ـ بیک کلمه خشونت و جنگ را با مذاکره و مفاهمه تعویض نمود .
امروز در افغانستان سوال اینکه آیا سوغا ت ائتلاف بین المللی چون حقوق بشر، دیموکراسی و کمک به رشد اقتصادی ارزش این را دارد که افغان ها به بهای آن خون بدهند و یا خیر ؟ به قوت خود مطرح است . واقعیت اینست که دیموکراسی و جنگ با تروریزم ، هردو پدیده های صادر شده مالامال از مقاصد ژیوپولتیک به افغانستان است .بازی بغرنج و پر مخاطره برای کشور در سطح منطقه در حال شکل گرفتن است . حکومت افغانستان پرزه بی اراده و فاقد ستراتژی ملی در د ست دیگران است .
« پایان »