د لوی، مهربان او بخښونکي خدای په نامه

د افغانی تهذیب اصطلاح دنفس سوچه کول دی

افغان تحرک 03.11.2016 12:08

تهذیب دمونږ افغانانو دافغانی اخلاق او افغانی عرفان له مصطلعاتو له مینځ څخه سرچینه اخلی چی لکه زمونږ نورو اخلاقی، عرفانی او علمی اصطلاحاتو غوندی خپل نسبتاٌ دقیقتره تعریف او تشریحاتو ته اړتیا لری!
دتهذیب اصطلاح په عمومی توګه زموږ د عرفانی او اخلاقی ادبیاتو په کرښو او مضامینو په سطور کی دنفس سوچه کول٬ دنفس پاکیزه کول او دنفس خالص کول په معناګانو کښی ذکریدلی دی او مُهذَّب شخص٬ د اخلاقی عیوبو خلاص او د نیکو اوصافو لرونکی فرد ته وایوو.

تهذیب په افغانی عرفان او په افغانی فلسفه کښی د سلوک له مقامات څخه ګنل کیږی!

تهذیب په افغانی عرفان او په افغانی فلسفه کښی د مذموم او ناښایست اخلاقو ترک او د محمود او ښایست اخلاقو زده کول ته وایو.

دلته مذموم او ناښایست اخلاق په محمود او ښایست اخلاق تبدیلول له اماره نفس څخه فارغیدل معنا او مفهوم په غیږ کی لری ؛ ازینرو، عبودیت جز با تهذیب به دست نمی آید . له دی کبله٬ د افغانی فلسفی پر اساس٬ عبودیت بی له تهذیب له لاری څخه
لاس ته٬ او یا ذهن ته نه راځی۰

زمونږ په افغانی عرفانی مضامینو٬ متونو «متنونو» کښی د «تهذیب» اصطلاح کله ناکله په مستقله دول هم استعمال شوی دی٬ مګر اکثراً او معمولاً در متون عرفانی به استقلال ، کم به کار رفته و معمولاً د «تهذیب» اصطلاح د مجاهدت مقام نتیجه او د ریاضت مقام نتیجه په حیث پیږندل سوی دی.

یعنی زمونږ په افغانی عرفانی٬ افغانی فلسفی او افغانی اخلاقی ادبیاتو کښی د «تهذیب» اصطلاح کله «د نفس تصفیه» او کله هم «د نفس تنقیه» په معناګانی کښی تعبیر شوی دی چی همدا «دنفس سوچه کول» معنی ورکوی. په ځینی منابعو کی د «تهذیب» اصطلاح د «تزکیه» اصطلاح په څنګ کی استعمال شوی دی او کله هم د «تهذیب» اصطلاح او د «تزکیه» اصطلاح د معانیو نږدیوالی محسوس دی.

مثلاً خواجه عبداللّه انصاری (په منازل السایرین ص ۷۱ تر ۷۳ )له تهذیب اصطلاح څخه په مستقله توګه او هم په مفصله توګه لیکلی دی۰ . وی در منازل السایرین (ص 71ـ73) تهذیب را بعد از مقام اخلاص و قبل از مقام استقامت آورده و آن را راهی از راههای ریاضت دانسته و گفته است که تهذیب ، نیکوییِ (نیکو کردن ) ادب و خُلق و عمل و علم است. او آیة «...فَلَمّا اَفَلَ قالَ لااُحِبُّ الا'فِلینَ» (انعام : 76) را دالّ بر مقام تهذیب می داند (انصاری ، ص 70) زیرا ابراهیم علیه السلام با دیدن افول ستارگان و ماه و خورشید، علم پیدا کرد که آنها نیز باید آفریدة ذات دیگری باشند و به این ترتیب با نفی تعلّق خویش به ممکناتی چون کواکب ، رو به خدا کرد و به کمال تهذیب رسید .

در رسالة صدمیدان (ص 324ـ 325)، منسوب به خواجه عبداللّه انصاری ، تهذیب میدان دهم و پس از میدان ریاضت و قبل از میدان محاسبه ذکر، و در سه چیز دانسته شده است : در نفس ، در خوی ، در دل . تهذیب نفس تبدیل شکایت به شکر، بیهوده گویی به هوشیاری و غفلت به بیداری است ؛ تهذیب خوی تبدیل دلتنگی به صبر، بخل به بخشش و انتقام به عفو است و تهذیب دل تبدیل اطمینان و اتکای به نفس به ترس از خدا (خوف )، تبدیل ناامیدی از رحمت خدا به امیدواری به خدا و تبدیل پراکندگی خاطر در امور دنیا به آزادی دل است .

خواجه عبداللّه انصاری در منازل السایرین (ص 71ـ72) برای تهذیب سه مرتبه قائل شده است : تهذیب خدمت ، تهذیب حال و تهذیب قصد. تهذیب خدمت شامل پیراستن خدمت از جهالت نسبت به شرایط و آداب خدمت در خانقاه و به شیخ و همچنین از عادت کردن به خدمت و سرانجام پیراستن خدمت است از اینکه سالک به آنچه در مقام خدمت می کند، قانع و راضی شود . تهذیب حال عبارت است از: 1) پیراستن حال از گرایش به علم . در سلوک ، مرتبة علم قبل از حال است و حال مرتبه ای بعد و فراتر از علم است . سالکی که از مرتبة علم گذر کرده و صاحب حال شده با اموری مواجه می شود که در مرتبة علم نیست ؛ ازینرو نباید حال را به میزان و معیارِ علم بسنجد، زیرا حال ، روحِ عمل و معرفت ، روحِ علم است . بنابراین اگر سالک بعد از به دست آوردن احوال معرفت بخواهد به مرتبة علم بازگردد، سیر قهقرایی خواهد پیمود. 2) پیراستن حال از رسوم ، یعنی سالک نباید بر قلب خود رسمی از رسوم خلق را که مخالف حقیقت باشد، مسلط کند. 3) پیراستن حال از توقف در حظوظی که در یک مقام حاصل می شود . تهذیب قصد به معنای پیراستن نیت از اکراه و اجبار در عمل ، پاسداری از نیت در برابر سستی و تنبلی و سرانجام پیراستن قصد از گرایش به اغراض و تمایلاتی است که علم به بار می آورد، زیرا علم می خواهد که عمل برای جلب سود و دفع ضرر و به مقتضای وعد و وعید باشد، در حالی که سالک در تهذیب باید در نهایت به مرحله ای برسد که نه تنها عمل بلکه مقام تهذیب خود را هم نبیند، چه رسد به اینکه مزد و ثوابی از عمل بخواهد .

علمای اخلاق به جای تهذیب ، بیشتر از اضافة تهذیب نفس یا تهذیب اخلاق استفاده کرده و کتابهای بسیاری نیز با عنوان تهذیب الاخلاق نوشته اند .

در کتب اخلاقی ، علم تهذیب اخلاق ، قسم اول از حکمت عملی و در بارة تعدیل قوای غضبیه و شهویه به کمک نفس ناطقه (قوة عاقله ) و شرع است . از نظر علمای اخلاق ، این علم شریفترین علم است ، زیرا ثمرة آن کمال اشرف مخلوقات یعنی انسان است .

موضوع علم تهذیب اخلاق ، نفس انسانی است ، بنابراین در مبادی این علم ، پس از شناخت نفس و اثبات آن ، از غایت و کمال نفس و سرانجام از قوای نفسانی سخن گفته می شود . سه قوه ای که منشأ رذائل و فضائل اند، عبارت اند از: قوة شهوانی (نفس بَهیمی ) که مبدأ شهوت و طلب غذا و شوق به نکاح است ؛ قوة غضبیه (نفس سَبُعی ) که مبدأ خشم و دلیری و شوق به تسلط و جاه طلبی است ؛ قوة ناطقه (نفس مَلَکی ) که مبدأ فکر و تمییز و شوق توجه به حقایق امور است . هریک از این سه قوه ، افراط و تفریط دارند که حد وسط یا اعتدال آن ، تهذیب آن قوه نامیده می شود. افراط قوة شهویه «شَرَه » یعنی غرق شدن در لذات جسمانی بدون ملاحظة شریعت و عقل است و تفریط آن «خُمود» یعنی کشتن قوة شهویه است که سلامتی بدن و بقای نسل را به خطر می اندازد. اعتدال و تهذیب این قوه ــ که با پیروی از نفس عاقله به دست می آید ــ «عفت » و به دنبال آن سخاوت است . افراط قوة غضبیه «تهوّر» است که به معنای روی آوردن به اموری است که عقل به احتراز از آنها حکم می کند و تفریط آن «جُبن » است که به معنای روی گردانیدن از چیزهایی است که نباید از آنها روی گرداند. اعتدال این قوه ــ که با پیروی از نفس عاقله به دست می آید ــ حِلم و به دنبال آن شجاعت است . افراط قوة ناطقه «جُربُزه » یا «فِطانت » است ، یعنی به کار بردن فکر در امور زائد و ثابت نبودن فکر در موضوع واحد. تفریط آن «بلاهت » یا «جهل بسیط » است ، یعنی معطل گذاشتن فکر. تهذیب و اعتدال قوة ناطقه «علم » و به دنبال آن «حکمت » است . از ترکیب این فضائل حالتی پدید می آید که کاملترین فضیلت ، یعنی فضیلت عدالت ، را به وجود می آورد

به نظر علمای اخلاق ، در تهذیب نفس باید از طبیعت پیروی کرد، یعنی تهذیب را به همان ترتیبی که قوا در بدو خلقت یا تولد در انسان فعال می شوند، باید بتدریج شروع کرد؛ بنابراین اول باید قوة شهویه ، بعد قوة غضبیه و سپس قوة ناطقه تعدیل شود۰

در نظر علمای اخلاق و همچنین عرفا، اصلیترین راه تهذیب ، مجاهدت و صبر است اما قبل از آن انسان باید رذائل و فضائل را بخوبی بشناسد تا فضیلتی با رذیلت یا رذیلتی با فضیلت مشتبه نگردد، آنگاه به طور مداوم و شدید بر ضد آن رذیلت عمل کند و اگر موفق نشد، باید نفس را با توبیخ و ملامت و مرارت تأدیب کند. البته راههای دیگری نیز در کنار راه اصلی ذکر کرده اند، از جمله همنشینی با صالحان ، دوری از اشرار، تفکر در تمام اعمال ، خوراک حلال ، احتراز از هر آنچه موجب تحریک قوای غضبیه و شهویه می شود و حتی پرهیز از مباحات تا نفس به محرّمات طمع نکند، دقت نظر در حرکات و سکنات و اقوال و افعال ، خلوت ، عبادت مدام ، دوام ذکر و مناجات ، شناختن عیوب خود از طریق شنیدن آن از دشمنان و دوستان .

تهذیب از نظر عرفا و علمای اخلاق مقدمه سعادت است.
یعنی تا خود را از بدی پاک نکنیم، کارهای خوب عمده اثر خود را از دست خواهند داد!
-------------------------------------------

به امید مبارزۀ هر چه سریعتر و هر چه دقیقتر در راۀ مبارزه با فساد اداری!

به امید مبارزۀ هر چه سریعتر و دقیقتر با ایران محوری ها و پاکستان محوری های مخرب در افغانستان عزیز!

به امید دقت به کوچکترین واحد های کاری در هر ساحۀ کاری ما!

به امید اتحاد و وحدت هر چه بیشتر اقوام شریف افغانستان!

به امید صلح، ثبات، عدالت اجتماعی، قانونیت، ترقی و رفاه برای مردم رنجدیدۀ ما