د لوی، مهربان او بخښونکي خدای په نامه

خبرنگاري در افغانستان

ميلاد سيار 27.10.2016 13:10

در عصر امروز كه همه داد و فرياد از انتقال اطلاعات دست اول ، بيدار شدن ملت ، تهيه و نشر مواد در مورد رويداد هاي گذشته - در حال وقوع و رويداد هاي آينده بيشتر در ميان افراد جامعه بشري اوج گرفته و انتقال و دريافت مواد از رويداد هاي جهاني يعني اطلاع رساني به يك غريزه طبيعي در نزد انسان ها مبدل شده است. بنا اين خبرنگاران اند كه همواره با تحمل ده ها درد و چالش دست به اطلاع رساني مي زنند. وضعيت خبرنگاران با توجه به نوع نظام هاي سياسي حاكم بر هر جغرافيا در هر مرز و بوم متفاوت است. اما اين را بايد به صراحت نوشت ، كه از نظام هاي دموكراتيك شروع تا به نظام هاي استبدادي و سوسيالستي خبرنگاران چالش هاي زيادي را متحمل شده اند و اكنون نيز اين چالش ها را تحمل مي كنند. افغانستان سرزمين كه تمامي نظام هاي مطبوعاتي ( استبدادي ، سوسيالستي ، دموكراتيك ) را در گستره تاريخ مطبوعاتي خويش تجربه نموده است ، اما بدبختانه در هر نوع نظام مطبوعاتي ، خبرنگاران افغان متحمل چالش هاي جدي شده اند. كه در اين نوشته تحليلي يك به يك چالش هاي كنوني فرا راه خبرنگاران افغان را به بحث خواهيم گرفت.
الف - عدم تخصص گرايي :
موجوديت افراد غير مسلكي و غير حرفه ايي در پست هاي كليدي رسانه هاي افغانستان در عصر كنوني كه افغانستان داره يك نظام مطبوعاتي دموكراتيك را تجربه مي كند ، سبب شده است كه پيامدهاي ذيل به ميان آيد:
١- افزايش آمار بيكاري در ميان خبرنگاران مسلكي و حرفه ايي
٢- پرسش برانگيز بودن موجوديت دانشكده خبرنگاري دانشگاه ها / پوهنتون ها
٣- دل سرد شدن و مايوس شدن دانشجويان / محصلان خبرنگاري
٤ - زير پا شدن اصل تخصص گرايي
٥- زير پا شدن اخلاق رسانه يي و اصول خبرنگاري
٦- رويكرد غير حرفه ايي با آزادي بيان
٧- كاهش ميزان محبوبيت رسانه ها در ميان افكار عامه
٨- كم رنگ شدن ميزان علاقمندي جوانان براي فراگيري خبرنگاري
٩- صدمه رسيدن به جامعه خبرنگاري افغانستان
١٠- زير پا شدن منافع ملي به گونه اي آگاهانه يا ناخود آگاه
١١- شكار شدن رسانه هاي داخلي توسط رسانه هاي خارجي ( غول هاي رسانه يي )
ب- حاكم بودن روابط و مسايل قومي در عرصه استخدام خبرنگاران :
بدبختانه در شرايط كنوني در برخي رسانه ها بيشتر  پذيرش و استخدام خبرنگاران به اساس روابط ، مسايل قومي و سمتي صورت مي گيرد ، كه اين يك چالش جدي فرا راه خبرنگاران مسلكي و تخصصي است. كه در اين راستا بايد يك روند شفاف كه معيار پذيرش و استخدام تنها لياقت ، توانايي و تخصص باشد به ميان آيد ، اما متاسفانه تاكنون برخي رسانه هاي افغانستان يك روند واحد براي جذب خبرنگاران روي دست ندارند.
ج- عدم تعريف مشخص از خبرنگار :
بدبختانه ما كار خبرنگاري را در حيطه گزارش نويسي خلاصه كرديم ، حتا گوينده گي برنامه هاي خبري را بر دوش ادبيات گذاشتيم و برنامه هاي سياسي را هم بر دوش حقوق و علوم سياسي. در حالي كه يك دانشجو/ محصل خبرنگاري در جريان تحصيل در مقطع ليسانس از مديريت شروع تا به طنز ، تحليل ، خبر ، مصاحبه ، توليد ، دايركت ، تخنيك ، برخي مضمون هاي فرعي در عرصه اقتصاد ، حقوق ، اسلام  ، زبان و ادبيات و... را فرا مي گيرند. اگر تنها كار خبرنگار در حيطه گزارش نويسي خلاصه مي گردد ، پس چه سود كه ما ديگر مضمون ها را در دانشكده خبرنگاري فرا مي گيريم !؟ اما اگر خبرنگاري در گزارش نويسي خلاصه نمي گردد پس چرا خبرنگار مسلكي و حرفه ايي را در رسانه ها به حاشيه كشانيده اند!؟.
د- زير پا شدن غرور خبرنگاران توسط مسوولان برخي رسانه ها :
از لت و كوب خبرنگاران شروع تا به عدم پرداخت امتياز ( معاش ) ماهانه شان از سوي مسوولان رسانه ها يك چالش جدي خبرنگاران افغان به شمار ميرود، بارها خبرنگاران از سوي مسوولان برخي رسانه ها لت و كوب شده اند ، امتياز ( معاش ) چندين ماهه شان پرداخت ناشده با لت و كوب از رسانه بيرون شده اند. در كنار اين برخي مسوولان رسانه ها در افغانستان از كاركرد خبرنگاران با دشنام و توهين استقبال مي كنند.
ذ- مشخص نبودن مرز تفاوت ميان حوزه خبرنگاري با حوزه هاي حقوق و علوم سياسي و ادبيات :
تاكنون برخي رسانه ها قادر به درك مرز تفاوت ميان حوزه زبان و ادبيات ، حقوق و علوم سياسي با خبرنگاري نشده اند.
ر- خشونت بر عليه خبرنگاران :
از مسوولان حكومتي شروع تا به مخالفان مسلح دولت و حتا در برخي موارد شهروندان دست به خشونت بر عليه خبرنگاران مي زنند. اما هيچ نهاد وجود ندارد كه به صورت صادقانه و قطعي پرونده هاي خشونت بر عليه خبرنگاران را تا آخرين لحظه  دادخواهي نمايد ، فقط تمامي كاركرد هاي نهاد هاي حامي خبرنگاران در حيطه نگراني ، نكوهش و محكوم نمودن خلاصه مي گردد، اگر انتقاد شود باز گزارش هاي جعلي را كه دربرگيرنده ده ها ورق است از كاركرد هاي خويش به نشر مي رسانند تا دونران حمايت مالي شان را از اين نهاد ها قطع نكنند. خبرنگار در افغانستان توسط افراد حكومتي ، افراد مسلح غير مسوول ، دهشت افگنان ، محافظان مقام هاي حكومتي و دولتي لت و كوب مي شوند و حتا در برخي موارد شاهد قتل خبرنگاران از سوي گروه هاي تروريستي در كشور بوده ايم. آيا قاتل كدام خبرنگار افغان مجازات شده است!؟. آيا كدام پرونده رويداد خشونت بر عليه خبرنگاران به گونه اي كامل دادخواهي شده است!؟.  پرسش هاي كه هر قدر تحقيق شود باز هم پاسخ منفي به دست خواهد آمد ، اما در برخي موارد اگر استثنا وجود داشته باشد مسله جدا است.
ز- امتياز هاي ناچيز خبرنگاران :
در عموم بيشتر خبرنگاران افغان از وضعيت بد اقتصادي شكايت دارند و امتياز ماهانه شان خيلي ها كمتر نسبت به مصرف ماهانه شان است.
و- كاركرد هاي حكومت :
اگر از حكومت پرسيده شود ، شايد در پاسخ گفته شود كه فلان فلان كميسيون ها وجود دارد و نظام مطبوعاتي كشور را اداره و نظارت مي كنند ، اما بدبختانه حكومت موفق نشده است ، كه براي خبرنگاران ديگر مسايل را كنار گذاشته در امر اطلاع رساني همكاري بهتر داشته باشد. بارها ديده شده است كه سخنگويان حكومتي در برنامه هاي رسانه ها دعوت شده اند اما تشريف نياورده اند. بار ها ديده شده با وجود تماس هاي مكرر خبرنگاران اما بخش مطبوعاتي ارگان هاي حكومتي حاضر به پاسخگويي نشده اند. بارها ديده شده كه اطلاعات دست اول از سوي حكومت در اختيار رسانه ها قرار نگرفته است. بارها از برخورد هاي نادرست مقام هاي حكومتي با خبرنگاران گزارش هاي به نشر رسيده است. عاملان خشونت بر عليه خبرنگاران از سوي دولت مجازات نشده اند. در راستاي تخصصي شدن رسانه ها برنامه هاي مشخص حكومتي وجود ندارد. بيشتر اوقات ديده شده است كه روابط ميان رسانه ها و نهاد هاي مربوط به ويژه وزارت اطلاعات و فرهنگ به اوج تيره گي خود رسيده است. در حالي كه بايد روابط ميان آنها خيلي ها نزديك و دوستانه باشد. كار كميسيون ها هم جز نوشتن در روي ورق سفيد و تهيه گزارش هاي كاري چندين صفحه ايي چيزي بيش نيست و فقط دنبال كارهاي شخصي خود اند. نه قرار داد هاي رسانه هاي افغانستان را بازنگري كرده اند ، نه وضعيت خبرنگاران را بررسي كرده اند ، نه از محتواي نشراتي رسانه ها نظارت دارند.
ن- بيمه صحي ، قرار داد هاي كاري و...:
قرارداد هاي برخي رسانه هاي افغانستان با خبرنگاران اگر خوانده شود ، ديده خواهد شد كه يك قرارداد يك طرفه به نفع مسوول رسانه ، مملو از شرايط بي جا ، در مغايرت با قانون كار و در كل جز چند ورق بي ارزش چيزي بيش نيست. بيمه صحي به جز از چند رسانه محدود در تعداد زياد از رسانه هاي افغانستان وجود ندارد ، و حتا در صورت از بين رفتن خبرنگار رسانه حاضر نيست كه معاش يا امتياز ماهانه او را بپردازد در موارد استثنايي برخي رسانه ها آن هم كه در تحت فشار قرار مي گيرند ، امتياز يك ماه يا چند ساله خبرنگار را به خانواده اش مي پردازند.
ي- امكانات ناچيز در دسترس خبرنگاران افغان:
خبرنگاران افغان با كمترين امكانات حتا در برخي موارد با پاي پياده تازه ها را در مورد رويدادها جمع آوري نموده و به گيرنده گان رسانه ها تقديم مي كنند. كمره هاي فرسوده و با كيفيت پايين ، كست هاي كه چندين بار استفاده شده است ، تراي پات هاي سنگين و مستعمل جز از وسايل دست داشته خبرنگاران افغان مي باشد.
روي هم رفته بايد نوشت كه خبرنگاران افغان در دشوار ترين شرايط با كمترين امكانات بدون تشويق و تمجيد در پي جمع آوري اطلاعات دست اول به صنف گيرنده گان خود مي باشند، اما متاسفانه اين زحمت هاي شان هم از سوي رسانه ها و هم از سوي حكومت ناديده گرفته شده و در مقابل با لت و كوب ، توهين ، دشنام و... استقبال مي شوند. شايد زماني كه گيرنده خبرنگار را در روي پرده تلويزيون تماشا مي كند ، از او برداشت متفاوت داشته باشد يعني يك فردي كه نه غم و اندوه دارد، نه مشكل مالي دارد ، همواره خوش و شاد است ، اما نخير كاش اينگونه مي بود اما نيست آن خبرنگار با هزار ها درد و فشار روي پرده ظاهر شده و اطلاعات را به گيرنده تقديم مي كند ، اما در دل اش چندين ترس وجود دارد ، ترس از برخورد نادرست مدير غير مسلكي و غير حرفه ايي او در رسانه ، ترس توهين و حتا لت و كوب مسوول رسانه ، ترس هراس افگنان ، ترس فشار هاي حكومتي ، مشكل هاي اقتصادي خانواده و... با اين ترس ها شب و روز خود را سپري مي كنند. اما متاسفانه با ارايه گزارش هاي جعلي وضعيت خبرنگاران و رسانه هاي افغانستان را خيلي ها بهتر جلوه مي دهند ، اما آن گزارش هاي جعلي كجا و واقعيت مسله كجا ؟ اين هم وضعيت خبرنگاران افغان كه براي تان ارايه كردم هر آنچه كه در اين نوشته گنجانيده شده است به گونه اي كامل واقعيت بوده و هيچ افراط و تفريط در آن وجود ندارد، و اگر اين نوشته  به كسي بر مي خورد ، اميد است از من آزرده خاطر نشوند اما چاره نيست تا چه زماني بايد سكوت كرد سرانجام بايد قلم به دست گرفت از درد دل كسي نوشت كه سال ها است درد دل و مشكل ديگران را در گوش ناشنوا حكومت فرياد مي زند. و در پايان بايد گفت كه استثنا در مورد چند رسانه محدود كه كادر تخصصي و مديران مسلكي در راس شان قرار دارد حفظ است.