د لوی، مهربان او بخښونکي خدای په نامه

ارزش عقل وآزادی فکردرعقیده.

شمال وردګ 08.06.2016 11:50

اسلام علیکم ورحمت الله وبرکاته .
برادران. خواهران.مسلمان. حیات اجماعی خودرابه به احکام فلسفی اسلام اراسته سازید.
در اسلام نخستین توجه بسوی عقاید و افکار مردم به عمل آمده است زیرا تا وقتی باطن و ضمیر انسان پاک نشود،وذهنیت او اصلاح نشود اصلاح اساسی اعمال و حرکات ظاهری او نا ممکن است. از همین جاست که اسلام در مرحله ای اول انسان را به وجود خالق یکتا و مدبر و سپس به آمدن روز آخرت و محاسبه اعمال و مجازات و مکافات در مقابل آن بحیث یکی از عقاید اساسی مکلف میگرداند . اهمیت عقیده در مورد مبادی اسلامی شرط مهمی است که هیچ عمل بدون عقیده.مفید شمرده نمیشود به طور مثال:
یک فرد مسلمان تنها به این مامور نیست که دروغ نگوید و خیانت نکند بلکه علاوه براین باید معتقد باشد که دروغ و خیانت ذاتأ زشت و موجب بدبختی و زیان اخروی است و انسان در مقابل آن در آخرت مجازات میشود همچنان اینکه صداقت و راستکاری از مکلفیت های فطری اوست. عقیده بر اینکه خداوند دانا و بینا مراقب اعمال و حرکات و حتی افکار و عقاید انسان است .ضروری می باشد. اسلام در عین حال که به تصفیه عقیده انسان توجه خاصی دارد به انسان مجال می بخشد و حتی به وی امر میکند که عقیده اش در هر کاری که باشد بر اساس عقل و منطق متکی باشداز قرار گرفتن تحت تاثیر دیگران و تسلیم بی شرط در مقابل هر مفکوره  و عقیده ای تا وقتی که ارزش واقعی آن به وی معلوم نگردیده خود داری کند. از همین جاست که در چندین مواقع قرآن مجید تقالید کورکورانه و عنعنه پرستی را که بر اساس تعقل استوار نباشد بد گفته و کفار را به اثر این صفت زشت نکوهش کرده و مسلمانان را همواره به تفکر و تدبیر در کارها امر نموده است وحتی در قسمت مهمترین ارکان عقیده که عبارت از عقیدۀ به وجود و وحدت و قدرت خداوند است.
انسان را به تفکر در اسرار و رموز کائنات و تعمق در این جهان بزرگ،پیچیده و پهناور امر کرده تا به وسیله آن به وجود آفریده گار ومدبر واقعی کائنات پی ببرد و چنین نکرده که انسان را فقط از راه دعوت پیامبران و اساسات میتافزیکی محض به همچو حقایق رهنمایی کند.
اسلام در قسمت حریت و آزادی عقیده قدم های فراخی برداشته.و یگانه ایدیولوژی است که در اولین قدم خویش نشر حقایق را در جامعه، صلح و سلم به جهان عرضه داشته است.
اسلام به پیروان خود دستور میدهد که آئین خود را با کمال فرزانگی و حکمت و لطف و مدارا به مردم عرضه دارند. این دین اجازه نداده است بر مردم مغلوبه از راه ظلم، بیدادگری و گردن زنی رفتار کنند. مسلمین در روز عظمت و قدرت خویش به اتباع مملکت به هر دینی که باشندباید اجازه دهندتا درمعابد خود رفته مناسک مذهبی خویش را آزادانه اجرا نمایند.
مباحثات مذهبی میان اربابان عقاید غیر اسلامی و اسلامی به صورت مداوم در یک فضای دور از تعصب صورت بگیرد. مسلمین علم وعالم را  دوست داشته باشند و دانشمند را بدون در نظر داشت افکار و عقاید او بدون قیدوشرط احترام کند و رشد دهند.
 در آیات قرآنی مطالب زیادی به نظر میرسد که ادعای ما را تایید میکند و تذکر آن موجب باورها میگردد و وقتی در مضامین آن دقیق و عمیق شویم ثابت میگردد که قرآن کریم نه تنها نظریات خاصی را در مورد امور علمی و مسایلی که تحت تحلیل علم و دانش می آید تحمیل نکرده، بلکه انسان را به مطالعه و تعمق بیشتر در اسرار جهان وادار ساخته و به وی حق داده به هر نظریه ای که در نظر وی صواب و حق جلوه کند قانع شود، و آن را بپذیرد. از دیدگاه اسلام آزادی بیان و قلم از مهمترین مظاهر آزادی انسانی است که مورد تقدیس و تکریم قرآن مجید قرار گرفته و خداوند نعمت بیان را در ردیف نعمت خلقت و آفرینش انسان بر شمرده و به قلم و آنچه از او می طراود سوگند یاد نموده است "ن والقلم و مایسطرون" چرا که رمز ترقی اندیشه ها در اظهار نظر و تضارب آراء نهفته است و ابتکار و خلاقیت در محیط آزاد است. در چنین محیطی  که عقول و افکار به سوی میدانهای گسترده علوم، فرهنگ سر چشمه های  دیانت و شریعت که زیر بنای نظام و مسالمت جامعه است رهنمون میگردد.
تنها مطلبی که باعث ایجاد فرق، بین انسان و حیوان می شود، وجه عقلانیت انسان است. پس این فرضیه کلی را میتوان مطرح نمود:
1 -اگر انسان از عقل خود، کمال استفاده را نماید ، آنجاست که به مقام رفیعی خواهد رسید، تا آنجا که مالئکه الهی، باید در مقابل او سجده نمایند، چرا که به مقام خلیفه الهی بر روی زمین خواهد رسید: وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَةً . سوره بقره آیه 30
. -حال اگر تصور شود، انسانی دارای عقل است، و عقلش نیز، احکامی را بصورت صحیح دستور میدهد، اما او بر خالف عقل ومنطق روی هوا و هوس و تکبر و......... رفتار نماید ، اینجاست که او موجودی کاملأ پست، از مخلوقات خواهد بود. فرض مثال، فردی که حقیقت را بداند، اما در مقابل آن بخاطر هوا و هوس ایستاده شود ، آیا می تواند دارای ارزش باشد?.
أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَکْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلاَّ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبيلا. ایهً44 سوره عرفان . ترجمه. آیا گمان می بری بیشتر آنان می شنوند یا می فهمند؟! آنان فقط همچون چهارپایانند ، بلکه گمراهترازان .
در اسلام به هرانسانی حق داده شده است که هر نوع عقیده و مذهبی را که به نظر او صحیح است انتخاب کند. یعنی در اسلام انسان این اجازه دارد تا انسان باورهای دینی-اش را خود برگزیند. اسلام بر آزادی عقیده در گفتار، رفتار و اندیشه حرمت گذاشته است و هیچ شخصی حق ند ارد به زور و اجبار عقیدهای را بر کسی تحمیل کند. البته می-توان از راه گفت وگو با روش حکیمانه و مجادلهای نیکو، دیگران را به دین حق دعوت کرد.
بنابراین، انسان در اندیشیدن واعتقاد آزاد است و کسی نمی-تواند دیگری را به انتخاب دینی خاص مجبور کند؛ ولی اگرکسی با آزادی، دین و آئین  اسلام را اختیار کرد، حق تغییر آن را ندارد. و هم چنان در قرآن مجید آمده است.
 لا إِکْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقي‏ لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليم .ٌ256
 در ( اصول اعتقادات ) دین اکراه نیست ( زیرا اذعان و باورهای باطنی اکراه پذیر نیست بلکه تابع دلیل و برهان است ، ) بی تردید راه هدایت از گمراهی ( به واسطه این قرآن ) روشن شده است ، پس هر که به طغیانگر ( شیطان و پیروانش ) کفر ورزد و به خدا ایمان آورد حقّا که به دستگیره محکم چنگ زده که گسستن ندارد ، و خداوند شنوا و داناست.خواننده محترم. براینکه اسلام نه تنها مخالف پیشرفت علم و دانش نبوده بلکه کاملأ مؤیید آن و
پشتیبانی انکشاف علمی و تخنیکی که امروز نصیب عالم بشریت گردیده و روز بروز در پیشرفت
است میباشد. ." طوریکه از مطالعه فرهنگ الفاظ قرآنی منسوب به ژول البوم ۲۲ ماده علم و مشتقات آن در بیشتر از پنجصدو پنجاه جای قرآن ذکر یافته است و این امر نشانه
ذهنیت علمی است که اسلام آنرا به میان آورده و در بسا از آیات قرآنی نیز به آن اشاره شده است.
محیط قرآنی محیط علم و معرفت، عقل، تدبیر، تفکر و نظر است و این کلمات در قرآن چندین بار
تکرار ار گردیده که ثابت میسازد که معرفت در اسلام قدر و اهمیت زیادی دارد معرفتی. که بر
اساس بحث و تفکر استوار باشد نه بر نظریات خرافاتی.