د لوی، مهربان او بخښونکي خدای په نامه

کوچنیانو لپاره سالم روزنیز او ښونیز محیطونه ۲

افغان تحرک 24.03.2015 10:30

د کوچنیانو روزنیز او ښونیز ارتقا زمونږ بقا او زمونږ د بقا کیفیت جوړوی!

لکه چه ذکر شو:

مونږ باید چه د خپل کوچنیانو د رفاه لپاره یعنی دخپل "کوچنیانو روزنیز او شونیز محیطونه ایجادول" په لاره او پروسه کی له مدرن علمی دسپلینونه او یا له علمی څانګی او یا علمی رشتی څخه استفاده وکړو!

مګر دا په دی معنی نه دی چه مونږ له خپل افغانی تفکر، له خپل افغانی فلسفه ، او بلاخره له خپل افغانیت او زمونږ اسلامی برداشتونه په دی ساحه کی، هیڅ استفاده نکړو او دخپل مشکل لپاره یوازی او یوازی له نورو "نسخی" څخه کار اخلو.

چیزی که وجه مشترک بین فلسفۀ افغانی ما، برداشت های اسلامی ما و همچنان "رشته های علمی مرتبط به تربیه و تعلیم اطفال" را به میان می اورد همانا حقوق طفل و یا "دماشوم حق او حقوق" می باشد.

از جملۀ مهمترین حقوق اطفال یا "د ماشومانو او د کوچنیانو حقوق" همانا

الف: حق تربیت طفل یا "دماشوم روزنیز حقوق"
ب : حق تعلیم طفل یا "د کوچنیانو شونیز حقوق"
میباشند.

الف: حق تربیت طفل یا "دماشوم روزنیز حقوق"

بدون شک فقر مادی و فقر معنوی به حیث مشکلات اساسی جامعۀ جنګزدۀ ما جهل، نا فهمی ،کم فهمی، بی سوادی و کم سوادی را به ارمغان اورده است که در کنار دیګر نا بسامانی ها حق تربیت طفل یا "دماشوم روزیز حقوق" و همچنان حق تعلیم طفل یا "د کوچنیانو شونیز حقوق" نیز سخت و شدیدا متضرر ګردیده است، مګر با ان هم ما افغانها باید قوه های فکری و ذهنی خود را انسجام و تمرکز بدهیم تا اینکه به ایجاد یک طرح دقیق، علمی و ملی و همچنان به عملی ساختن ان طرح موفق ګردیم!

چیزی که در قدم اول ، البته در کنار غذای سالم، اولاد وطن به ان ضرورت دارد "محبت" میباشد، مګر متاسفانه اولاد وطن به جای محبت، اکثرا، با "خشونت" مواجه می ګردند. چرا؟

خشونت علیه طفل، ویا "دماشوم په مقابل خشونت" ویا "ماشوم آزاری" عبارت است از هر گونه فعل وعملی ، و یا هم "کم رسیی" که باعث آزار روحی و جسمی و ایجاد آثار ماندگار در وجود یک طفل شود. برخی از این آثار مخرب می‌تواند در وجود یک طفل مخفی باشد و در یک دید اول به چشم نخورد.

خشونت علیه طفل، ویا "دماشوم په مقابل خشونت" را میتوان به دو بخش تقسیم نمود که یکی را خشونت زبانی و دیګرش را خشونت جسمی و یا خشونت فزیکی نامید.

ممانعت از حاضر شدن طفل درصنف درسی، محروم کردن طفل از غذا، حبس طفل در یک اطاق تاریک که با عث وحشت طفل ګردد، چیغ زدن بالای طفل با چنان اواز بلندی که با عث وحشت و "دست و پاچه ګی" طفل ګردد از جمله اشکال مختلف و اکثرا مخفی کودک آزاری ویا "ماشوم آزاری" است. زدن طفل، لت و کوب طفل، یعنی جمله تنبیه بدنی طفل کودک آزاری فیزیکی است. تجاوز جنسی به طفل پلید ترین و وحشیانه ترین نوع کودک آزاری میباشد . در همۀ کشور های به اصطلاح پیش رفتۀ جهان قوانین مشابهی وجود دارند که بدان اساس کودک‌ آزاران به سزای اعمال شان می رسند، در مملکت ما هم باید آزارطفل ویا "ماشوم آزاری" جرمی بسیار جدی محسوب شود، و محاکم افغانی باید برای مجرمان از احکام تعلیقی تا حبس ابد مجازات تعیین کند!

زدن طفل، لت و کوب طفل، یعنی جمله پلید ترین و وحشیانه ترین
میباشد. مګر با ان هم این آثار با عث
- شکستن و یا تخریب شخصیت طفل و یا "دماشوم شخصیت تخریبول"
- ایجاد نا امنی در طفل و یا "دماشوم په ذهن د نا امنی احساس"
- ایجاد غم و اندوه در طفل ویا "دماشوم غمجن حالت"
- و بلاخره مانع رشد استعداد طفل ویا ""دماشوم د استعدادونو او دعلایقو تخریبیدل"

مثلا اګر ما صرف تحقیات و داشته های علم روانشناسی رشد اطفال را فقط و فقط در بخش "رشد حس شنوایی در اطفال" ویا "دماشوم د سامعه حس رشد او انکشاف" را به جامعه و بلخصوص به والدین و اعضای فامیل طفل رسانده بتوانیم

هر ګاه به جواب این بپردازیم که چرا اطفال ما به جای "محبت" ، اکثرا ، "خشونت" طفل در بطن مادر بعد از هفتۀ بیست و چهارم به "شنیدن" اغاز می کند. یعنی طفل در بطن مادر اواز های بیرونی را درک می کند و می شنود، هر نوع خشونتی که به مقابل یک خانم حامله صورت می ګیرد، به طفلی که در بطنش است، نیز صدمه می رسد. پس بهتر اینست که یک طفل در بطن یک مادر اواز خوب، موزون و ګوارای میرمن قمرګل، میرمن زرڅانګه، استاد ایوب، استاد ګل زمان و یا هم اواز موزون استاد قاری برکت الله سلیم را بشنود و یا اواز دلخراش و پر خشونت قیل و قال، توپ و تفنګ، چیغ و پیغ و ګیر و دار را؟
بدون شک که اواز های پر محبت، ملایم موزون و مقفی در رشدتوانایی زبانی طفل و یا "د ماشوم ژبنیز توان" و همچنان در رشد طبیعت خوش و با استعداد طفل کحمک و یاری بهتری می کند و مثمر تر واقع می ګردد!

به اعتقاد اکثر روانشناسان رشد طفل باید اطفال را متناسب با سن آنها در زمینۀ تربیه و تعلیم کحمک کرد. یعنی زمانی که مثلا بخواهیم توانایی زبانی طفل و یا "د ماشوم ژبنیز توان" یک طفل نوزاد، یک ساله، دو ساله ، سه ساله، چهار ساله و پنج ساله را ارتقا ببخشیم، باید با او از نقطۀ نظر کمیت "زیاد" و از نقطۀ نظر کیفیت "خوب" صحبت کنیم، زیرا بشترین ارتقای توانایی زبانی طفل و یا "د ماشوم ژبنیز توان" از تولد تا سنین پنج ساله ګی صورت می ګیرد.

اګر با یک نظر ګذرا مګر دقیق نخست به مهم ترین خواسته ها و ضروریات یک طفل یا یک "ماشوم" نظر اندازیم، متوجه می شویم که یک طفل در قدم اول، حتی در بطن مادر، به غذای سالم و در قدم دوم به "محبت" ضرورت دارد. کمبود غذای سالم و کمبود "محبت و رویۀ مشفقانه" پایه ها و ستون های اصلی و اساسی "محیط های نا سالم" را تشکیل می دهد که بر سلامت جسمی و روحی اطفال و یا "په کوچنیانو جسمی، رفتاری او کرداری او ذهنی سلامتیا" ، تاثیرات منفی می ګذارد.

طفل در ابتدا بعد از تولد طبیعتا از یک طرف معصوم و به کحمک دقیق والدین محتاج میباشد و از جانبی هم "خود خواه" و "خود مرکز بین" نیزمیباشد. پس در قدم اول والدین این مسولیت را دارند که از یک طرف به ضروریات ، علایق ، احتیاجات و خواسته های طفل خویش ، البته همراه با شفقت، مهربانی و محبت، رسیدګی نمایند و از طرف دیګر طفل خود را اهسته اهسته ، البته باز هم با شفقت، مهربانی و محبت ، متوجه خواسته های بی جا و اعمال نا شایستۀ وی نمایند. هنر یک رویۀ سالم پدر و مادر و همچنان اقارب نزدیک طفل با طفل شان در برخورد، رویه و رفتار خوب و با صبری نهفته است: یعنی شفقت، مهربانی و محبت پدر و مادر و همچنان اقارب نزدیک طفل با طفل باید بر پایه های علم، دانش و خرد استوار باشد، نه بر پایه های "احساسات" !

در قسمت شفقت و مهربانی با اطفال همۀ علما به یک نظر اند. پس زمانی که شفقت، محبت و مهربانی در مقابل اطفال ، از جمله حقوق مسلم اطفال به شمار میرود، چرا ما در پی ایجاد محیط های سالمی نباشیم که به نفع تربیۀ اولاد ما است.
مګر پیغمبر بزرګ ما حضرت محمد (ص) برای ما چندین بار و در چندین جای تاکید نکرده اند که: اشخاصی که خشونت به مقابل اطفال می ورزند از جملۀ امت من نیستند؟ واضعیست که چنین فرموده اند.
ایا خوف زده ساختن زن و طفل ګناه محسوب نمی شود؟ واضعیست که میشود.
ایا نباید مادر و همچنان اطفال در مقابل کار های طاقت فرسا حفاظت شوند؟ واضعیست که باید چنین شود.
ایا محبت متقابل زن وشوهر و احترام متقابل زن وشوهر، بر خورد مشفقانۀ زن و شوهر به مقابل یکدیګر از نګاۀ دینی ما ، درست مانند نماز فرض نیست؟ بدون شک که چنین چیزی است.
ایا مور او پلار خپل ماشوم لپاره د مینه او محبت مصدر په حیث نه محسوبیږی؟ واضع دی چه همداسی دی.
ایا زمونږ تول وضعی او هم زمونږ شرعی قوانین د ماشومانو او هم د کوچنیانو حقوقو په ارتباط کی هیڅ کوم ګته وره توسعه نه دی کړی؟ واضع دی چه کړی دی.

پس ولی سره له دی تولو نه یو داسی "ماشوم محور محیطونه" نلرو؟

زمانیکه از ایجاد محیط طفل محور و یا هم از "د ماشومانو او کوچنیانو لپاره روزنیز او ښونیز محیطونه ایجادول" سخن می زنیم باید به تحریف هر چه دقیقتر و هر چه واضع تر این محیط ها و کفیت و کمیت این محیط ها و طرق ایجاد این محیط ها بپردازیم.

په هیله پس در قدم اول باید به بیداری ضمیر و جدان والدین و همچنان به مقابل خشونت ها و بیدادګری های فامیلی بکوشیم، تا نخست به "انارشیزم های فامیلی" ویا "کورنی انارشیږم" خاتمه ببخشیم. یعنی محبت را جانشین خشونت نمایم، زیرا صیقل دادن قانون خانواده یا "دکورنی قانون صیقل ورکول" کوم بی ځایه توسعه نه ښکاریږی!

داسی خو نه کیږی چه مونږ د نورو "پیشرفته ممالکو" په دول هم د کمیت په لهاظ او هم د کیفیت په لهاظ افغان عالمان، افغان پوهان، افغان مخترعین، افغان داکتران، افغان انجینیران او نه پوهیږم څه اوڅه هیله او توقع لرو مګر پخپله حاضر نه و، چه خپل ماشومانو لپاره یو "ماشوم محوره فضا" ایجاد کړو!

مونږ یو "ماشوم محور تحرک" ته اړتیا لرو چه په دقیق او علمی توګه د مربوطه متخصصینو او عالمانو له نظریاتو سره سمیو ګتور ملی طرح اماده او عملی وشی!


ادامه لری.

د افغان مظلوم ولس د سولی، ترقی او رفاه