د لوی، مهربان او بخښونکي خدای په نامه

حقيقت فتوحات اسلام وصدۀ ماده پرستان

عبدالرحمن فرقاني 22.01.2010 09:55

ما اگر مي خواهيم آنچه اسلام در مورد لشكركشي , جنگ , قتال وگسترش دائره فتوحات دارد بدانيم بايد نخست هدف وطبيعت اين لشكركشي را جويا شويم تا حقيقت آنرا دريابيم و بيهوده در مورد آن لشكركشي كه بشريت را از اوهام , سركشي , بغاوت , جاهليت نجات داد تهمت بيجا نبنديم والزام تراشي نكنيم , ما اگر بدانيم كه اين لشكر كشي براي دست آورد والاي رباني صورت گرفت تا دين اسلام دين تمام بشريت باشد و چونكه الله تعالى آنرا براي همه بشريت برگزيده است هرگز از تمدن مادي غرب كه انسان در آن جز الۀ بیش حيثيت ندارد متأثر نمي گرديديم , ما اگر تفاوت لشكركشي اسلام وغرب را دريابيم هرگز به اساسات دين مبين اسلام كه يك دين جهاني است وآن لشكركشي صدر اسلام هم جز مهم آن است گستاخي نخواهيم كرد , بدينمنظور مي خواهم حقيقت فتوحات اسلام را در روشني اقوال يك مفكر مختصراً زير بحث گيريم .
درين شكي نيست كه جهان مادي غرب از حقيقت فتوحات اسلامي واهداف آن درك كامل ندارد وگسترش ووسعت آنرا در جهان در سايه شمشيرها , ورسيدن به اطماع مادي ميپندارند ,بلكه عدد بزرگ از مسلمانان هم از درك كردن حقيقت فتوحات اسلام واهداف آن بيگانه استند, و وسعت دايره فتوحات عسكري را دست آورد براي دين مبين اسلام مي پندارند . اينها وآنها در درك نمودن طبيعت فتوحات اسلام و حقيقت اسلام وپي بردن با اهداف والايش يكسان استند , پس شايسته است تا براي اينها وآنها مفكوره اسلامي و طبيعت فتوحات اسلام وآن تصوير مزوري كه از گسترش وحقيقت اسلام در كله هاي شان ذهن نشين شده است تصحيح شود .
الله تعالى مي فرمايد ( لا اكراه فى الدين قد تبين الرشد من الغي )
وهمچنان مي فرمايد ( يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر وأنثى , وجعلناكم شعوباً وقبائل لتعارفوا ) .
واز رسول الله (ص) پرسيده شد ( الرجل يقاتل للمغنم , والرجل يقاتل للذكر , والرجل يقاتل ليرى . فمن في سبيل الله ؟ فرمود ( من قاتل لتكون كلمة الله هي العليا فهو في سبيل الله )
اين نصوص فوق الذكراز آنچه در مورد طبيعت جنگ هاي اسلامي و فتوحات اسلام وجود دارد وحقيقت آن پرده برميدارد , وچنين شرح ميدارد :
اسلام اصلاً نمي پذيرد كه براي داخل شدن كسي جبراً دراسلام جنگ برپا شود ويا فتح صورت گيرد , بدينمنظور همه آن جنگ ها را نمپذيرد كه باساس همچو تعصب ديني كه جبراً منجر بداخل شدن كسي به اسلام مي انجامد صورت گيرد , جنگهاي كه بشريت خانمانسوزي وويراني آن را در جنگ صليبي , و كشتار مسلمين در اندلس بدست اسپانويان , وجنگ هاي بيشمار ديگر چشيده است , و غرب استعماري اين روند تصادم را بامسلمانان در طول تاريخ ادا مه داده است كه تااكنون بشريت از آن رهائي ندارد, وازتباهي آن مي نالد وهمچنان جنگ هاي صدۀ ماديت درجهان اسلام كه صلبيهاي بي مروت آنرا به راه انداخته است , همه جهان اسلام را همچو كره آتش گردانيده است , كه عادتاً غرب براي براه انداختن چنين جنگ ها عنوان هاي ديگري غير از تعصب ديني را بكار ميبرند اما هدف اصلي در همه جنگ هايشان عليه جهان اسلام همانا تعصب ديني ميباشد , ومي خواهند در راه گسترش دين الهي كه از اذل تا ابد اسلام است واسلام خواهد بود ايستاده شوند .
اسلام نمپذيرد كه بقصد سپردن قدرت بكدام فرد ويا نژاد معين جنگ برپا شود يا هم فتح صورت گيرد , و مردم فقط براي معرفت وشناخت به قبائل وملت ها تقسيم گرديد ه اند , كسي هم حق ذلت كسي را ندارد , وكسي هم بالآي نژاد معين ويا رنگ معين برتري ندارد , زيرا اسلام تمام آن جنگها را نمپذيرد كه باساس تعصب لساني ,نژادي , يا رنگ برپا شود , كه تا اكنون بشريت تلخي و تباهي آنرا ميچشد وچشيده است , حتى درين عصر حاضر كه خيلي ها به ترقي وتمدن آن مي بالند وجز بربادي وتباهي براي بشريت ارمغان ندارند .
وهمچنان اسلام نمپذيرد كه بقصد بدست آوردن غنايم وغارت ثروتهاي ديگران جنگي برپا شود يا فتح صورت گيرد , مانند غرب كه براي غارت ثروت ممالك اسلامي بذريعه ابزار تباه كنندۀ جنگي خود كه ازدست آورد بزرگ تمدن وپيشرفت مادي شان محسوب ميگردد لشكركشي نموده است بدينمنظور تمام آن جنگ هاي استعماري را نمپذيرد كه براي دست آورد اقتصادي صورت گيرد , مانند بدست آوردن نقطه هاي استراتيژي , دست آورد هاي عسكري , قبضه كردن به بازارهاي تجارتي , واستغلال ثروتهاي زير زمين و موارد طبيعي , اينگونه فتوحات را اسلام نمپذيرد , جنگهايكه تا اكنون بشريت از آن مي نالد , جنگ هايكه تمدن فعلي غرب بان استوار است .........................
ونيز اسلام نمپذيرد كه بقصد ستايش وبزرگي شخصي ملوك و پادشاهان جنگ برپا شود ويا فتح صورت گيرد , ويا براي ارضا خواهش شهرت , بزرگي , وتسلط كه بالآي همچو اشخاص حاكم شده است مردم جان خود را از دست دهد , وجنگي برپا شود يا فتح صورت گيرد .
پس براي فتح وجنگ اسلام يك هدف ويك دست آورد است كه عبارت از فرموده رسول الله (ص) ( من قاتل لتكون كلمة الله هي العليا فهو في سبيل الله ) كسيكه رزميد تا كلمه خداوند بلند باشد آن رزميدن در راه خدا است .
پس اين مفكوره ای اسلام است ومي خواهد اين مفكوره را نشر كند وميكوشد اين مفكوره تحقق پذير شود ( كلمة الله هي العليا ) تا كلمة خداوند بلند باشد . پس كلمة برگزيده خداوند درين حديث چيست ؟ وطبيعت آن چطور است ؟ وحدود آن چيست ؟ پس برما است تا طبيعت وحدود اين مفكوره را درك كنيم تا طبيعت فتوحات اسلامي را بدانيم , وبراي اينكه فرق ميان فتوحات اسلامي وفتوحات عسكري ديگر را دريافته باشيم وسپس پي ببريم كه فتوحات اسلامي در چوكات مفكوره اسلامي بوده يا خير.
خداوند جل عزمته فرموده است ( ان الدين عند الله الاسلام ) ( ومن يبتغ غير الاسلام ديناً فلن يقبل منه )
ترجمه : يقيناً دين نزد خداوند (ج) اسلام است . وكسيكه غير از اسلام ديني را مي خواهد از او پذيرفته نميشود .
تحقق پذيرشدن مبدأ كلمة الله هي العليا وگردانيدن كلمة الله بلند ترين كلمة ها خود ضامن ميگردد تا دين (اسلام نزد خدا ) ديني باشد براي همۀ بشريت واسلام نزد خدا يعني اخلاص قلب تنها براي خداوند قادر وتوانا نه به ذات ديگر , ونظريه اسلامي ميگويد : كه همه رسول ها قبل از محمد (ص) همين اسلام را آورده بودند وهمۀ رسالات بهمين اساس برپا شده بود , ورسول الله (ص) اسلام را در شكل اخيرش طوریکه الله تعالى براي بشريت ارزانيده است آورد , زيرا بايد همه مردم به اسلام رو آورند تا كلمة خداوند بلند باشد و كلمة خداوند در روي زمين تحقق پذير گردد , واين يكي از معنا هاي كلمة الله هي العليا درین سیاق است .
اما رو آوردن مردم به این دین اخیر( اسلام ) نبايد از دائره آن روند كه آنرا اسلام برگزيده است خارج گردد (لا اكراه في الدين ) از رسول اسلام و وابستگان به اسلام خواسته شده تا مردم را به اسلام بروش نرم و موعظه حسنه ( أدع الى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنه وجادلهم بالتی هی احسن ) دعوت کنند .
اگر كدام قوت مادي بر سر راه گسترش دعوت اسلام ايستاده ميشود وجلو وسعت آنرا ميگرد اينجا ست تا براي نابود كردن آن سلاح برداشته شود تا دعوت براي اسلام كه دين همۀ بشريت است حريت خود را حفظ كرده باشد , وهمچنان وقتيكه اين قوت مادي برآنهايكه باساس اراده خود به اسلام رو آورده اند تجاوز كند وآنها را از دين خويش باز دارد باید قتال شود تا آزادي عقيده سلب نشده باشد : ( وقاتلوهم حتى لا تكون فتنه ) ودر همچو مواضع معنا قتال براي بلند بودن كلمة الله آشكاراست , وكلمة الله در همچه مواضع به معنا ي آزادي عقيده وآزادي دعوت است , وهر قوت مادي كه در مقابل اين دو آزادي ویا یکی از آن مي ايستد قوت متجاوز ومخالف كلمة الله كه انسان را كرامت بخشيده است ميباشد , پس هر قوتيكه در راه گسترش ووسعت كلمة الله مي ايستد وهر قوتيكه جبراً بذريعه زورعقيده را بالآي مردم مي قبولاند قوتها مخالف كلمة الله است وبايد در مقابل شان قتال صورت گيرد واين قتال در حقيقت در راه خدا (ج) است .
ودر همين مسير جنگ هاي صدر اسلام وفتوحات اولي اسلام صورت گرفته است , فتوحاتيكه اسلام را در جزيره عرب وخارج از آن نشر نمود وبايد خاطر نشان شود كه دعوت براي اسلام قبل از ين فتوحات وجنگ ها صورت گرفته است , وجنگ در راه دين در دو حالت صورت گرفته است 1- وقتي كدام قوت مادي در راه گسترش دين همه بشريت اسلام ايستاده شده باشد . 2- وياهم در صورتيكه قوت مادي گروهي از مسلمانان يا افراد را از اسلام باز دارند , درست است كه بعضي ها براي بدست آوردن غنايم و خواهشات شخصي در جنگ رو آورده اند مگرعملكرد افراد درين مسئله معيار شده نميتواند معيار درين مسئله هدف قيادت است , ما نبايد يك دولت را كه در جنگ داخل شده باشد وبعضي عساكر آن قصد غارت يا چپاول را داشته باشد باساس تصرف آن افراد محاسبه كنيم اگر ما مي خواهيم بان دولت محاسبه كنيم بايد باساس فكر وهدف كه بخاطر آن داخل جنگ شده است محاسبه كنيم .
ودرين شكي نيست كه قيادت اسلامي در فتوحات نخست وجنگها بعدي يگانه هدفيكه داشت آن اين بود تا كلمة الله بلند باشد , ودين اسلام دين تمام بشريت باشد نه از راه جبر بلكه از راه دعوت , وتمام لشكركشي را در راه ضمانت حريت دعوت وآزادي عقيده براه انداخته است ودر همۀ ممالك كه فتح شد اعلان نمود كه هدف اول وآخر دعوت بدين تمام بشريت اسلام است .
اما آنچه از دشمنان اسلام در مورد فتوحات اسلام وگسترش آن بدست تبليغات داده ميشود , از تعصب ديني شان به اسلام سرچشمه ميگيرد ويا هم از تفسير نادرست باساس قياس مؤرخين غربي كه جنگ هاي خويش را با فتوحات اسلام قياس كرده اند , ويا هم از قياس نادرست اهداف فتوحات اسلامي با اهداف جنگ هاي گذشته وكنوني استعماري غرب و طوريكه نزد تركاني وامثالهم ذهن نشين شده است , چونكه آنها مي پندارند كه جنگ هاي اسلامي هم مانند جنگ هاي ماده پرستان براي اهداف مادي صورت گرفته است در حاليكه در تاريخ اسلام هيچ جنگي از طرف قيادت اسلام براي بدست آوردن اهداف مادي براه انداخته نشده است , هر جنگ وفتح كه صورت گرفته تنها وتنها براي هدف ايماني ,آزادي عقيده وحريت دعوت براه انداخته شده ., اسلام براي بدست آوردن زمين ,ثروت , غنيمت , .........هرگز جنگي را براه نه انداخته است .
براي مسلمانان ضرور است تا در پهلو تاريخ طبري تاريخ سياه وننگين دشمنان اسلام را هم مطالعه كند تا حقيقت فتوحات اسلام را درك كنند تاريخ را ورق بزنيد در تاريخ ثبت است : وقتيكه لشكر ها مسلمانان بوادي اردن رسيد وابوعبيده سپه سالار اردو مسلمانان در فحل اقامت گزين شد ,پس باشنده هاي مسيحي اين ديار به مسلمانان نوشت : يا مسلمانان شما براي ما بهتر استيد از قوم روم باينكه آنها همدين ما استند , شما بيشتر ازايشان بما وفا كرديد وبه ما مهربانتر ايد وما را اذيت نميكنيد وولايت شما برما بهتر از آنها ست , مگر آنها بردارائي ها وخانه ها مايان مسلط شدند )
همچنان اهل حمص دروازه ها شهر خود را بروي هرقل بنديدند وبا مسلمانان پيغام فرستادند كه ولايت وعدل شان بهتر از ظلم وجور اغريق است .
فتوحات اسلام وجنگ هاي اسلامي در تاريخ بشريت فتوحات بينظراست , چون جنگ ها اسلامي براي بدست آوردن زمين ها وذخائر آن نبود بلكه براي بدست آوردن قلب هاي باشندگان اين زمين براه انداخته شد
هر انسان مخلص براي انسانيت اگر طبيعت وحقيقت فتوحات اسلام را بداند پس آرزومند خواهد شد تا اسلام تمام روي زمين را در بر گيرد با بيداري مسلمانان وفهميدن به هدف فتح اسلام ...... ان شاء الله اين هدف تحقق پذير خواهد شد .