د لوی، مهربان او بخښونکي خدای په نامه

مصطفی «عمرزی»

16.01.2017 11:54    |   مصطفی «عمرزی» مساله، فقط پاکستانی نیست!

تعریف رویداد ها، به گونه ای که اجزای آن ها در تمایل به گرایش های حزبی، تنظیمی، ستمی و قومی باشند، سیر اخبار افغانستان را در جایی که دلخراش می شوند، رنگی می زند که با میلان به یک سویی، در حالی که توازن ندارد، اغتشاش ذهنی را به نفع کس و کسانی به مشی و منش مبدل می کند که در زمان بازتاب، سوی دیگر قضایا از حل بیافتند.


09.01.2017 11:58    |   مصطفی «عمرزی» رسانه های کنونی افغانی

رسانه های کنونی افغانی بهترین گونه ی کار رسانه یی، در زمینه ای شگل می گیرد که بنیان تاریخی داشته باشد. گذار از قرن نوزده و تحولات اوایل قرن بیست، بنیان های مطبوعات معاصر افغانستان را گذاشتند و تا پایان نخستین جمهوریت (1357) هرچند تنوع آزادی و قیود، نوسان مسیر رسانه ها می شوند، اما چند دهه تجربه ی کاری- که بسیار ایدیالوژیک نشد، رسانه های افغانستان را که بیشتر مطبوع بودند در حالی معرفی می کند که شفافیت مالی و رسالت کاری، دو اصل مهم در شناخت آن ها به شمار رفته اند.


03.01.2017 11:57    |   مصطفی «عمرزی» افغانستان و بازار آزاد

افغانستان و بازار آزاد با نشر دوباره ی این کتاب، بخش دیگری از کالا هایی را معاینه کرده ام که در بررسی مقوله ی سیاسی، سوای مسایل اقتصادی اند. هرچند نام کتاب، ذهنیت ها را به سمت داده های اقتصادی می کشاند، اما منظورم از گزینش این نام (افغانستان و ...) درست همان گزینه ای بود که در چاپ نخست این کتاب تشویق کرد سال ها شور و غوغا را در بازاری بخریم که بی نهایت سیاسی بود.


29.12.2016 14:09    |   مصطفی «عمرزی» سرخورده و سرافگنده (روسیه و ایران در تفسیر بحران زده گان)

سرخورده و سرافگنده (روسیه و ایران در تفسیر بحران زده گان) 14 سال پس از هجوم آمریکاییان به افغانستان، فرصت ها در عکس قضیه، دشمنان تحریک اسلامی طالبان افغانستان را در هجوم ملخ وار به قدرت در شهر ها، شانس داد ضمن تنفس آزاد از منگنه ی سوراخ ها و حفره های جبهه ی به اصطلاح مقاومت، به نحوی در شرکت سهامی حکومت افغانستان سهیم شوند که بازیگران بدترین تاریخ معاصر (چهار سال حاکمیت ملا ربانی) در ساخت و ساز دیموکراسی وارداتی، ارکان و ستون های حقوق بشر، آزادی بیان، دیموکراسی و بنایی می شوند که در طول تمام این کمیدی، مدافعان جهانی حقوق بشر و آزادی نخواستند بفهمند دو سوی بحران افغانستان که یکی به بهانه ی موتلف القاعده، به جای سوراخ نشینان کوه ها، از ارگ به مرگ محکوم شد، در کدام تجربه ی مدنی بایسته بود کسانی جای طالبان را بگیرند که در


25.12.2016 12:36    |   مصطفی «عمرزی» زیان آن فاجعه (سال ها پس از شهادت محمد موسی شفیق)

 زیان آن فاجعه (سال ها پس از شهادت محمد موسی شفیق) هرج و مرج ناشی از تحمیل بحران که در پایان هر برهه، تنوع آنارشیسم را در سوگ ملت افغان، تعریف می کند، ما را در منظری به تداعی گذشته می برد که نوع نگرش بر این منظر، ثابت می کند سیمای ثبات افغانستان در جایی ترسیم شده بود که فرزندان بزرگ، آگاه و راستین این سرزمین، نگارنده گان فصول عمران و تمدن بودند. زیا دور نمی رویم و از شرحی به یاد شهدای ما به سوگ می نشینیم که دیدیم بحران تحمیلی، با قربانی از نخبه گان افغانستان، توضیح مقال فرار مغز ها را در ازهمپاشی شیرازه ی مادی و معنوی ملت بزرگ افغان، چهار دهه است به این یقین می رساند که در نبود طیف اهل کار، دعوا برای رونق افغانستان، فقط یک مدعاست.


24.12.2016 13:37    |   مصطفی «عمرزی» انتقاد رکیک، منطق مدعا را حذف می کند

انتقاد رکیک، منطق مدعا را حذف می کند بسامد، تقابل و سیر فرهنگ انتقاد در یک دهه ای که گذشت، اگر در تعمیم و رواج فرهنگ ابتذال، مقوله یی شده است، خیلی کمتر درمان درد هایی شد که با علاج موثر در پی مداوا می شوند.


17.12.2016 13:59    |   مصطفی «عمرزی» یک قرن در تاریخ و افسانه

یک قرن در تاریخ و افسانه صد سالِ تاريخ معاصر افغانستان (از امير عبدالرحمن خان تا رييس جمهور كرزي) قلب همان جريان هایي بود كه در مسير ده دهه، در تمامي تار و پود سرزمين ما تپيد. از ويژه گي هاي اين صد سال، يكي هم در نگرش و داوري هایي ست كه مردم ما را در نزديكي با اين يك سده آگاه كرد، نشان داد و واضح ساخت تا با نگرش و داوري خودشان نيز بر آن چه رفت بپردازند؛ معني اين شرح اين است كه  فضاي بيرون شده از روزگاران گذشته، فقط در تامل كساني نماند كه واقعه نگار و يا مورخ ناميده مي شوند و در سرزمين ما، اگر مرحوم غبار و علامه حبيبي نگذاشتند سيماي رويداد ها، بسیار تحريف شود، آن چه پس از نگارش بزرگواراني چون غبار، حبيبي و ... رفتند، بيشتر در پردازش ها، جعلیات، تحاريف و بزرگنمايي هايی بودند كه به ويژه پس از آغاز بحران (هفت ثور) تا پايان امارت اسلامي، يا چپي بوده اند يا جهادي، يا تنظيمي شده اند و يا طالباني و يا هم بر روي فلم ها و نسخه هاي بيرون رفته گان (مهاجران) خالي از تخيل و خيالبافي نمانده اند.


16.12.2016 15:48    |   مصطفی «عمرزی» محصولات کژدار و مریز

محصولات کژدار و مریز نوشتن پیرامون زشتی ها و فسادی که در حاکمیت های بازار آزاد بر مردم ما رفتند، یک مقال بزرگ است که به صورت مستقل، چیزی بیشتر از شاهنامه ی فردوسی خواهد شد. تنوع زشتی ها، فساد، خیانت ها و ابتذالی که نتیجه اش نوعی از دارایی های نازل شده اند، ایدیالوژی ای را به وجود آورده است که اگر امتداد یابد، شاید در کنار باور بر کشور، ارزش ها و منافع ملی، بی باوری، سست عنصری و آستان- بوسی بیگانه، نیز تا جایی نهادینه شوند که اگر آینده ی سیاسی داشتیم، اجندا ها و خواسته های بیگانه گان هم، جزو سفارشات روزمره ی ما می شوند.


15.12.2016 11:23    |   مصطفی «عمرزی» اگر حاشا مي كنيم، آزرده نشوند!

سهم پشتون هاي افغانستان با احياي سرزمين ما و رونق دوباره ي مركزيت ها و بالاخره آن چه كه كشور ما را جزو مقال حاكميت ها، بين المللي كرد، نه قابل انكار است و نه قابل چشم پوشي. اين كه اين ايجاد با نام هاي افغان و افغانستان، اينك حقيقت ماست و نسبت به هر ايستگاه تاريخ افغانستان، مستند است و ارزش دارد، چه بخواهند و چه نخواهند، مُهر جهاني نيز خورده است. چنان چه نوشته ام، كساني در زمان حال و در روزگاري كه تضمين هستي و بقاي انسان در جايي كه نيازمند رفاه ست، مولفه ها و اجندا هايی مي خواهد كه هركدام پيوسته با تفكر ملي، عنصر اقتصادی و آزادي هاي مبتني بر فرهنگ ها و تجربه ي بيرون شده از ميان انديشه ها و كردار جوامع را مي سازد، خود را براي تعلق خاطر و بدتر از همه انحصارات و گرايش هايی منزوي مي كنند كه درونكاوي ماهيت تفكر آنان، به شگفتي به علاقه ي شان براي بازي با سرنوشت ديگران بر مي خورد و اين گرايش نادرست، بي هيچ مستند تاريخي و دليل منطقي، توام در ادبيات و ميراث هاي تخيلي مي شود و در بدترين مثال اش فراموش كردن زمان حال در تخيل زمان گذشته است، آیا می دانند در وقت مواجهه ی اين مضحكه با واقعیت ها، چه چيزي بيشتر از نفي و طرد، انگيزنده خواهد بود؟


14.12.2016 12:08    |   مصطفی «عمرزی» درست نویسی پشتو (معرفی کتاب)

درست نویسی پشتو (معرفی کتاب) با برگردان دری این کتاب، گام دیگر- ضمیمه ی منابع آموزش زبان ملی- رسمی پشتو، برداشته می شود. این کتاب با تجربیات بیش از دو دهه ی مولف آن در عرصه ی تدریس، از ویژه گی برخوردار است. در واقع توجه بر نیاز ها، کاستی ها و دقت در کاربرد دستور عام و یک دست، کتاب «درست نویسی پشتو» را در شمار کتاب هایی معرفی می کند که نه فقط محصل زبان پشتو را برای نگارش درست، رهنمود است، بل با برگردان دری، کسانی که دانش مقدماتی زبان دارند، می توانند برای اصلاح دشواری های نگارش- از این کتاب استفاده کنند.


12.12.2016 12:49    |   مصطفی «عمرزی» پشتون ها (معرفی کتاب)

پشتون ها (معرفی کتاب) پس از تجاوز اتحاد شوروی به افغانستان، دیدگاه ها و مقوله ها برای ساماندهی اجتماعی، بدون آن که بسیار در همسویی با واقعیت ها قرار داشته باشند، در نسخه های پیچیده شده و وارداتی، جزو برنامه هایی می شوند که اینک سه دهه پس از تجربیات آن ها و آن چه از پیامد ها در پی آمد، فهم ما برای طی طریق در مسیر درست، هرگز نتوانسته است از جاده های فرعی، در مسیر عام، جا بیافتد؛ که در سرزمینی با تنوع قومی، ناممکن است بحث عدالت اجتماعی را در نوسان هایی که به ویژه در هنگامه های حضور خارجی، اشاعه می دهند، نهادینه کرد.


07.12.2016 11:59    |   مصطفی «عمرزی» وقتی منتقدان ما، از جنس زاده گان بحران مي آيند

وقتی منتقدان ما، از جنس زاده گان بحران مي آيند درست تا اين مقال، در همه جا از نقد بي رويه، نامنصف و غيراخلاقي اي يادآوري كرده ام كه شايد در حد بخشي از محتواي اين نوشته ها شود. ما نقد و انتقاد را به عنوان دو عنصر مهم در جهت اصلاح و توجه بر معضلات مهم مي دانيم و توضيحات ما پيرامون نقدي كه بر آدرس قوم ما مي شود، به هيچ عنوان به معناي اين نيست كه ما، پري ها و يا ملائكي استيم كه درستي و خوبيت، جزو شان ماست و چيزي ديگري از ما سر نمي زند. آسيب هاي جدي كه از رهگذر نقد و در واقع دشنام ها و بي حرمتي هایي كه بر پشتون ها روا داشته اند، باعث ايجاد نيمه فرهنگي شده است كه اگر تكميل شود، جامعه ي متنوع افغاني با وجود خلط و آميزش هاي فراقومي، به سنگر هايی مبدل مي شود كه زماني با زور ايديالوژي هاي بيگانه، حكومت تنظيمي تاريخ معاصر افغانستان را به عنوان الگويی از آن ها ساختند.


06.12.2016 11:34    |   مصطفی «عمرزی» تفسير حُسن نيت

در حاكميت رييس جمهور كرزي، براي آن كه روي زخم ها و جراحات ناشي از سال ها ستيز تحميلي، مرحمي گذاشته شده باشد، شاهد فرمان ها و القابي بوديم كه بدون كمترين ملاحظه، رهبري پشتون ها پذيرفت تا براي رد نكردن دلخواسته هاي ديگران، اعطا شوند. در اين ميان از اعطاي القابي كه به استنثاي چند مورد، يك سره پُر از اشكال بودند و حاتم بخشي هاي عظيم كه روي ناگزيري ها و ملاحظات بيش از اندازه، باري بر دوش مردم ما و بخشش دارايي هاي ملي براي چند گروهك و خانواده شدند، متاسفانه نه فقط به عنوان حرکاتی در جهت برداشتن موانع و حُسن نيت، برداشت نشدند كه برخلاف، طرف هايی كه از همه چيز برخوردار شدند، با گونه اي از حس خودخواهي و اعتماد به نفس كاذب كه از حضور آمريكايي نيرو مي گرفت، ادبياتي را معمول كردند كه آن را در جهت خواسته هاي نامشروع خويش، توجيه مي كنند و تعميم مي دهند.


04.12.2016 12:05    |   مصطفی «عمرزی» وقتي«پشتون روشن»، تعريف مي كنند

در بعضي از فرصت هايی كه زمينه ي گفت وگو با طرف هاي به اصلاح ستمي ميسر شده است، از موضع آنان در برابر پشتون ها پرسيده ام و از وجود پيوند آنان با جامعه ي پشتون ها نيز جويا شده ام. در اين زمينه، چيزي كه جلب توجه ام را كرده است، آوردن عبارت «پشتون روشن» بود كه منتقدان ما از تمامي انواع حاد، ساري و رواني، آن را به كار مي بردند. براي آن كه از ابهام موضوع كاسته باشم، خواستار توضيح شدم و از اين كه «پشتون روشن» آنان چيزي بيشتر از يك موجود ميان تهي نيست، در شگفتي نشدم.


04.12.2016 12:00    |   مصطفی «عمرزی» خطاب به پشتون ها: حق خويش را بخواهيد!

در حاكميت رييس جمهور كرزي، زماني كه مساله ي تامين حقوق پشتون ها مطرح شده است، در جهت بي انصافان، ادبيات مورد استفاده، بهانه ي زعامت و رياست پشتوني است كه وانمود مي كنند، چون بالاترين مقام از اين قوم است، پس بسنده ي آنان باشد. اين كه رياست جمهوري و يا زعامت در افغانستان بر محور پشتونيت قرار مي گيرد، نه فقط استوار بر بسياري از حقايق افغانستان است، بل ناشي از امتياز و ارزشي ست كه پشتون ناميده مي شود و جريان هاي معاصر كه تحميلات زيادي را بر مردم افغانستان آورده اند، ثابت می کنند بدون پشتوانه ي پشتون ها، هيچ زعامتي در افغانستان، تشكيل و پايدار نخواهد ماند.


02.12.2016 11:18    |   مصطفی «عمرزی» قهرمان ملی کیست؟

قهرمان ملی کیست؟ هرچند بحران متداوم، حضور ما در قافله ی تمدن بشری را در دورنما قرار می دهد و سال هاست که مسیر پیمایش برای پیوستن به رفاه و آرامش خاطر، ناهموار است، اما این، باعث نمی شود امید مردمان این سرزمین برای آسایشی که قبل از بحران ها داشتند، به یاد و خاطره مبدل شود.


01.12.2016 12:24    |   مصطفی «عمرزی» از این (پشتوستیزی) بدتر نمی شود!

از این (پشتوستیزی) بدتر نمی شود! انتشار سندی دال بر بی فرهنگی یک بی خبر (عبدالرزاق احمدی) که ظاهراً سرپرست ریاست معارف ولایت هرات است، در زمینه ی شبکه های اجتماعی، ته و بالا شد، اما طبق معمول، چنان چه باید و شاید، بررسی نشد که آن چه در پرتو تاریکی ستمی گری و سقایی ستایی می کنند، نه فقط استوار بر هیچ حقیقتی نیست، بل درگیر «غم درونی» دشمنی های غیر شعوری و عقده یی که بیشتر از همه در توهم تواریخ خودبافته، گروهی و گروهکی را آزار می دهند که گویا گذشته ای داشته اند که حالا ندارند.


30.11.2016 11:32    |   مصطفی «عمرزی» همپذيري به مفهوم معامله و سازش

همپذيري به مفهوم معامله و سازش در سلسله ي همين نوشته هاي كوتاه، اجمالي بر شعار ها و ادعا هاي طرف مقابل ما در زماني كه جامه ي عمل مي پوشند، خالي از مفاد نخواهد بود. اكنون به خوبي آگاه استيم كه طرف مقابل در چه زماني مليگرا مي شود و در چه زماني از ارزش هاي اسلامي و فرهنگي، سوء استفاده مي كند، اما بخش ديگري از دستاويز هاي طرف مقابل نيز در زير چنان شعار هاي انساني و اخلاقي قرار مي گيرند كه قاتلي را در منبر تذكار پرهيز از قتل، مشاهده كنيد.


28.11.2016 11:05    |   مصطفی «عمرزی» بزرگان و شخصيت هاي خويش را با معيار هاي ستمی، محك نزنيد!

حتي بررسي آثار و تحقيقات پشتون ها نيز در زماني كه نويسنده گان و محققان آنان در انبوه به اصطلاح نقد غير پشتون ها و آن چه از آدرس ديگران پيرامون ما نوشته شده اند، فرو مي رود، بدون تامل و دقت،گاهي همان به اصطلاح نقد آنان يا در واقع فحاشي و هتك حرمت ها را كه همه، بيشتر متاثر از وضعيت رواني عقده ي حقارت اند و فقط با گونه اي از ادبيات متظاهر قلمفرسايي می کنند، مقلد می شوند كه مكدر نمودن ميراث ها، كارنامه ها و تاريخ پشتون ها با حجمي كه دارند، چه گونه مانع شده اند تا حتي پشتون انديشمند و فرهنگي نيز زير بار آن ها، كمتر بتواند كمر راست كند و توجه به ارزش هاي زماني، سرعت اش براي دريافت حقايقي كه نياز به تعمق و حوصله ي بيشتر دارند را كُند مي سازد.


27.11.2016 13:47    |   مصطفی «عمرزی» از انتقاد پشتون ها فرار مي كنند

اگر آن چه را كه به عنوان نقد پشتون ها تاريخي، ادبياتي و سياسي شده اند، ميزان كنيد و اين ميزان را بدون توجه بر آن نقدي انجام دهيد كه صف به صف- به رديف هاي پاييني نيز مي رسد، چنان حجمي را مشاهده خواهيد كرد كه كنايه ي «مثنوي هفتاد من كاغذ»، به «مثنوي چند ميليون كاغذ» مبدل خواهد شد. تاثيرات نقد غير اخلاقي و ميان تهي غير پشتون ها بر ما،‌ گونه اي از ادبيات سخيف و بازاري را نيز موجب شده است كه به ويژه در كار روتين كساني كه عضو شبكه هاي عظيم اجتماعي اند، ستيز قومي و دامن زدن به مسايل زيانبار قومي را شدت مي بخشند، اما واكنش ها در برابر نقدي كه بر پشتون ها شده اند،‌ اگر از سطح چند مقاله ي دفاعي كوچك انترنتي بگذرد، در سوي خود پشتون ها، آن قدر ناچيز است كه گاهي با مرور آن ها،